به گزارش خبرآنلاین، وبگاه شبکه خبری سیانان نوشت: در بخشهای مختلف ارتش و جامعه اطلاعاتی آمریکا بحثهایی درباره کاهش شمار نیروها و تأسیسات نظامی و اطلاعاتی مستقر در خاورمیانه شکل گرفته است؛ البته مشروط به اینکه دولت دونالد ترامپ بتواند به جنگ با ایران پایان دهد.
در صورت عملی شدن این طرح، این اقدام تحول دیگری در نحوه مواجهه دستگاه امنیت ملی آمریکا با منطقهای خواهد بود که روسایجمهوری این کشور طی سالهای گذشته بارها تلاش کردهاند از آن فاصله بگیرند، اما هر بار تحولات امنیتی و نظامی آنها را دوباره به خاورمیانه بازگردانده است.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آمریکا شبکهای گسترده از تأسیسات دائمی نظامی و اطلاعاتی خود را در خاورمیانه توسعه داد تا بتواند جنگها و عملیات نظامی خود را در کشورهایی از جمله عراق، افغانستان، سوریه، ایران، یمن و لیبی پشتیبانی و اجرا کند.
اما جنگ اخیر با ایران، آسیبپذیری این زیرساخت را بیش از گذشته آشکار کرده است. بسیاری از تأسیسات آمریکایی در منطقه بارها هدف حملات ایران قرار گرفتهاند و این اتفاق در شرایطی رخ داده که جنگی که طبق نظرسنجیها از محبوبیت چندانی برخوردار نیست، تاکنون به کشته شدن ۱۸ نظامی آمریکایی منجر شده است.
*بقایای پیکر ستوان یکم تایلر فیهان و گروهبان دوم مایکل امانوئل سوینتون در ۲۲ ژوئیه از کشته شدگان جنگ با ایران
ترامپ؛ متغیری که محاسبات واشنگتن را دشوار کرده است
مقامهایی که در این گفتوگوهای غیررسمی در بخشهای مختلف ارتش و جامعه اطلاعاتی آمریکا حضور دارند، بخشی از اقدامات خود را با این هدف انجام میدهند که پیشبینی کنند دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در نهایت چه گزینهای را خواهد پذیرفت.
به گفته منابع سیانان، ترامپ تاکنون راهبرد روشنی برای دوران پس از جنگ ارائه نکرده و در گذشته نیز بخشی از هویت سیاسی خود را بر کاهش حضور نیروهای آمریکایی در خارج از کشور بنا کرده است.
این گفتوگوها در حالی انجام میشود که همچنان حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی و شمار زیادی از تجهیزات و داراییهای نظامی این کشور در خاورمیانه مستقر هستند؛ از جمله دو ناو هواپیمابر و بیش از ۱۲ ناوشکن مجهز به موشکهای هدایتشونده.
یکی از منابع نیز گفته است افسران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) که در اوج درگیریها در اوایل سال جاری به آمریکا بازگردانده شده بودند، اکنون بار دیگر در حال اعزام به منطقه هستند.
همزمان، ارتش آمریکا در حال بررسی راههایی برای تقویت استحکامات دفاعی نیروهایی است که انتظار میرود حتی پس از پایان جنگ نیز در منطقه باقی بمانند.
به گفته دو منبع مطلع از این گفتوگوها، یکی از گزینههای مطرح، انتقال برخی تأسیسات به زیر زمین است تا حفاظت از آنها در برابر حملات موشکی و پهپادی افزایش یابد؛ حملاتی مشابه آنچه ایران در جریان این جنگ چندماهه علیه مواضع آمریکا انجام داده است.
یک مقام آمریکایی در اینباره گفت آسیبپذیری این تأسیسات همواره شناخته شده بود، اما آمریکا هیچگاه با فوریت لازم برای رفع آن اقدام نکرده است.
پنتاگون نیز مدتهاست انتقال برخی پایگاههای خود در منطقه به زیر زمین را بررسی کرده، اما حملات هفتههای نخست جنگ با ایران باعث شد این ایده فوریت تازهای پیدا کند؛ چرا که ایران نشان داد پایگاههای آمریکا تا چه اندازه در برابر حملات موشکی و پهپادی آسیبپذیر هستند.
دو منبع گفتهاند ارتش آمریکا چندین گزینه احتمالی برای تغییر ساختار نیروهای این کشور در خاورمیانه از سال آینده تدوین کرده است. با این حال، کنار گذاشتن موقعیتهای راهبردی مورد استفاده برای عملیات و اعزام هواپیماها تا زمانی که جنگ ادامه دارد، منطقی نخواهد بود.
دفتر وزیر دفاع آمریکا در پاسخ به پرسشهای سیانان، این شبکه را به فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، ارجاع داد. سنتکام پیش از انتشار گزارش به پرسشهای سیانان پاسخ نداد و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا نیز از اظهارنظر خودداری کرد.
