فرارو- والدین همواره با رفتارهایی از سوی فرزندانشان روبه‌رو هستند که ممکن است موجب نگرانی یا استرس آن‌ها شود؛ با این حال، تمام رفتارهای غیرمعمول لزوماً به معنای وجود یک مشکل عمیق نیستند. به‌علاوه، موضوعاتی مانند روابط دوستانه، احساسات و انتخاب‌های آموزشی فرزند اهمیت بیشتری دارند.

به نقل از پرنتس، والدین معمولاً با وجود فهرستی قابل توجه از نگرانی‌ها درباره فرزندان خود مواجه‌اند. با این حال، بسیاری از این نگرانی‌ها بخشی طبیعی از فرایند رشد کودک به شمار می‌روند و نیازی نیست که همواره ذهن والدین را به خود مشغول کنند.

تمام لحظات را در کنار فرزندم نمی‌گذرانم

والدین شاغل نمی‌توانند تمام روز را در کنار فرزندانشان باشند. اهمیت آنچه به مراتب بیشتر از زمان طولانی در کنار کودک است، کیفیت زمان مشترکی است که صرف می‌شود. صرف‌نظر از اینکه والدین چه مقدار زمان با فرزند خود می‌گذرانند، توجه به نیازها و نشانه‌های او در این زمان اهمیت ویژه‌ای دارد. حضور و توجه هدفمند و بدون حواس‌پرتی می‌تواند تأثیر بسزایی بر رشد کودک داشته باشد.

از سوی دیگر، سپردن کودک به مراقبان معتبر و قابل اعتماد نیز نمی‌تواند یک انتخاب نادرست باشد. زمانی که کودک چند وقتی دور از والدین خود باشد، فرصتی برای یادگیری استقلال، انعطاف‌پذیری و سازگاری با تغییرات به دست می‌آورد. بنابراین، پیدا کردن کمک از پدربزرگ و مادربزرگ، اقوام یا پرستار کودک می‌تواند برای والدین و فرزند هر دو سودمند باشد.

فرزندم دقیقاً طبق جدول زمانی رشد پیش نمی‌رود

کودکان نمی‌توانند مهارت‌های رشدی را در زمان‌های مشابهی کسب کنند. هرچند که برای رشد کودکان، محدوده‌ها و معیاری خاص وجود دارد، اختلاف در رشد میان کودکان امری طبیعی به حساب می‌آید. یکی از خطاهای شایع والدین آن است که همیشه فرزند خود را با سایر کودکان هم‌سن مقایسه می‌کنند. به جای آن، بهتر است که پیشرفت فرزند خود را با پیشرفت‌های قبلی‌اش مقایسه کنند. اگر کودک در طول روزها و هفته‌ها پیشرفت می‌کند، این موضوع می‌تواند مهم‌تر از این باشد که آیا او به طور دقیق با دیگر کودکان همزمان به یک مرحله رشدی رسیده است.

البته اگر نگرانی خاصی درباره رشد یا مهارت‌های کودک وجود داشته باشد، باید با پزشک متخصص اطفال مشورت شود. هرگونه نیاز به ارزیابی تخصصی یا مداخلات پیشگیرانه باید به‌موقع انجام گیرد، چرا که شناسایی زودهنگام مشکلات ما را قادر می‌سازد تا به بهترین شکل به کودک کمک کنیم.

گاهی برنامه روزانه‌ تغییر می‌کند

کودکان معمولاً با داشتن برنامه‌ریزی و پیش‌بینی‌پذیری در شرایط بهتر عمل می‌کنند، اما این بدان معنا نیست که برنامه خانواده نمی‌تواند تغییر کند. ممکن است کودک در دوران تعطیلات دیرتر به خواب برود، چرت روزانه‌اش را از دست بدهد یا برای یک مراسم خاص صبحانه‌ای متفاوت بخورد. تغییرات این‌چنینی به خودی خود آسیب‌زننده نیستند.

