فرارو- پیمان حاج‌محمودعطار؛ برملا شدن خبر قتل زن جوانی در فضای کسب‌وکارش واقع در محمدشهر، به‌دست همسر سابقش و اقدام به خودکشی مرتکب این جنایت، مجدداً موضوع خشونت‌های خانگی و مرتبط با روابط عاطفی را در کانون توجه قرار می‌دهد. طبق گزارشی که به چاپ رسیده، مرد ۴۲ساله‌ای پس از بروز جھد و مشاجره با همسر قبلی، ابتدا او و سپس خود را با تفنگ کمری هدف قرار داده است. در این واقع، زن جان خود را از دست داده و مرد نیز بعد از انتقال به بیمارستان جان سپرده است.

در حالیکه اختلافات خانوادگی و مالی به‌عنوان محرک‌های محتمل مطرح شده‌اند، شناسایی واقعی دلایل و عوامل مؤثر بر این جنایت نیازمند پژوهش‌های دقیق قضایی و جرم‌شناختی است. 

۱. اختلاف خانوادگی؛ زمینۀ محتمل، نه سبب قطعی جنایت

در تحلیل جنایی، نباید صرف وجود اختلافات خانوادگی را دلیل مستقیم وقوع جرم دانست. خود اختلاف به‌تنهایی عمل مجرمانه‌ای محسوب نمی‌شود و بسیاری از اختلافات خانوادگی بدون نیاز به خشونت قابل حل و فصل هستند. 

باید ریشه‌ای به عواملی توجه شود که می‌توانند یک تعارض ساده را به خشونتی مرگبار تبدیل کنند؛ عواملی نظیر پیشینه تهدید، رفتارهای کنترلی، تاریخچه خشونت، شدت اختلافات، نحوه خاتمه رابطه، دسترسی به سلاح و چگونگی شکل‌گیری درگیری نهایی. 

از این رو، تحلیل علمی این‌گونه وقایع مستلزم فراتر رفتن از توضیحات ساده‌انگارانه نظیر «اختلاف خانوادگی» و بررسی زنجیره‌ای از عوامل مؤثر در بروز جرم است. 

۲. نقش دسترسی به سلاح در تشدید خشونت

در این رویداد، به‌کارگیری سلاح کمری تاثیر عمده‌ای در مرگبار شدن رفتار مرتکب داشته است. درگیری‌ها و اختلافاتی که ممکن است در شرایط عادی منجر به آسیب جزئی شوند، با وجود سلاح گرم به سرعت می‌توانند به قتل یا صدمات جبران‌ناپذیری بینجامند. 

ازاین‌رو، کنترل دسترسی غیرمجاز به سلاح، شناسایی تهدیدات مسلحانه و اتخاذ واکنش‌های فوری به گزارش‌های تهدید جانی، در سیاست‌های جنایی پیشگیرانه اهمیت ویژه‌ای دارد. 

البته داشتن دسترسی به سلاح به‌تنهایی به معنای وقوع جرم نیست؛ اما در کنار وجود تهدیدات، سابقه خشونت یا تنش شدید، می‌تواند به‌عنوان یک عامل خطر جدی مطرح شود که باید توسط نهادهای مسئول مد نظر قرار گیرد. 

۳. قتل همسر سابق و مسئله خشونت پس از جدایی

پایان رابطه زناشویی به‌طور طبیعی به معنای پایان تنش‌ها میان طرفین نیست. در بعضی مواقع، اختلافات مالی، مسائل مربوط به فرزندان، احساس مالکیت نسبت به یکدیگر یا دشواری در پذیرش جدایی، زمینه تداوم تنش را فراهم می‌آورد. 