این بحثها در واقع ادامه تلاشهای چندباره آمریکا برای کاهش حضور در خاورمیانه است؛ حضوری که طی ۲۵ سال گذشته و از زمان حملات ۱۱ سپتامبر، بارها قرار بود کاهش پیدا کند، اما تحولات منطقه مانع از آن شد.
از ۲۷ هزار نیرو تا ۲۵۰ هزار نظامی در خاورمیانه
ارتش آمریکا حتی پیش از حملات ۱۱ سپتامبر روند افزایش حضور خود در خاورمیانه را آغاز کرده بود. در سال ۱۹۹۸ حدود ۲۷ هزار نیروی فعال در سراسر منطقه مستقر بودند؛ رقمی که بهمراتب بیشتر از حضور نظامی آمریکا در دهههای قبل بود.
پس از ۱۱ سپتامبر، این حضور به شکل چشمگیری گسترش یافت. شبکه پایگاههای آمریکا ابتدا برای پشتیبانی از جنگ افغانستان، سپس جنگ عراق و بعد از آن مجموعهای رو به گسترش از عملیات ضدتروریسم در نقاط مختلف منطقه توسعه پیدا کرد.
در سال ۲۰۰۳، همزمان با حمله آمریکا به عراق، شمار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه به حدود ۲۵۰ هزار نفر رسید.
برآوردهای منتشرشده نشان میدهد بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ تعداد نیروهای آمریکایی در منطقه نوسان داشت، اما هیچگاه به کمتر از حدود ۱۰۰ هزار نفر نرسید.
باراک اوباما، رئیسجمهوری وقت آمریکا، در سال ۲۰۱۱ اعلام کرد که «موج جنگ در افغانستان در حال فروکش کردن است» و واشنگتن روند خروج دهها هزار نیروی آمریکایی را که برای تقویت عملیات به افغانستان اعزام شده بودند، آغاز خواهد کرد. با این حال، آمریکا یک دهه بعد بهطور کامل از افغانستان خارج شد.
اوباما همان سال نیروهای رزمی آمریکا را از عراق خارج کرد تا به حضور نظامی این کشور در جنگی پایان دهد که بهطور گسترده شکستخورده تلقی میشد. اما زمانی که خلأ قدرت در عراق، دستکم از دید برخی تحلیلگران، زمینه را برای ظهور داعش فراهم کرد، اوباما ناچار شد نیروهای آمریکایی را بار دیگر به این کشور بازگرداند.
اگرچه مجموع نیروهای آمریکایی در خاورمیانه پس از سال ۲۰۱۱ کاهش یافت، اما همچنان در محدوده ۳۰ تا ۶۰ هزار نفر باقی ماند.
در تمام این سالها، تهدید ایران نیز در محاسبات سیاستگذاران آمریکایی حضور داشت؛ بهویژه گروههای نیابتی ایران که حملات مرگباری علیه نیروهای آمریکایی در عراق انجام دادند.
جنگ با ایران آسیبپذیری پایگاههای آمریکا را آشکار کرد
اکنون برنامهریزان نظامی آمریکا در حالی گزینههای کاهش نیرو را بررسی میکنند که این کشور ظاهراً بیش از گذشته از دستیابی به توافقی با ایران که بتواند به جنگ پایان دهد، فاصله دارد.
ایران همچنان پایگاهها و نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه را هدف قرار میدهد و هفته گذشته، همزمان با تبادل آتش میان دو طرف برای نخستین بار در حدود یک ماه، به تأسیسات آمریکا در اردن و امارات متحده عربی حمله کرد.
مقامهای آمریکایی میگویند خسارتها قابل توجه بوده است. به گفته یک مقام آمریکایی و یک مقام پیشین اطلاعاتی، پایگاه سازمان سیا در ریاض عربستان سعودی در جریان حمله ایران عملاً منهدم شده است.
تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین، قطر، عربستان سعودی و کویت نیز هدف پهپادها و موشکهای ایران قرار گرفتهاند و منابع میگویند خسارتها در برخی موارد قابل توجه بوده است.
همین آسیبپذیری، اکنون به یکی از محورهای بحث درباره آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه تبدیل شده است.
*سربازان ارتش ایالات متحده در ۲۷ مارس ۲۰۰۳، در نزدیکی شهر نجف عراق، سنگر گرفتهاند.
آیا مأموریتهای حساس بدون پایگاه دائمی انجام میشوند؟
به گفته دو مقام آمریکایی، برخی مقامها در سازمان سیا و فرماندهی عملیات ویژه ارتش آمریکا بررسی کردهاند که آیا میتوان همان مأموریتهای حساس را بدون استقرار دائمی نیروها در منطقه انجام داد یا خیر.
