در قرن هفتم میلادی، راهبی چینی به نام شوان‌زانگ سفری طولانی به غرب را آغاز کرد. مقصد او هند بود؛ سرزمینی که چین آن زمان به‌عنوان زادگاه بودیسم احترام زیادی برایش قائل بود.

شوان‌زانگ پس از ۱۶ سال به چین بازگشت و ده‌ها متن مقدس بودایی را با خود آورد؛ متونی که ترجمه آن‌ها تأثیری عمیق بر تحول بودیسم در چین گذاشت. اما دستاورد سفر او فقط مذهبی نبود. او اطلاعات ارزشمندی درباره سیاست، اقتصاد و جغرافیای هند نیز جمع‌آوری کرده بود و آن‌ها را در کتابی با عنوان «گزارش سرزمین‌های غربی» ثبت کرد.

به این ترتیب، این راهب بودایی را می‌توان، هرچند ناخواسته، یکی از نخستین پژوهشگران چینی درباره هند دانست.

در ۱۴ قرن پس از آن، چیزهای زیادی تغییر کرده است؛ از جمله نگاه چین به همسایه‌اش که امروز به‌مراتب کمتر دوستانه و تحسین‌آمیز است.

تفاوت بزرگ دیگر به شیوه‌ای مربوط می‌شود که چین برای شناخت جهان خارج، دانش و تخصص تولید می‌کند.

تا سال ۲۰۲۲، پژوهش درباره یک کشور یا منطقه خاص میان رشته‌های مختلف دانشگاهی پراکنده بود. مثلاً یک پژوهشگر ممکن بود ابتدا در گروه تاریخ درباره هند مطالعه کند و بعد دکترای علوم سیاسی بگیرد.

اما در آن سال، وزارت آموزش چین به مطالعات منطقه‌ای جایگاه «سطح اول» داد؛ تغییری که به دانشگاه‌ها اجازه داد گروه‌های میان‌رشته‌ای ایجاد کنند و مدارکی با تمرکز بر مناطق مشخص جهان ارائه دهند.

این بازسازی دانشگاهی بازتاب یک نیاز مهم چین بود: پکن برای اثرگذاری بیشتر بر جهان، باید آن را بهتر بشناسد.

هند؛ همسایه، رقیب و قدرتی میلیاردنفری

هند مدت‌هاست برای چین کشوری مهم برای مطالعه بوده است.

این کشور همسایه چین است، یک رقیب بالقوه به شمار می‌رود و تنها کشور دیگری در جهان است که جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر دارد.

هند همچنین همراه چین عضو بسیاری از مجامع بین‌المللی، از جمله بریکس است. نارندرا مودی قرار است نشست بعدی بریکس را در روزهای ۱۲ و ۱۳ سپتامبر در دهلی برگزار کند و انتظار می‌رود شی جین‌پینگ نیز در آن شرکت کند؛ نخستین سفر او به هند از سال ۲۰۱۹.

با رشد اقتصاد هند، افزایش نفوذ جهانی این کشور و پیچیده‌تر شدن روابط دوجانبه با چین، تعداد پژوهشگرانی که در چین به مطالعه هند می‌پردازند نیز افزایش یافته است.

اما با وجود این رشد کمی، کیفیت بخش بزرگی از این پژوهش‌ها چندان بالا نیست.

لین مین‌وانگ از دانشگاه فودان در شانگهای و مائو کجی، دانشجوی دکترا در دانشگاه تسینگ‌هوا در پکن، در بررسی‌ای که سال گذشته درباره این حوزه منتشر کردند، نوشته‌اند افزایش توجه به هند «کاستی‌های آشکاری» را نیز نمایان کرده است.

آن‌ها می‌نویسند:

«بسیاری از دیدگاه‌ها فاقد عمق کافی، چشم‌انداز تاریخی و پشتوانه فکری لازم هستند.»

تحلیلگران هندی که درباره چین مطالعه می‌کنند نیز تقریباً به نتیجه مشابهی رسیده‌اند.

راج ورما، دانشمند علوم سیاسی که ۱۱ سال در چین زندگی کرده و پژوهش‌هایی درباره نگاه دانشگاهیان چینی به هند منتشر کرده، می‌گوید پژوهشگران قدیمی‌تر معمولاً «منطقی و میانه‌رو» هستند، اما نسل جوان‌تر گاهی «تهاجمی و خودبزرگ‌بین» ظاهر می‌شود.

