بر اساس گزارش ایسنا، در دولت چهاردهم به گسترش ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر کشور تا بیش از ۵۴۰۰ مگاوات و گامبرداشتن به سمت هدف ۳۰ هزار مگاوات، اشاره شده است. با این حال، هر مگاواتی که امروز به شبکه برق ایران اضافه میشود، نمایانگر سالها تلاش و کوشش است که شامل متقاعدسازی تصمیمگیرندگان، دفاع از ایدهها، تأمین مالی، طراحی پروژههای ابتدایی و مواجهه با تردیدها و موانع مختلف بوده است. هیچ دستاوردی در صنعت برق کشور بهصورت ناگهانی به وجود نیامده و این موفقیتها نتیجهی سالها باور، صبوری و تلاش نسلهایی است که آیندهای روشن برای ایران را فراتر از زمان خود متصور بودند و برای ساخت کشوری آباد تلاش کردند.
دوران طلایی وزارت نیرو در زمان دولت سازندگی شکل گرفت. در این دوره، توسعه گستردهای در ساخت انواع نیروگاهها، بهویژه نیروگاههای بزرگ برقآبی مشاهده شد و تأسیس سازمان انرژیهای نو (سانا) نیز در همین دوره به وقوع پیوست. یکی از افراد برجستهای که در این برهه برای گسترش انرژیهای پاک در کشور تلاش زیادی کرد، مهندس حمید چیتچیان است که بهعنوان یکی از معماران انرژیهای تجدیدپذیر در ایران شناخته میشود.
در بخش دوم گفتوگوی اختصاصی با ایسنا، حمید چیتچیان به پروژههای اجرا شده در طول وزارت خود اشاره کرد و گفت: ساخت یک واحد نمونه فتوولتائیک در مرکز آموزش مدیریت وزارت نیرو واقع در مهرشهر کرج یکی از این طرحها بوده است. در این پروژه، پمپ آبیاری کشاورزی با یک الکتروموتور جریان مستقیم (DC) کار میکرد و برق مورد نیاز آن بهطور مستقیم از سیستم فتوولتائیک تأمین میشد.
او این پروژه را اینگونه توصیف میکند: هدف اصلی این طرح ارائه زمانی بود که نشان دهیم میتوان بدون اتصال به شبکه برق، با بهرهگیری از انرژی خورشیدی، آبیاری کشاورزی را با کارآمدی بالا انجام داد. در آن زمان، هنوز سیستمهای ذخیرهسازی الکتریکی پیشرفته و باتریهای بزرگ موجود نبودند. به همین خاطر، آب در طول روز به استخر ذخیرهسازی منتقل میشد و سپس بهطور متناوب در طول شبانهروز برای آبیاری مزارع استفاده میشد. این پروژه نتایج با ارزش و مثبتی از نظر راندمان و قابلیت اجرایی به همراه داشت.
چیتچیان همچنین به پروژههای دیگری در حوزه تولید بیوگاز از پسماندهای دامی و استفاده از زیستتوده و فناوریهای دیگر انرژیهای تجدیدپذیر اشاره کرد. بهاینترتیب، مجموعهای وسیع از پروژههای پایلوت در نقاط مختلف کشور شکل گرفت که هر یک جزئی از مسیر دستیابی ایران به دانش فنی و تجربیات عملی در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر را فراهم کرد.
چگونگی ادامه مسیر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران
وی درباره ادامه مسیر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران بیان کرد: با افزایش تعداد پروژهها، متوجه شدیم که ظرفیت یک اداره کل در ستاد وزارت نیرو دیگر پاسخگوی حجم فعالیتها نیست و برای اجرای پروژههای بزرگتر، نیاز به ایجاد ساختار اجرایی و تخصصی در کنار سیاستگذاری وزارت نیرو احساس میشود. از اینجا، ایده تأسیس سازمانی مستقل برای توسعه انرژیهای نو شکل گرفت؛ این ایده که در نهایت منجر به تأسیس سازمان انرژیهای نو ایران (سانا) شد.