بر اساس این ایده، نیروها و تجهیزات در آمریکا مستقر میمانند، برای انجام مأموریتهای مشخص به خاورمیانه اعزام میشوند و پس از پایان مأموریت به کشور بازمیگردند.
به گفته یک مقام آمریکایی و دو منبع دیگر مطلع از این گفتوگوها، دولت آمریکا همچنین ممکن است در برخی موارد تصمیم بگیرد تأسیسات و تجهیزاتی را که در حملات ایران بهشدت آسیب دیده یا کاملاً منهدم شدهاند، اصلاً بازسازی نکند؛ تصمیمی که بخشی از آن میتواند ناشی از هزینه بالای بازسازی باشد.
مقامهای پنتاگون تاکنون بهطور علنی اعلام نکردهاند کدام تأسیسات را بازسازی خواهند کرد.
جولز «جی» هرست سوم، مدیر امور مالی پنتاگون، در ماه آوریل به خبرنگاران گفت هنوز مشخص نیست تعمیر پایگاهها و تأسیسات آسیبدیده در جنگ با ایران چقدر هزینه خواهد داشت. او افزود بخشی از این تصمیم به این بستگی دارد که وضعیت استقرار نیروهای آمریکا در خاورمیانه در نهایت چگونه ارزیابی شود.
هرست بعداً نیز گفت پنتاگون هنوز رقم نهایی خسارت واردشده به تأسیسات آمریکا در خارج از کشور را در اختیار ندارد و هزینه نهایی به این بستگی خواهد داشت که واشنگتن تصمیم بگیرد این تأسیسات را چگونه بازسازی کند یا اصلاً بازسازی کند یا نه.
پنتاگون به دنبال کاهش نیرو در کشورهای حاشیه خلیج فارس
به گفته سه منبع مطلع از این گفتوگوها، مقامهای ارشد پنتاگون در محافل خصوصی روشن کردهاند که خواهان کاهش حضور نیروهای نظامی آمریکا در چند کشور حاشیه خلیج فارس هستند.
این اقدام بخشی از تلاش گستردهتر واشنگتن برای انتقال سهم بیشتری از مسئولیت دفاعی به شرکای منطقهای خواهد بود.
با این حال، منابع تأکید کردهاند که هنوز هیچ فرآیند رسمی یا دستور مستقیمی برای آنچه در ادبیات نظامی آمریکا «بازبینی وضعیت استقرار نیروها» یا Force Posture Review نامیده میشود، وجود ندارد.
آنچه در حال حاضر جریان دارد، مجموعهای از گفتوگوهای غیررسمی میان مقامهای بخشهای مختلف ارتش و سازمان سیا است؛ گفتوگوهایی که در آنها تلاش میشود برای سناریوهای مختلف آینده آماده شوند.
«آیا یک مأموریت ضمنی در کار است؟»
منابع گفتند مقامها در ارتش و سازمان سیا بهخوبی میدانند که در شرایطی که ارتش آمریکا همچنان به اسکورت کشتیها در تنگه هرمز ادامه میدهد، زیرساختهای ایران را هدف حمله قرار میدهد و تهدید به حمله به اهداف دیگری میکند، احتمال تشدید بیشتر درگیری همچنان وجود دارد.
در عین حال، آنها با متغیری به نام دونالد ترامپ روبهرو هستند؛ رئیسجمهوری که به تغییر سریع مواضع خود شهرت دارد.
یکی از مقامهای آمریکایی با توصیف فضای حاکم بر این گفتوگوها گفت:«آیا یک مأموریت ضمنی در کار است؟ آیا چیزی در راه است که ما باید برای انجامش آماده باشیم، یا اینکه صرفاً برای احتیاط در خط مقدم مستقر ماندهایم؟»
*نیروهای آمریکایی در حال گشتزنی در میدانهای نفتی نزدیک مرز شمال شرقی سوریه با ترکیه در حومه قحطانیه در گوشه شمال شرقی استان حسکه، ۳ سپتامبر ۲۰۲۴.
زمانبندی نامشخص
بحث درباره آینده حضور آمریکا در خاورمیانه، برای سازمان سیا نیز یادآور دورهای است که پیش از حملات ۱۱ سپتامبر در آن قرار داشت.
به گفته مقامهای پیشین سازمان سیا و مورخان، این سازمان در زمان حملات ۱۱ سپتامبر در جستوجوی یک مأموریت جدید بود؛ زیرا رقیب اصلی آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، سقوط کرده بود.
در آن زمان، سازمان سیا تحلیلگرانی داشت که در زمینه تروریسم و خاورمیانه تخصص داشتند، اما تعداد آنها زیاد نبود. جفری راگ، مورخ اطلاعاتی در دانشگاه تگزاس در آستین، میگوید شمار کارکنان این سازمان در منطقه احتمالاً تنها چند صد نفر بود.
