در گزارشی که خبرگزاری خبرآنلاین منتشر کرده است، تحت عنوان؛ «کاسبانی که «حبیب الله» نیستند/ چه کسانی از تحریم پول درمی‌آورند و الیگارشی کاسبان تحریم در کجای سیاست ایران ایستاده‌اند؟» به موضاعات مهمی پرداخته شده است:

شواهد نشان نمی‌دهد که نخستین بار اصطلاح «کاسبان تحریم» در فضای سیاسی کشور از کجا نشأت گرفته باشد، اما حسن روحانی، که ریاست دولت‌های یازدهم و دوازدهم را بر عهده داشت، در سال ۱۳۹۴، هنگامی که به مسائل مربوط به توافق هسته‌ای و تاثیرات تحریم‌ها اشاره می‌کرد، از واژه «کاسبان تحریم» به‌طور مشخص یاد کرده و اظهار داشت: «کاسبان تحریم در دبی، اروپا، چین و تهران، در همه‌ جا حضور دارند و آن‌ها از توافق هسته‌ای خشمگین هستند.» در سخنرانی خود، او همچنین روشن ساخت که برخی کالاها در زمان تحریم، هزینه‌هایی به مراتب بالاتر از قیمت واقعی به ایران تحمیل می‌شد که این بار به دوش مردم قرار می‌گرفت.

به‌واقع، از اظهارات روحانی قابل برداشت است که تحریم‌ها تنها موجب محدودیت در تجارت نمی‌شوند، بلکه خود، راه‌های جدیدی برای فعالیت‌های تجاری ایجاد می‌کنند. مسیری که در آن نقش واسطه‌ها تقویت می‌شود و هر فاز از انتقال کالا و پول می‌تواند به تحمیل هزینه‌های تازه بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم منجر شود.

مناطق آسیب‌دیده اقتصادی ناشی از تحریم‌های اعمال شده، در اظهارات روحانی در آن زمان به‌خوبی مشهود است. او تأکید کرده بود که؛ «برای واردات کالا، کشتی‌ها اجازه ندارند مستقیماً به بنادر ایران وارد شوند و لازم است گاهی در بندر سایر کشورهای منطقه پهلو گرفته و سپس کالا با قایق یا لنج به خاک ایران منتقل شود. برخی هزینه‌ها از جمله بیمه واسطه، تغییر پرچم کشتی و جابجایی پول به قیمت نهایی کالا افزوده می‌شود.»

غلامرضا کمالی‌پناه نیز در یادداشتی که در روزنامه ابتکار به رشته تحریر درآورده و به سال ۱۴۰۰ مربوط می‌شود، به این سؤالات پاسخ داده که کاسبان تحریم واقعاً چه کسانی هستند و از ملت ایران چه انتظاراتی دارند. او بیان کرد: «اگر بخواهیم مخالفان رفع تحریم‌ها را گروه بندی کنیم، می‌توان آن‌ها را به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم کرد. هر دو گروه در یک نقطه، نقاط مشترک دارند و آن، حفظ و تقویت تحریم‌هاست. آن‌ها آگاهند که برداشتن تحریم‌ها می‌تواند به بهبود وضعیت معیشتی مردم ایران منتهی شود، درحالی‌که منافع و جایگاه خود (کاسبان تحریم) را تهدید می‌کند. هر دو گروه اگرچه به ظاهر در گفتار ممکن است شعارهای متضاد ارائه دهند، اما در عمل در دل به این امیدند که توافقی به امضاء نرسد و کسب‌وکارشان آسیب نبیند.»

از سوی دیگر، شبکه‌های تراستی که اخیراً در رسانه‌ها خبرساز شده‌اند، گروهی از واسطه‌ها هستند که در سال‌های تحریم برای انتقال منابع مالی ایران، به ویژه درآمدهای نفتی، به کار گرفته می‌شدند. اما در حال حاضر، این شبکه‌ها به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در مورد شفافیت تجارت تحریمی تبدیل شده‌اند. به‌طوری‌که در ماه مرداد سال جاری، ذبیح‌الله خداییان، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، از پرونده‌ای مرتبط با یکی از این تراستی‌ها خبر داد که بنا بر گفته‌های او، ۲۰۰ میلیون دلار از منابع کشور را بازنگردانده و به خارج از کشور فرستاده است. او همچنین تصریح کرده بود: «برخی تراستی‌ها به کشور خیانت کردند.»

علاوه بر این، ابعاد سیاسی مربوط به مخالفان توافق نیز موجود است. بحثی که سال‌ها مطرح بوده این است که برخی از جریان‌های مخالف مذاکره به واسطه ادامه تحریم‌ها به منافع و سودهای کلانی دست می‌یابند. با این وجود، هیچ مدرکی در تأیید این ادعا ارائه نشده است، اما این موضوع با تردید به سمت آنان اشاره دارد. شاید به همین دلیل، شناسایی «کاسبان تحریم» به سادگی با تهیه یک فهرست از مخالفان توافق یا شناسایی چند چهره اقتصادی محدود نمی‌شود و سؤالات در مورد اینکه چه کسانی از تداوم این وضعیت نفع می‌برند، به قوت خود باقی مانده است.

در نهایت، می‌توان اذعان کرد که پاسخ به این سؤال که «کاسبان تحریم چه کسانی هستند؟» شاید بیشتر از آنکه در موضع سیاسی افراد نهفته باشد، در مسیر حرکت پول قرار دارد؛ در چگونگی فروش نفت، نحوه بازگشت پول، شناسایی واسطه‌های معاملات، میزان کارمزد دریافتی و مقدار منابع کشور که در طول این فرآیند ممکن است ناپدید یا به سود تبدیل شود.

29215