عبور از مقاومتها و شکلگیری سیاستهای ملی
چیتچیان ادامه داد: وظیفه دفتر انرژیهای نو، سیاستگذاری، برنامهریزی و هدایت پروژههای تحقیقاتی بود؛ اما اجرای پروژههای بزرگ به یک مجموعه اجرایی با اختیارات و ظرفیتهای بیشتر نیاز داشت. به همین دلیل جمعبندی کردیم که لازم است نهادی تخصصی برای اجرای پروژهها شکل بگیرد، نهادی که بهعنوان بازوی اجرایی وزارت نیرو در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر عمل کند، در حالیکه سیاستگذاری همچنان در سطح معاونت انرژی و دفتر انرژیهای نو باقی بماند.
بنیانگذار سازمان انرژیهای تجدیدپذیر در ایران افزود: بر همین اساس، سازمان انرژیهای نو ایران (سانا) تأسیس شد. در همان دوره، سازمان بهرهوری انرژی ایران (سابا) نیز تأسیس گردید که این دو سازمان بهعنوان دو بازوی تخصصی و اجرائی معاونت انرژی وزارت نیرو عمل میکردند؛ یکی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و دیگری در حوزه بهینهسازی مصرف انرژی.
وی با اشاره به مدیریت سانا، افزود: دکتر محمد کبیری اصفهانی بهعنوان مدیر این سازمان انتخاب شد. وی تحصیلات خود را در آلمان به پایان رسانده و سالها در شرکت زیمنس مشغول به کار بود. تجربه بینالمللی و دانش او در زمینه فناوریهای نوین، او را به گزینهای مناسب برای هدایت این سازمان تبدیل میکرد. فعالیت سانا امکانات اجرای پروژهها در مقیاس بزرگتر را فراهم آورد و بسیاری از طرحهایی که پیشتر در مرحله مطالعه یا پایلوت بودند، به فاز اجرایی رسیدند.
مقاومتهای جدی در برابر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر
البته، مسیر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر از همان ابتدا با چالشهای متعددی مواجه بود. نخستین مانع، عدم آشنایی کافی نسبت به این فناوریها در بدنه صنعت برق و نهادهای برنامهریزی کشور بود. بسیاری از مدیران و متخصصان، انرژیهای تجدیدپذیر را فناوریهای آزمایشگاهی یا تجملاتی میپنداشتند و به این باور نداشتند که این منابع بتوانند در آینده سهم مؤثری در تأمین برق کشور داشته باشند.
چیتچیان بر این باور است که این مخالفتها بیشتر ناشی از ناآشنایی با فناوریهای نوین و تجربه ناکافی در این حوزه بود و طبیعی است که وقتی شناخت کافی وجود نداشته باشد، پذیرش یک فناوری جدید دشوار خواهد بود.
او به چالشهای اولیه در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر اشاره کرد و گفت: دومین مانع، محدودیتهای مالی بود. هر بار که برای دریافت اعتبار به سازمان برنامه و بودجه مراجعه میکردیم، با این سؤالات مواجه میشدیم که چرا باید برای فناوریهایی که هنوز سهمی در تولید برق کشور ندارند، هزینه شود. در نتیجه، جذب اعتبار بسیار دشوار بود و بسیاری از پروژهها با چالشهای مالی مواجه بودند؛ این مسئله سرعت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را بهطور ملموسی کند کرده بود.
وی افزود: یکی از انتقادات اصلی زمانه این بود که هزینه تولید برق از انرژیهای تجدیدپذیر بسیار بالا است. منتقدان اشاره میکردند که قیمت تمامشده برق خورشیدی یا بادی چندین برابر برق تولیدی نیروگاههای حرارتی بوده و به همین دلیل، سرمایهگذاری در این حوزه توجیه اقتصادی ندارد.