به بیان دیگر، چین با وجود آنکه تحقیقات بیشتری درباره هند منتشر می‌کند، ظاهراً کمتر از گذشته آن را می‌فهمد.

اما چرا؟

مشکل نخست؛ نداشتن دسترسی به هند

بسیاری از پژوهشگران چینی یکی از دلایل اصلی را نبود دسترسی مستقیم به هند می‌دانند.

هند همواره در صدور ویزا برای پژوهشگران و خبرنگاران خارجی محتاط بوده است. اما پس از درگیری مرگبار نیروهای دو کشور در ارتفاعات لداخ در سال ۲۰۲۰، پژوهشگران چینی عملاً از ورود به هند منع شدند.

در ماه‌های اخیر، با گرم‌تر شدن روابط دو کشور، صدور ویزای گردشگری دوباره آغاز شده و حتی صحبت‌هایی درباره بازگشت خبرنگاران دو کشور مطرح است.

ممکن است پژوهشگران نیز در مرحله بعد اجازه رفت‌وآمد پیدا کنند.

اما باز شدن مرزها، اگرچه می‌تواند کمک‌کننده باشد، مشکل را به‌طور کامل حل نمی‌کند.

نگاه از بالا به هند سابقه‌ای طولانی دارد

بخشی از مشکل به نگرش‌های تاریخی برمی‌گردد که بسیاری از پژوهشگران چینی با خود حمل می‌کنند.

دست‌کم از اواخر دوران سلسله چینگ، یعنی بیش از یک قرن پیش، بخشی از نخبگان چین به هند با نگاهی از بالا نگاه کرده‌اند؛ به‌ویژه به این دلیل که هند برای مدت طولانی تحت استعمار باقی ماند.

رهبران انقلابی چین نیز چندان تحت تأثیر مبارزه غیرخشونت‌آمیز هند برای استقلال قرار نگرفتند.

حتی دموکراسی زودهنگام هند نیز در چین اغلب نه به‌عنوان نقطه قوت، بلکه به‌عنوان ضعفی که مانع پیشرفت کشور شده دیده می‌شود.

روی همین پایه تاریخی، نسل جدید پژوهشگران چینی با کشوری مواجه شده که از چین فقیرتر و از نظر نظامی ضعیف‌تر است، اما در عین حال با اعتمادبه‌نفس زیادی درباره نقش جهانی خود سخن می‌گوید.

در چنین فضایی، تعجبی ندارد که برخی پژوهشگران چینی جاه‌طلبی‌های هند را جدی نگیرند.

مشکل دیگر؛ کمبود خودانتقادی در چین

عامل دیگری نیز نقش دارد: نبود خودانتقادی کافی.

تحلیلگران هندی به‌طور گسترده درباره اشتباهات سیاست خارجی کشور خود در قبال چین می‌نویسند.

آنانت کریشنان از روزنامه هندو اوایل امسال در خبرنامه خود نوشت که چنین سطحی از خودبازنگری در تحلیل‌های چینی درباره هند دیده نمی‌شود.

او نوشت:

«اگر فرض اولیه این باشد که تمام مشکلات روابط دو کشور ناشی از ناامنی‌ها و حساسیت‌های طرف مقابل است، گفت‌وگو خیلی جلو نمی‌رود؛ و این همان چیزی است که من این روزها در پکن بیشتر می‌شنوم و می‌خوانم.»

فهم هند آسان نیست

البته باید پذیرفت که هند واقعاً کشور پیچیده و گیج‌کننده‌ای است.

حتی کسانی که تمام عمرشان را در این کشور زندگی کرده‌اند هم نمی‌توانند ادعا کنند آن را کاملاً می‌شناسند.

بااین‌حال، شاید بهترین راه برای نزدیک شدن به هند، فروتنی باشد.

شوان‌زانگ هزاران کیلومتر پیاده رفت تا از دانش و میراث هند بهره ببرد.

پژوهشگران خارجی امروز لازم نیست چنین سفری انجام دهند؛ شاید کافی باشد ذهنشان را بازتر کنند.

منبع:اکونومیست