پس از ۱۱ سپتامبر، این وضعیت تغییر کرد. سازمان سیا بهشدت به استخدام نیرو پرداخت و مجموعه بسیار بزرگتری از نیروهای شبهنظامی را شکل داد؛ نیروهایی که مسلح بودند و برای شناسایی و تعقیب تروریستها از نزدیک با ارتش آمریکا همکاری میکردند.
این رویکرد با تصویر سنتی از یک مأمور اطلاعاتی تفاوت داشت؛ مأموری که وظیفه اصلیاش برقراری ارتباط با منابع و جمعآوری اطلاعات محرمانه بود.
اما هر دو سازمان، دو دهه حضور و درگیری آمریکا در منطقه را پشت سر گذاشتند؛ منطقهای که روسایجمهوری هر دو حزب در مقاطعی خواهان ترک آن بودند.
باراک اوباما تلاش کرد منابع نظامی و اطلاعاتی آمریکا را به سمت آسیا «چرخش» دهد. دولت ترامپ نیز در نخستین دوره ریاستجمهوری او، در نخستین سند راهبرد امنیت ملی خود، چین را بزرگترین تهدید آمریکا معرفی کرد.
با این حال، «چرخش» به مرور در محافل امنیت ملی آمریکا به یک شوخی تکراری تبدیل شد؛ چرا که بحرانهای منطقهای بارها واشنگتن را به خاورمیانه بازگرداندند.
ظهور داعش یکی از این عوامل بود و تصمیم ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوریاش برای ترور قاسم سلیمانی، فرمانده ارشد ایرانی نیز بار دیگر نشان داد که فاصله گرفتن آمریکا از منطقه تا چه اندازه دشوار است.
ترامپ میان فشار اقتصادی و گزینه نظامی
سیانان اخیراً گزارش داده است که فرماندهان ارشد ارتش آمریکا به ترامپ هشدار دادهاند گزینههای نظامی برای تشدید درگیری با ایران احتمالاً قادر به تحقق اهداف اعلامشده او نخواهند بود.
بر اساس این گزارش، رئیسجمهوری آمریکا در عوض تصمیم گرفته است بر افزایش فشار اقتصادی با هدف تضعیف و فلج کردن حکومت ایران تمرکز کند.
اما مشخص نیست این راهبرد چه مدت زمان نیاز دارد تا به نتیجه برسد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند رهبران کنونی ایران ممکن است حاضر باشند ماهها فشار اقتصادی را تحمل کنند و بعید است در کوتاهمدت تسلیم شوند.
در نتیجه، آینده حضور آمریکا در منطقه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد؛ چرا که از یک سو واشنگتن با هزینههای نظامی، آسیبپذیری پایگاهها و فشار بر منابع خود روبهروست و از سوی دیگر، هنوز مشخص نیست جنگ با ایران چه زمانی و چگونه پایان خواهد یافت.
پایگاههای بزرگ باقی میمانند؛ اما با چه هزینهای؟
در مجموع، مقامهای پنتاگون انتظار دارند برخی از پایگاههای نظامی بزرگ و دائمی آمریکا در منطقه همچنان حفظ شوند.
با این حال، بازسازی این تأسیسات ممکن است به آمادگی کشورهای میزبان برای مشارکت در هزینهها بستگی داشته باشد؛ هزینهای که به گفته یکی از منابع سیانان احتمالاً به میلیاردها دلار خواهد رسید.
بسیاری از این پایگاهها در ابتدا توسط همان کشورهایی ساخته و هزینههای آنها پرداخت شده است که تأسیسات در خاک آنها قرار دارند.
بنابراین، تصمیم درباره آینده این پایگاهها تنها به واشنگتن وابسته نخواهد بود و دولتهای میزبان نیز در تعیین اینکه کدام تأسیسات بازسازی شوند و چه میزان از حضور آمریکا ادامه پیدا کند، نقش خواهند داشت.
با این حال، در کوتاهمدت مسئله اصلی پابرجاست: نیروها و پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه ایران تقریباً بهطور قطعی همچنان در معرض حملات ایران قرار خواهند داشت.
«به این زودی» به بحرین برنمیگردیم
یکی از روشنترین نشانهها درباره آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه، اظهارات رئیس نیروی دریایی این کشور درباره بحرین است.
بحرین محل سنتی استقرار ناوگان پنجم آمریکا است؛ ناوگانی که مسئولیت بخش مهمی از عملیات دریایی آمریکا در خاورمیانه را بر عهده دارد.
با این حال، دریاسالار داریل کادل، رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا، هفته گذشته اعلام کرد نیروهای این کشور «به این زودی» به بحرین بازنخواهند گشت.
کادل گفت: «ما به این زودی به آنجا برنمیگردیم. فقط میخواهم در این مورد کاملاً صادق باشم.»
315
نظرات کاربران