اما پاسخ بنیانگذاران انرژیهای تجدیدپذیر در ایران، از جمله حمید چیتچیان، دو محور اصلی داشت: نخست اینکه روند جهانی نشان میدهد که هزینه فناوریهای تجدیدپذیر با شتاب در حال کاهش است. استدلال ما این بود که اگر کشور توسعه این فناوریها را به زمانی موکول کند که کاملاً اقتصادی شوند، آن زمان تازه باید یادگیری، انتقال فناوری و ایجاد زیرساختها را آغاز کند؛ این فرایند سالهای زیادی زمان خواهد برد.
او ادامه داد: به همین دلیل پیشنهاد میکردیم که حتیالامکان در مقیاس محدود، نیروگاههای نمونه و عملیاتی احداث شود تا کشور هنگام اقتصادی شدن این فناوریها، از دانش فنی، نیروی انسانی متخصص و توانایی داخلی برای تولید برخوردار باشد. این متخصص صنعت برق تاکید کرد: دومین استدلال ما به شیوه محاسبه قیمت برق مربوط میشد. در آن زمان، هزینه برق نیروگاههای حرارتی صرفاً بر اساس هزینه تبدیل انرژی در نیروگاهها محاسبه میشد و قیمت سوخت مصرفی به دلیل یارانهای بودن تقریباً رایگان تلقی میشد و در محاسبات اعمال نمیشد. ما معتقد بودیم اگر قیمت واقعی سوخت، هزینه انتقال و توزیع برق و سایر هزینههای جانبی هم در نظر گرفته شود، مقایسه میان برق حرارتی و برق تجدیدپذیر نتایج متفاوتی به همراه خواهد داشت.
او بیان کرد: یکی از مزیتهای اصلی انرژیهای تجدیدپذیر، تولید برق در محل مصرف است. وقتی برق در همان نقطهای که مصرف میشود تولید گردد، درصد قابل توجهی از هزینهها و تلفات شبکه انتقال و توزیع کاهش مییابد و این مزیت در آن زمان کمتر مورد توجه قرار میگرفت.
چیتچیان بههمراه سیاستگذاران آن زمان، پس از چند سال فعالیت، به این نتیجه رسیدند که سانا و سابا برای ایفای نقش کارفرمایی و اجرای پروژههای ملی به یک جایگاه حقوقی و سازمانی مناسبتری نیاز دارند. به همین دلیل پیشنهاد تبدیل این دو مجموعه به شرکتهای دولتی تهیه گردید و پس از طی مراحل قانونی در مراجع مربوطه تصویب شد. این تغییر ساختار، اختیارات و ظرفیت اجرایی دو سازمان را بهطور قابلتوجهی افزایش داد و امکان تعامل مؤثرتر با بخش خصوصی و نهادهای دولتی را محقق ساخت.
وی ادامه داد: چند سال بعد، به این جمعبندی رسیدیم که فعالیتهای سانا و سابا باید در قالب یک سازمان واحد ادامه یابد؛ سازمانی که رئیس آن در سطح معاون وزیر نیرو قرار گیرد و از وضعیت مدیریتی بالاتری برخوردار باشد. بنابراین، پیشنهاد ادغام این دو سازمان مطرح شد و بعد از تأیید در دولت و مجلس شورای اسلامی، تشکیل سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا) در ۲۴ آذرماه ۱۳۹۵ به تصویب رسید. با تأسیس ساتبا، برای نخستین بار توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و بهینهسازی مصرف انرژی بهصورت یکپارچه و در سطح معاونت وزیر نیرو شکل گرفت که از نظر ساختار حکمرانی انرژی، یک نقطه عطف مهم در کشور به حساب میآمد.
