هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل آمریکای لاتین در تشریح ابعاد توافق نفتی آمریکا و ونزوئلا در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: حملهای که به ونزوئلا انجام شد و در امتداد آن، دستگیری نیکلاس مادورو، نشان داد که برنامههای ایالات متحده، بر اساس استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵، اولویت اصلی خود را به نیمکره غربی داده است. به نظر میرسد موضوع نفت ونزوئلا نیز از ابتدا در چارچوب همین برنامهریزی کلان مورد توجه قرار گرفته بود؛ زیرا چند شرکت بزرگ نفتی، از جمله شورون و شرکتهای آمریکایی مانند اکسونموبیل، تمایل بسیار زیادی برای فعالیت مجدد در این کشور دارند. این شرکتها پیش از این نیز در ونزوئلا فعالیت داشتهاند و بهنوعی همواره خواهان بازگشت به این منطقه بودهاند اما اهمیت ونزوئلا برای ایالات متحده فقط به حضور شرکتهای نفتی محدود نمیشود. نفت ونزوئلا عمدتاً نفت سنگین است و با ساختار برخی پالایشگاههای ایالات متحده سازگاری دارد. از این منظر، ونزوئلا برای آمریکا یک نقطه کاملاً استراتژیک محسوب میشود؛ بهویژه اینکه این کشور از بالاترین میزان منابع انرژی برخوردار است. در عین حال، ونزوئلا طی سالهای گذشته به کشوری تبدیل شده بود که عملاً با بحرانهای عمیق اقتصادی و ساختاری مواجه بود و میتوان از آن بهعنوان یک دولت ورشکسته یاد کرد. تورم بالا، مشکلات اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری در صنعت نفت و قرار گرفتن دولت در بلوک چپ، مجموعهای از عواملی بودند که شرایط لازم را برای تحولات اخیر فراهم کردند.
وی ادامه داد: اکنون نیز با توجه به سندی که بخشی از آن منتشر شده و بخش دیگری همچنان محرمانه است و اطلاعات دقیقی از آن در دست نیست، به نظر میرسد توافق صورتگرفته، دستکم در بخشهای منتشرشده، قراردادی کاملاً یکطرفه و به سود آمریکاییهاست. دولتهای هوگو چاوز و نیکلاس مادورو تلاش میکردند یکجانبهگرایی را تا حد امکان دور بزنند و در سیاست خارجی خود بر نوعی چندجانبهگرایی تأکید داشته باشند. با این حال، به نظر میرسد این رویکرد در شرایط کنونی شکست خورده است. چین، روسیه و کوبا که در سالهای گذشته به شکلهای مختلف در اداره و پشتیبانی از ونزوئلا مشارکت گستردهای داشتند، اکنون عملاً بخش قابل توجهی از نفوذ خود را در این کشور از دست دادهاند. بر اساس اطلاعاتی که تاکنون منتشر شده، این توافق بهگونهای تنظیم شده که منافع شرکتهای آمریکایی را به شکل گستردهای تأمین میکند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: اگر مبنا را همان قرارداد ۲۵ سالهای قرار دهیم که ظاهراً خانم رودریگرز نیز به آن اشاره کرده و تاکنون بیش از آن مدت مشخصی مطرح نشده است، به نظر میرسد ساختار این قرارداد کاملاً یکطرفه باشد. این توافق عملاً دست ۱۷ شرکت نفتی را برای فعالیت گسترده در ونزوئلا باز میگذارد و به معنای آن است که سرمایهگذاریهای بلندمدت و گستردهای در صنعت نفت این کشور انجام خواهد شد. به نظر میرسد ساختار توافق به شکلی طراحی شده که این شرکتها بتوانند برای یک دوره طولانی در ونزوئلا سرمایهگذاری و فعالیت کنند. از سوی دیگر، دولت چپگرای قبلی نیز با عملکردی که خانم رودریگرز داشته، به نظر میرسد عملاً به نوعی تحتالحمایه ایالات متحده قرار گرفته و این را میتوان شکل اولیه وضعیت جدید در ونزوئلا دانست. به نظر میرسد طرفین مذاکرات خود را تا حد زیادی نهایی کردهاند و مقاومتی که در حال حاضر در داخل کشور شکل میگیرد، بعید است بتواند در نهایت تأثیر تعیینکنندهای بر این روند داشته باشد.