در ارزیابی‌های جرم‌شناختی، باید نسبت به خشونت علیه شریک عاطفی یا همسر قبلی، سابقه رابطه، الگوی رفتار مجرم و شرایط پس از جدایی توجه کرد. عنوان «همسر سابق» به‌تنهایی نمی‌تواند توجیه‌کننده رفتار مجرمانه باشد؛ بلکه باید بررسی کرد که آیا قبل از حادثه، تهدید یا خشونت دیگری وجود داشته و آیا نشانه‌هایی از خطر فزاینده قابل مشاهده بوده است یا خیر. 

در این راستا، حمایت مؤثر از قربانیان تهدید و خشونت خانگی و فراهم کردن بستر برای گزارش‌دهی و مداخله به‌موقع از جمله اقدامات مهم در پیشگیری از جرایم خشونت‌آمیز به شمار می‌آید. 

۴. خودکشی مرتکب؛ موضوعی مستقل در تحلیل جرم‌شناختی

اقدام به خودکشی مرتکب پس از شلیک به همسر سابق، بُعد دیگری از ماجراست که نیازمند بررسی است. این عمل را می‌توان در قالب مطالعات مربوط به خشونت همزمان علیه دیگری و خود تحلیل کرد. 

با این حال، نباید بدون دسترسی به اطلاعات معتبر درباره پیشینه فرد، وضعیت روانی، انگیزه‌ها یا شرایط وقوع حادثه، علت خودکشی را به اختلال روانی، ناکامی عاطفی یا عامل خاص دیگری نسبت داد. 

تحلیل علمی باید میان واقعیت‌های اثبات شده، احتمال‌های موجود و فرضیات جرم‌شناختی تمایز قائل شود. فوت مرتکب به معنای از بین رفتن اهمیت بررسی علت‌ها و شرایط وقوع این حادثه نیست؛ زیرا شناسایی این عوامل می‌تواند در جلوگیری از حوادث مشابه مؤثر باشد. 

۵. آثار حقوقی فوت مرتکب

از دیدگاه حقوق کیفری، با فوت متهم یا محکوم‌علیه، امکان پیگرد کیفری و اجرای مجازات بر شخص فوت‌شده منتفی می‌شود. با این حال، مرگ مرتکب به‌معنای حذف تمامی آثار حقوقی ناشی از جرم نیست. 

در فرض محرز بودن قتل عمد، دلایل حقوقی مرتبط با اولیای دم و آثار مالی ناشی از جرم، از جمله دیه در موارد قانونی، همچنان باید بر اساس قوانین مربوطه بررسی شود. همچنین اگر شواهدی درباره دخالت یا مسئولیت افراد دیگر وجود داشته باشد، مرگ مرتکب اصلی مانع رسیدگی به مسئولیت مستقل آنان نخواهد بود. 

البته تعیین دقیق آثار حقوقی این حادثه، به نتیجه تحقیقات، کیفیت ادله و وضعیت حقوقی پرونده وابسته است. 

قتل مسلحانه همسر سابق و خودکشی مرتکب، واقعه‌ای است با ابعاد انسانی، اجتماعی، کیفری و جرم‌شناختی. کاهش چنین جنایتی به عبارت کلی «اختلاف خانوادگی» نمی‌تواند جوابگوی ضرورت درک عوامل مؤثر در وقوع آن باشد. 

پیشگیری از این‌گونه وقایع نیازمند توجه همزمان به تهدیدات پیشین، خشونت‌های خانوادگی، دسترسی به سلاح، حمایت از قربانیان و واکنش موثر نهادهای مسئول است. 

در نهایت، هرگونه جنایت خشونت‌آمیز باید علاوه بر بررسی در محاکم، به عنوان موضوعی برای ارزیابی سیاست‌های پیشگیرانه مورد مطالعه قرار گیرد؛ زیرا هدف جرم‌شناسی تنها تبیین جرم اتفاق‌افتاده نیست، بلکه شناسایی عواملی است که با مداخله به‌موقع، می‌توان از تکرار آن جلوگیری کرد.

نویسنده : پیمان حاج‌محمودعطار