از تشکیل ساتبا تا سیاست خرید تضمینی برق
چیتچیان با یادآوری ادغام «سانا» و «سابا» در یک سازمان واحد به نام سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا)، درباره جزئیات ادامه فعالیت توسعه تجدیدپذیرها در این سازمان بیان کرد: پیشبینی شد که رئیس این سازمان، معاون وزیر نیرو باشد. این پیشنهاد مراحل قانونی خود را سپری کرد و ابتدا در دولت به تصویب رسید و سپس بهعنوان لایحهای به مجلس شورای اسلامی ارائه شد که مورد تصویب قرار گرفت. اولین شخصی که بهعنوان معاون وزیر نیرو و رئیس ساتبا معرفی شد، دکتر سید محمد صادقزاده بود. البته پیش از او نیز افراد ارزشمندی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر مسئولیت داشتهاند که شایسته ذکر هستند، از جمله مرحوم فرامرز گلشنی و مهندس یوسف آرمودلی.
زیربنای توسعه سرمایهگذاری در حوزه تجدیدپذیر
دیدار با مهندس چیتچیان در سازمان برنامه انجام شد؛ جایی که او خود در سالهای بسیار قبل تلاش میکرد تا این بخش را متقاعد کند که رشد انرژیهای تجدیدپذیر در آینده صنعت برق不可 اجتناب است. حالا او در تابستان سال ۱۴۰۵ با شور و شوق و در نقش عضو شورای عالی فنی این سازمان درباره تجربیات شیرین و تلخ از توسعه تجدیدپذیرها و روزگاری که بر انرژیهای نوین گذشت، به روایت پرداخته است.
پرسیدم که در دوره وزارت شما، برنامهریزی بلندمدتی برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر انجام شد و هدفگذاری شده بود که تا افق ۲۰۳۰ حدود ۷۵۰۰ مگاوات ظرفیت جدید به شبکه برق کشور اضافه شود؛ به نظر میرسد زیربنای این برنامه، سیاست خرید تضمینی برق بود.
چیتچیان پاسخ داد: دقیقاً همینطور است. این برنامه بر مبنای سیاست خرید تضمینی برق شکل گرفت که برای اولین بار در ایران به اجرا درآمد. این سیاست با پیشنهاد دکتر صادقزاده و با مشورت مهندس هوشنگ فلاحتیان، معاون برق و انرژی وزارت نیرو، تدوین و ابلاغ شد. بر اساس این دستورالعمل، اعلام کردیم که هر فرد یا شرکتی، در هر نقطه از کشور، اگر از منابع تجدیدپذیر برق تولید کند، وزارت نیرو برق تولیدی آن را با قیمتهای مشخص و بهصورت تضمینی خریداری خواهد کرد.
برای هر فناوری، از جمله نیروگاههای بادی، خورشیدی و برقآبی کوچک، تعرفه جداگانهای طراحی شد؛ این تعرفهها بهگونهای تنظیم شده بودند که هم برای سرمایهگذاران جذاب باشند و هم هزینه تولید برق در نیروگاههای حرارتی را زیر داشته باشند.
او ادامه داد: نتیجه این سیاست بسیار مشهود بود؛ افراد زیادی از سرمایهگذاران داخلی و خارجی برای سرمایهگذاری در این حوزه ابراز آمادگی کردند. بهخاطرم میآید که نیروگاههای خورشیدی در استان همدان با سرمایهگذاری یک سرمایهگذار آلمانی ساخته شد. همچنین سرمایهگذاران از کشورهای دیگر مانند فرانسه نیز برای اجرای پروژههای مشابه در حال مذاکره بودند.
چیتچیان افزود: در یکی از همایشهای انجمن انرژی بادی ایران که در پژوهشگاه نیرو برگزار شد، خزاعی، معاون سرمایهگذاری خارجی وزارت امور اقتصادی و دارایی آن زمان، اعلام کرد که مجموع درخواستهای سرمایهگذاری خارجی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر ایران 6/3 میلیارد دلار بوده که اگر این سرمایهگذاریها اجرایی میشد، میتوانست تحولی بزرگ در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر کشور ایجاد کند. این استقبال از سوی سرمایهگذاران داخلی و خارجی، نتیجه مستقیم ابلاغ قیمتهای خرید تضمینی برق تجدیدپذیر از سوی وزارت نیرو بود.
