فرارو- مایکل سی. هوروویتز پژوهشگر ارشد حوزه فناوری و نوآوری در شورای روابط خارجی

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن افرز، جنگ ایران نشان داده است که برتری نظامی دیگر صرفاً به در اختیار داشتن تسلیحات پیشرفته و گران‌قیمت وابسته نیست. استفاده گسترده تهران از پهپادها و موشک‌های نسبتاً ارزان اما دقیق، توانسته بخشی از مزیت نظامی آمریکا و اسرائیل را خنثی کند و مفهوم تازه‌ای از قدرت نظامی را به وجود آورد؛ مفهومی که بر «انبوه دقیق» یا استفاده گسترده از تسلیحات دقیق و کم‌هزینه استوار است.

موشک و پهپاد؛ سلاح ارزان در برابر فناوری گران

یکی از مهم‌ترین عوامل مقاومت ایران، آمادگی قبلی برای حملات آمریکا و اسرائیل و ایجاد ساختارهایی برای جایگزینی سریع مقام‌های ترور شده بود. ایران همچنین توانست با وجود محاصره دریایی آمریکا، از فروپاشی کامل اقتصادی جلوگیری کند. اما عامل مهم‌تر، زرادخانه گسترده موشک‌ها و پهپادهای ارزان‌قیمت و نسبتاً دقیق بود.

این تسلیحات به ایران اجازه داد حملات متقابل مؤثری علیه پایگاه‌های آمریکا و زیرساخت‌های حیاتی منطقه انجام دهد و با بستن تنگه هرمز، هزینه تشدید جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد. به این ترتیب، ایران بدون آنکه بتواند با جنگ‌افزارهای پیشرفته آمریکا به شکل متقابل رقابت کند، توانست با شلیک حجم بالایی از تسلیحات ارزان، بخشی از برتری نظامی آمریکا را تحت فشار قرار دهد.

این تحول نشان می‌دهد «انبوه دقیق» در حال تبدیل شدن به یکی از ویژگی‌های اصلی جنگ‌های آینده است؛ وضعیتی که در آن تعداد زیادی پهپاد و موشک ارزان می‌توانند در برابر تعداد محدودی از سامانه‌های بسیار پیشرفته و گران‌قیمت قرار گیرند.

چرا دفاع گران‌تر از حمله است؟

یکی از مشکلات اصلی در برابر این تحول، اختلاف شدید هزینه میان مهاجم و مدافع است. یک پهپاد شاهد-۱۳۶ حدود ۳۵ هزار دلار قیمت دارد، در حالی که یک موشک پاتریوت برای مقابله با آن می‌تواند حدود چهار میلیون دلار هزینه داشته باشد.

در جریان جنگ، آمریکا حدود ۶۵ درصد از موشک‌های رهگیر پاتریوت و ۳۵ درصد از رهگیرهای تاد خود را مصرف کرد و ذخایر باقی‌مانده آن به حدود هزار فروند پاتریوت و ۲۵۰ فروند تاد رسید. کشورهای متحد آمریکا در خاورمیانه نیز با کاهش ذخایر پدافندی مواجه شدند. این مسئله نشان می‌دهد که اگر جنگ‌های آینده با شلیک گسترده تسلیحات ارزان ادامه پیدا کنند، حفظ دفاع در برابر آنها با سامانه‌های گران‌قیمت فعلی بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود.

ایران چگونه از زیرساخت‌های زیرزمینی استفاده کرد؟

آمادگی چندساله ایران نیز نقش مهمی داشت. تهران پیش از جنگ شبکه گسترده‌ای از زیرساخت‌های موشکی زیرزمینی را در سراسر کشور ایجاد کرده بود که تاکنون نابودی کامل آنها برای آمریکا و اسرائیل ممکن نشده است. تأسیسات تولید موشک نیز در نقاط مختلف پراکنده شده بودند و همین پراکندگی، حمله هوایی و نابودی کامل ظرفیت تولید را دشوار کرد. این وضعیت تا حدی فرضیه‌ای را که از زمان جنگ خلیج فارس درباره توانایی نیروی هوایی آمریکا برای نابودی سریع زیرساخت‌های نظامی دشمن شکل گرفته بود، به چالش کشیده است.

جهان در حال یادگیری از تجربه ایران

تجربه ایران اکنون در کشورهای مختلف دنبال می‌شود. کره شمالی فناوری پهپاد شاهد را از ایران و تجهیزات تولید آن را از روسیه دریافت کرده است. لهستان بودجه پهپادی و سامانه‌های مقابله با پهپاد خود را به‌شدت افزایش داده و چند کشور اروپایی نیز برای ساخت پهپادهای تهاجمی ارزان همکاری می‌کنند. عربستان نیز پهپادی تهاجمی با الگوبرداری از شاهد معرفی کرده و ژاپن افزایش چشمگیر بودجه دفاعی خود را تا حد زیادی برای خرید تعداد بیشتری پهپاد دنبال می‌کند. این روند نشان می‌دهد کشورهای مختلف، صرف‌نظر از سطح قدرت اقتصادی و نظامی، در حال سرمایه‌گذاری روی تسلیحات کم‌هزینه و قابل تولید در مقیاس بالا هستند.

هوش مصنوعی؛ مزیت آمریکا، اما نه برای همیشه

جنگ در عین حال نشان داده است که فناوری‌های پیشرفته همچنان اهمیت زیادی دارند. آمریکا با استفاده از سامانه‌های هوش مصنوعی که اطلاعات را از منابع مختلف جمع‌آوری و اهداف احتمالی را برای فرماندهان پیشنهاد می‌کنند، توانسته سرعت عملیات و هدف‌گیری را افزایش دهد.

سامانه «مِیوِن» نمونه‌ای از این ظرفیت است که سرعت انتخاب اهداف را به‌شدت افزایش داده است. با این حال، استفاده از هوش مصنوعی بدون خطر نیست و خطاهای اطلاعاتی می‌تواند به انتخاب اهداف اشتباه منجر شود. همچنین سرعت بالای تصمیم‌گیری احتمال وابستگی بیش از حد انسان به الگوریتم‌ها را افزایش می‌دهد.

در عین حال، این مزیت الزاماً به جدیدترین مدل‌های هوش مصنوعی وابسته نیست. بخش مهمی از توان آمریکا از معماری داده و ادغام سازمانی سامانه‌های موجود ناشی می‌شود؛ بنابراین با ارزان‌تر و فراگیرتر شدن مدل‌های هوش مصنوعی، کشورهای دیگر نیز می‌توانند به قابلیت‌های مشابه دست پیدا کنند.

تغییر موازنه قدرت

نتیجه اصلی جنگ ایران این است که کشورهای ضعیف‌تر دیگر لزوماً از رقابت نظامی کنار گذاشته نمی‌شوند. آنها می‌توانند با ترکیبی از پهپادهای ارزان، موشک‌های دقیق، زیرساخت‌های پراکنده و تولید انبوه، هزینه‌های سنگینی بر قدرت‌های نظامی بزرگ تحمیل کنند.

برای آمریکا، این تحول به معنای ضرورت بازنگری در اتکای گسترده به جنگ‌افزارهای بسیار پیشرفته و گران‌قیمت است. 

جنگ ایران در نهایت نشان داده است که عصر جدیدی از جنگ در حال شکل‌گیری است؛ عصری که در آن تعداد، سرعت و هزینه پایین تسلیحات می‌تواند در کنار فناوری پیشرفته، موازنه قدرت میان کشورهای بزرگ و کوچک را تغییر دهد.