به همین دلیل، مساله تحریم‌ها فقط مساله سیاست خارجی نیست؛ مساله‌ای در قلب اقتصاد سیاسی ایران است. در سطح بین‌المللی نیز پیامد تحریم‌ها تنها محدود به ایران نیست. مخالفت اروپا، چین و روسیه با بازگشت یک‌جانبه تحریم‌های آمریکا و تلاش‌هایی مانند سازوکارهای ویژه پرداخت یا ایده تقویت نقش یورو، نشان داد که استفاده گسترده از تحریم‌های ثانویه می‌تواند انگیزه هابرای کاهش وابستگی به دلار افزایش دهد. با این حال، همان گزارش تاکید می‌کند که به‌دلیل عمق بازارهای مالی آمریکا، نقش دلار در ذخایر بانک‌های مرکزی و سهم بالای آن در پرداخت‌های جهانی، جایگزینی دلار در کوتاه‌مدت واقع‌بینانه نیست. از این رو، تحریم‌ها همچنان ابزار بسیار موثری برای اعمال فشار اقتصادی بر ایران باقی مانده‌اند؛ هرچند ممکن است در بلندمدت به تلاش‌هایی برای دور زدن مرکزیت دلار در نظام مالی بین‌المللی دامن بزنند. در نهایت، تجربه چند دهه تحریم نشان می‌دهد که اقتصاد ایران توانسته از فروپاشی کامل پرهیز کند؛ اما هزینه این بقا بسیار سنگین بوده است. رشد پایین، تورم مزمن، فرار سرمایه، افت کیفیت زیرساخت‌ها، محدود شدن صادرات رسمی و تضعیف طبقه متوسط، نشانه‌های اقتصادی است که در برابر فشارها دوام آورده اما به‌تدریج فرسوده شده است. بنابراین مساله امروز ایران فقط رفع تحریم یا افزایش صادرات نفت نیست؛ مساله اصلی بازسازی ظرفیت رقابت‌پذیری اقتصاد ملی است. اگر این بازسازی با اصلاحات نهادی و کاهش تنش‌های خارجی همراه نشود، تاب‌آوری اقتصاد ایران بیش از آنکه سکوی جهش باشد، به سازوکاری برای ادامه فرسایش تبدیل خواهد شد. بهروز هادی زنوز - دنیای اقتصاد