چیتچیان اضافه کرد: متأسفانه با اعمال تحریمها از سوی دولت ترامپ و خروج ایالات متحده از برجام، شرایط تغییر کرد؛ سرمایهگذاران خارجی نگران بودند که در صورت سرمایهگذاری در ایران، نتوانند سرمایه خود را منتقل کنند یا از درآمدهایشان بهرهبرداری داشته باشند. به همین دلیل، بخش عمدهای از این سرمایهگذاریها متوقف و یا به نتیجه نرسید.
وزیر پیشین نیرو ادامه داد: هرچند سرمایهگذاران داخلی همچنان میتوانستند در این حوزه فعالیت کنند، اما پس از پایان دوره مسئولیت من در وزارت نیرو، بار دیگر همان دیدگاههای نادرست قدیمی در بخشی از صنعت برق شکل گرفت و دستورالعملهایی صادر شد که بر اساس آن، انعقاد قراردادهای جدید خرید تضمینی برق برای نیروگاههای فتوولتائیک و برخی دیگر از پروژههای تجدیدپذیر متوقف گردید؛ بدین ترتیب، روند پویایی که شروع شده بود با وقفه روبهرو شد.
وی تأکید کرد: از سال ۱۳۹۷، کشور دوباره با خاموشیهای گسترده روبرو شد و مشخص گردید که حتی با احداث نیروگاههای حرارتی جدید، تأمین پایدار سوخت برای آنها، بهویژه در دورههای طولانی، ممکن نیست؛ در این مقطع، توجه دوبارهای به ظرفیتهای انرژیهای تجدیدپذیر جلب شد. همزمان، گزارشهای معتبر بینالمللی نیز نشان میدادند که هزینه تولید برق از نیروگاههای خورشیدی و بادی به پایینترین سطوح خود رسیده است.
این متخصص صنعت برق ادامه داد: یکی از معتبرترین گزارشها در این زمینه، گزارش سالانه مؤسسه Lazard درباره هزینه تولید همتراز برق (LCOE) است؛ این مؤسسه هر ساله هزینه تولید برق از فناوریهای مختلف را مقایسه میکند. بررسی این گزارشها نشان میدهد که در بسیاری از موارد، هزینه تولید برق از نیروگاههای خورشیدی و بادی به مراتب کمتر از سایر فناوریها است؛ درحالیکه هزینه تولید برق در برخی نیروگاهها، مانند نیروگاههای هستهای یا توربینهای گازی ساده، بهمراتب بیشتر است.
الزامات توسعه آینده انرژیهای تجدیدپذیر
وی در پاسخ به این پرسش که توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در آینده به چه الزامات و پیشنیازهایی نیاز دارد، به ضرورتهای اقدام در این حوزه در ایران پرداخت و تأکید کرد: نخست اینکه در مورد هزینه تمامشده انرژیهای تجدیدپذیر، ارزیابیها باید بر مبنای گزارشهای معتبر جهانی باشد، نه نظرات شخصی؛ گزارشهای سالانه مؤسسه Lazard و دیگر گزارشهای معتبر بهوضوح نشان میدهند که این فناوریها امروز به یکی از اقتصادیترین شیوههای تولید برق تبدیل شدهاند.
وی تصریح کرد: دوم اینکه افرادی که با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر مخالف هستند، باید به این سؤال پاسخ دهند که چرا باوجود ظرفیت نصب شده نیروگاههای حرارتی، کشور در زمستان با کمبود سوخت و در تابستان با کمبود برق مواجه میشود. واقعیت این است که توسعه میادین نفت و گاز نیز نیازمند سرمایهگذاریهای جدی است و کشور با محدودیت منابع مالی روبروست، بنابراین، انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند بخشی از راهحل این مسئله باشند.