بازگشت به روال عادی ممکن است چند روزی با اختلال در خواب یا رفتارهای متفاوت روبه‌رو باشد، اما معمولاً می‌توان برنامه خواب و فعالیت‌های روزانه را دوباره تنظیم کرد. در عین حال، برخی تجربه‌های خارج از روال، مانند خوردن بستنی برای صبحانه در روز تولد، می‌توانند به یادماندنی‌ترین لحظات دوران کودکی تبدیل شوند.

فرزندم بد غذاست

بدغذایی یکی از مسائلی است که در بسیاری از کودکان مشاهده می‌شود. اگر پزشک درباره وزن یا وضعیت سلامت کودک نگرانی نداشته باشد، نیازی نیست هر وعده غذایی به دعوای بین والدین و کودک تبدیل شود. یکی از روش‌های پیشنهاد شده، این است که والد دو گزینه غذایی به کودک ارائه دهد؛ به‌طور مثال، غذای معمول خانواده و غذایی که پیش‌تر در خانه آماده شده است. در نهایت، کودک است که تصمیم می‌گیرد چه غذایی را بخورد و به چه مقدار.

این روش بخشی از رویکردی به نام «تقسیم مسئولیت» در تغذیه است. در این شیوه، والد تعیین می‌کند که چه غذاهایی، در چه زمان و مکانی به کودک ارائه شوند؛ اما انتخاب اینکه کودک چه غذایی بخورد یا چه مقداری مصرف کند، بر عهده خود او گذاشته می‌شود.

به‌عنوان مثال، می‌توان در وعده شام یک منبع پروتئینی، یک ماده نشاسته‌ای و مقداری سبزیجات ارائه کرد و دست‌کم یکی از گزینه‌ها را از غذاهای مورد علاقه کودک انتخاب کرد و در کنار آن غذایی جدید قرار داد. این کار فرصتی برای کودک فراهم می‌کند تا غذایی تازه را تجربه کند، بدون اینکه مجبور به خوردن آن باشد.

فرزندم از تکنولوژی استفاده می‌کند

استفاده از تلویزیون، تلفن همراه و تبلت، در صورتی که با نظارت و محدودیت مناسب همراه باشد، به‌طور خودکار موضوعی نگران‌کننده نخواهد بود. حتی می‌توان از این زمان برای ایجاد تعامل با کودک بهره برد؛ به‌طور مثال، والد و کودک می‌توانند با هم یک برنامه آموزشی تماشا کنند و درباره شخصیت‌ها یا موضوعات آن گفتگو نمایند.

ابزارهای کنترل والدین نیز می‌توانند به مدیریت مدت و نوع استفاده از دستگاه‌ها کمک کنند. برخی بازی‌ها و فعالیت‌های دیجیتالی تعاملی می‌توانند در موقعیت‌هایی مانند انتظار در مطب یا سفرهای طولانی هم آموزشی و هم سرگرم‌کننده باشند. نکته اصلی، حذف کامل تکنولوژی نیست، بلکه تعیین مرزهای روشن و همکاری والدین است.

۴ چیزی که واقعاً باید درباره آن‌ها نگران بود

در کنار مسائلی که والدین می‌توانند با آسودگی خاطر از کنارشان بگذراند، برخی موضوعات نیازمند توجه ویژه‌تری هستند.

۱. دوستان و روابط اجتماعی کودک

دوستان کودک اثرات معناداری در رشد اجتماعی و احساسی او دارند. والدین باید با دوستان فرزند خود آشنا باشند و درباره کیفیت روابط او با آن‌ها گفتگو کنند. فعالیت‌های گروهی، بازی با همسالان و کلاس‌های فوق‌برنامه می‌توانند فرصت مناسب برای مشاهده و تقویت مهارت‌های اجتماعی کودک باشند.