وی افزود: در داخل ونزوئلا، نوعی خستگی ممتد از وضعیت اقتصادی، تورم و شرایط نامناسب معیشتی وجود دارد. در عین حال، بخشی از مردم امیدوارند که درآمدهای حاصل از منابع نفتی بتواند صرف شکوفایی اقتصادی کشور شود. البته هنوز مفاد دقیق توافق مشخص نیست و معلوم نیست چه میزان از درآمدهای نفتی به اقتصاد داخلی بازخواهد گشت و این منابع دقیقاً چگونه مورد استفاده قرار خواهند گرفت. با این حال، آنچه تاکنون روشن است، شباهت این توافق به قراردادهای نفتی قدیمی است؛ به این معنا که شرکتهای خارجی امکان استخراج نفت و سرمایهگذاری در این حوزه را پیدا میکنند و اینکه این روند تا چه اندازه بتواند به شکوفایی واقعی اقتصاد ونزوئلا منجر شود، موضوعی است که در ادامه مشخص خواهد شد. این در حالیست از زمانی که مادورو دستگیر شد و دونالد ترامپ آن را بهعنوان یک پیروزی بزرگ اعلام کرد، سیاست خارجی ونزوئلا عملاً معکوس شده است. بر این اساس ایران، کوبا، روسیه و تا حد زیادی چین، دیگر جایگاه و نفوذ سابق خود را در این کشور ندارند و به نظر میرسد از ونزوئلا رانده شدهاند.
اعلمی فریمان گفت: البته چین در این میان تا حدودی یک استثناست؛ زیرا پکن برخلاف روسیه و برخی دیگر از متحدان ونزوئلا، خود را مستقیماً وارد درگیریهای نظامی و سیاسی نکرده بود. به همین دلیل، این احتمال وجود دارد که چین بتواند از طریق یک تفاهم، همچنان بخشی از فعالیتهای نفتی و سرمایهگذاری خود را در ونزوئلا حفظ کند. چین پیش از این نیز در صنعت نفت ونزوئلا سرمایهگذاری کرده بود و احتمالاً این حضور اقتصادی، دستکم در سطحی محدود، ادامه خواهد یافت. با این حال، در سطح سیاست خارجی، وضعیت کاملاً متفاوت است. میتوان گفت ساختار سیاست خارجی ونزوئلا دگرگون شده و این کشور دیگر نظامی با گرایش چپگرایانه به شکل گذشته نیست. در واقع، شاهد یک چرخش بسیار جدی به سمت راستگرایی و محافظهکاری هستیم؛ چرخشی که ابعاد آن بسیار گسترده است.
وی اضافه کرد: در چنین شرایطی، احتمال تصفیه در ساختار سیاسی و اداری ونزوئلا نیز وجود دارد و به نظر میرسد این روند در آینده شدت خواهد گرفت. طبیعی است که در بدنه جریان چپگرایی که در سالهای گذشته به مادورو و چاوز وفادار بودهاند، مقاومتهایی شکل بگیرد. بخشی از نیروهای سیاسی و اداری که همچنان به جریان قبلی وفادار هستند، احتمالاً در برابر این تغییرات مقاومت خواهند کرد و به همین دلیل، تصفیه این عناصر نیز دور از انتظار نیست. به نظر میرسد عناصر وفادار به رودریگرز یا نیروهایی که گرایش بیشتری به غرب دارند، بهتدریج قدرت بیشتری پیدا خواهند کرد. بنابراین، ساختار سیاسی ونزوئلا در حال تغییر است و این تغییر صرفاً محدود به حوزه نفت یا سیاست خارجی نخواهد بود، بلکه میتواند ساختار قدرت داخلی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
این پژوهشگر حوزه آمریکای لاتین در پایان خاطرنشان کرد: در همین حال، وضعیت اپوزیسیون ونزوئلا نیز همچنان نامشخص است و در عمل، به نظر میرسد بخش مهمی از کشور از منظر شراکت نفتی در اختیار شرکتهای نفتی قرار گرفته است و این شرکتها عملاً به بازیگران اصلی اقتصاد ونزوئلا تبدیل خواهند شد. از سوی دیگر، همکاریهای راهبردی جدیدی نیز میان ونزوئلا و اسرائیل شکل گرفته است. در جریان زلزله نیز شاهد همکاریهایی میان ونزوئلا، اسرائیل و آمریکا در زمینه کمکرسانی بودیم و مجوزهایی برای حضور گستردهتر آمریکاییها در مناطق مختلف کشور با هدف کمک به زلزلهزدگان صادر شد. این تحولات نشان میدهد که روابط ونزوئلا با غرب صرفاً در حوزه نفت محدود نخواهد ماند و احتمالاً ابعاد سیاسی و امنیتی گستردهتری نیز پیدا خواهد کرد.
نظرات کاربران