سومین نکته، به گفته چیتچیان، مردمیسازی تولید برق است. امروزه در دنیا مفهوم Prosumer یا «تولیدکننده - مصرفکننده» مطرح شده است؛ یعنی مصرفکننده میتواند خود نیز تولیدکننده برق باشد. بهعنوان مثال، یک خانوار میتواند بر روی بام منزلش سامانه فتوولتائیک نصب کند، یک کشاورز میتواند برق موردنیاز مزرعهاش را از پنلهای خورشیدی یا توربینهای بادی تأمین کند و یک واحد صنعتی نیز میتواند بخشی از انرژی مورد نیازش را در محل تولید کند. این الگو دارای مزیتهای قابل توجهی است؛ زیرا تولید برق در محل مصرف به حذف بخش عمدهای از تلفات شبکه انتقال و توزیع کمک میکند. همچنین مصرف داخلی نیروگاهها و هزینههای انتقال کاهش یافته و بهرهوری کلی نظام برق بهبود مییابد.
به گزارش ایسنا، مصطفی رجبی مشهدی، معاون برق و انرژی وزارت نیرو، در دهمین کنفرانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر در ایران، نکتهای بهیادماندنی را فراموش نکرد که همه حاضران در جلسه به احترام مهندس چیتچیان در ایستاده از او تقدیر کردند؛ داستان اینجا آغاز شد؛ آینده شبکه برق بدون نیروگاههای تلمبه ذخیرهای غیرقابل تصور است!
رجبی مشهدی اشاره کرد که موضوع نیروگاههای تلمبه ذخیرهای از جمله اقداماتی بود که در دوران مسئولیت مهندس حمید چیتچیان به واقعیت پیوست. اگر بهخاطر داشته باشم، در سال ۱۳۹۴ و زمان افتتاح این نیروگاه، در کنار او بودیم؛ احتمالاً در زمان تأسیس این نیروگاه، کمتر کسی تصور میکرد که روزی چنین نقشی در بهرهبرداری از شبکه برق کشور ایفا کند، اما امروز واقعیت کاملاً تغییر کرده است. اگر اکنون از همکاران مرکز کنترل شبکه برق بپرسید که کدام واحد نیروگاهی برای مدیریت شبکه بیشترین ارزش را دارد، احتمالاً از نیروگاه اتمی یا نیروگاههای حرارتی بزرگ نام نمیبرند، بلکه از نیروگاه تلمبه ذخیرهای سیاهبیشه یاد میکنند. لازم میدانم از مهندس حمید چیتچیان قدردانی کنم؛ زیرا در زمان اجرای این پروژه، پرسشها و حتی مقاومتهای زیادی درباره ضرورت اجرای آن وجود داشت؛ بسیاری میپرسیدند فلسفهی اجرای چنین طرحی چیست و آیا این سرمایهگذاری توجیه دارد یا خیر. علاوه بر این، اجرای پروژه نیز سالها به طول انجامید و با بسیاری چالشها همراه بود.
اکنون، با تجربه بهدست آمده از بهرهبرداری این نیروگاه، ارزش و اهمیت آن برای شبکه برق کشور بهخوبی روشن شده است. شاید همین چند دقیقه تشویق ایستاده حاضران در دهمین کنفرانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر، بهترین نقطه پایان برای این گفتوگو باشد؛ روایت مهندس حمید چیتچیان، داستان ساخت چند نیروگاه یا تأسیس چند نهاد نیست؛ بلکه روایتی از شکلگیری تفکر و ایدهای است که سالها پیش، زمانی که بسیاری به آینده انرژیهای تجدیدپذیر در جهان اعتقادی نداشتند، افق متفاوتی را برای صنعت برق ایران ترسیم کرد.
انتهای پیام
نظرات کاربران