اگر کودک به طور مداوم خواسته‌های دوستانش را قبول می‌کند و فرصتی برای انتخاب ندارد، می‌توان با او در این مورد گفتگو کرد و حتی از طریق بازی‌های نقش‌آفرینی، جملاتی که می‌تواند در این شرایط بیان کند را تمرین کرد.

۲. علایق واقعی کودک

بهتر است والدین فرزندشان را صرفاً به خاطر محبوبیت یک فعالیت خاص، به آن مشغول نکنند. کودک باید فرصتی برای تجربه فعالیت‌های مختلف داشته باشد تا بتواند علاقه واقعی خود را کشف کند. تشویق او به دنبال نمودن علایقش می‌تواند به افزایش استقلال، اعتمادبه‌نفس و قدرت تصمیم‌گیری‌اش کمک کند و می‌تواند به ملاقات با کودکانی که علایق مشابهی دارند بینجامد.

۳. کودک باید مهربان باشد

کودکان مشابه اسفنج‌ها هستند و رفتارهایی را که مشاهده می‌کنند، حتی زمانی که به نظر می‌رسد توجه ندارند، جذب می‌کنند. بنابراین آموزش مهربانی و همدلی اهمیت بسزایی دارد. لازم نیست کودک تمام افراد را دوست داشته باشد، اما باید یاد بگیرد که با دیگران محترمانه و مهربان رفتار کند.

والدین نیز خود می‌توانند الگو باشند. گفتگو درباره موقعیت‌هایی که فردی رفتار نامناسبی دارد و بررسی اینکه چه واکنش‌های بهتری می‌توانسته مؤثر باشد، راهی است برای تقویت احساس همدلی در کودک.

۴. احساسات و حال روحی کودک

یکی از پرسش‌های اصلی این است که کودک واقعاً چه احساسی دارد. والدین بهتر است روزانه درباره احساسات فرزند خود سوال کنند و نگرانی‌های او را بی‌اهمیت جلوه ندهند. اضطراب قبل از امتحان می‌تواند طبیعی باشد، اما نگرانی مداوم در مورد مسایل مختلف یا بی‌میلی به فعالیت‌هایی که معمولاً برای کودک لذت‌بخش هستند، یا شکایت‌های تکراری جسمی مانند سردرد و دل‌درد بدون هیچ علت پزشکی مشخص، می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل عمیق‌تر باشد.

در چنین مواقعی، گفتگو با کودک و تلاش برای شناسایی ریشه نگرانی بسیار حائز اهمیت است. اگر مشکل ادامه پیدا کرد، اخذ مشاوره از یک متخصص سلامت روان کودک می‌تواند ضروری باشد. مسائل کوچک و نادیده گرفته شده غالباً می‌توانند با ادامه یافتن، به مشکلات بزرگتر تبدیل شوند.

انتخاب‌های آموزشی هم قابل اصلاح هستند

والدین ممکن است همواره نگران باشند که آیا انتخاب مدرسه، کلاس و فعالیت‌های فوق‌برنامه مناسب برای فرزندشان صورت گرفته است یا خیر. اما هیچ تصمیم آموزشی به‌طور مطلق ثابت نیست. اگر احساس می‌کنید کودک تحت فشار زیادی قرار دارد، می‌توانید فشار را کاهش داده و عکس‌العمل او را بررسی کنید.

اگر مدرسه یا کلاس مناسب نیست، می‌توان با مسئولان آن گفتگو کرد یا در صورت امکان گزینه‌ دیگری را امتحان کرد. در صورتی که کودک در یادگیری با مشکلاتی مواجه است، ارزیابی تخصصی می‌تواند در شناسایی نیازهایش کمک فراوانی نماید. برای تربیت و آموزش کودکان هیچ نسخه‌ای مختص همه وجود ندارد.

آزمایش و خطا، مشاهده واکنش کودک و آمادگی برای تغییر در جهت‌های مختلف بخشی طبیعی از روند فرزندپروری است.