تن‌دادن رهبران سیاسی کشورهای همسایه ایران به‌خواست آمریکا برای پیوستن به محاصره هوایی ایران را باید در همین چارچوب دید. شاید برخی تحلیل کنند این تصمیم رهبران کشورهای همسایه از سر ترس باشد یا دنبال‌کردن سود کشورشان که نتیجه آن برای جمهوری اسلامی تفاوتی ندارد.

 این واقعیت نه چندان شیرین را باید بپذیریم که همه کشورهای همسایه جهت ‌محاصره هوایی ایران، به دستور آمریکا تن داده و برخی رخدادهایی که چشم‌انداز روشن‌تری را نشان می‌دهد، به اصل موضوع چیزی اضافه نمی‌کند. انتشار خبرهایی مانند، رهبری عراق دنبال گرفتن معافیت از ممنوعیت‌هاست یا اینکه پروازهای ایران به‌سوی کشورهای دیگر در جریان است بر بزرگی اتفاق پیش‌آمده سایه نمی‌افکند.

چرا چنین چیزی شده و بخش عمده‌ای از کشورهای جهان با تحریم‌های گسترده ایران از سال1397 به این‌سو با آمریکایی همساز شده‌اند؟

چرا هیچ کشور مهمی در دنیا حاضر نیست از اراده آمریکا سرپیچی کند؟ حقیقت این است که اقتصاد آمریکا با فاصله‌ای قابل‌اعتنا در بالای‌سر اقتصاد چین و نیز سه‌کشور بزرگ اروپایی ایستاده است. وضعیت نظامی این کشور نیز گونه‌ای بوده که قدرت نخست جهان است.

به این ترتیب هیچ کشوری در دنیا نمی‌خواهد بازار بزرگ ایالات‌متحده آمریکا را از دست بدهد. از سوی دیگر پناه‌گرفتن کشورها در سایه قدرت آمریکا برای درامان‌ماندن از رخدادهای ناشناس را نمی‌توان انکار کرد.

درست است که نظام سیاسی آمریکا با همه زور سیاسی و نظامی و نیز نیروی اقتصاد نتوانسته به دلایل شروع جنگ علیه جمهوری اسلامی برسد و پشت دروازه‌های ایران متوقف شده اما به هر حال این کشور با تحمیل جنگ 16ماهه به جمهوری اسلامی، راه را برای پیشرفت‌های کند در ایران بسته است. 

آمریکایی‌ها ایرانیان را به‌اندازه‌ای زیر فشار تحریم و محاصره گرفته‌اند که نهادهای حاکمیتی نیز زیر فشاربودن مردم را پذیرفته‌اند.الان وضعیت گونه‌ای است که شهروندان نگران فشارهای بیشترند و مدیران اداره‌کننده کشور نیز برای رهایی از این وضعیت کوشش می‌کنند.

اداره‌کنندگان کشور باید از همراهی بیشتر کشورها با آمریکا در محاصره و تحریم ایران، این درس را بگیرند که برای همکاری کشورها با ایران باید به آنها سودی برسانند. اقتصاد ضعیف‌شده جمهوری اسلامی، چشم‌اندازی برای فایده‌رساندن به کشورهای دیگر ندارد. باید قبول کرد «سیاست همین است.»