به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام خود به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس، با قرار دادن روزهای سابق مقابل روزهای امروز، به یک مقایسه تاریخی مهم پرداختند. مقایسهای میان ایرانی که پیش از انقلاب، زیر سایه سلطه قدرتهای خارجی قرار داشت و ایرانی که پس از انقلاب، مسیر استقلال، پیشرفت و افزایش توانمندیهای خود را دنبال کرد.
ایشان تاکید کردند که پیش از انقلاب، سفیران دولتهای مستکبر بایدها و نبایدها را به شاه مملکت ابلاغ میکردند و او هم با رغبت یا با بیمیلی همانها را اجرا میکرد اما انقلاب اسلامی این وضعیت را تغییر داد و روزهای تیره سلطه مستکبرین را به روزهای جمهوری اسلامی تبدیل کرد.
از نگاه رهبر انقلاب، جنگ تحمیلی نیز تلاش دیگری برای برگرداندن ایران به همان وضعیت سابق بود. تلاشی که نهتنها به بازگشت ایران به شرایط پیش از انقلاب منجر نشد بلکه نظام جمهوری اسلامی ققنوسوار از دل آتش جنگ، قویتر از گذشته بیرون آمد.
توسعهای که دیگر فقط در تهران دیده نمیشود
نگاه به دادههای بینالمللی نشان میدهد که ایران امروز از نظر بسیاری از شاخصهای انسانی و زیرساختی با ایران دهه ۱۳۵۰ قابل مقایسه نیست.
در ادبیات توسعه، شاخصهایی مانند سلامت، آموزش، سواد، امید به زندگی، دسترسی به برق و خدمات عمومی بخش مهمی از توسعه محسوب میشوند. شاخص توسعه انسانی سازمان ملل نیز بر همین سه حوزه اصی یعنی زندگی سالم، دانش و سطح زندگی تاکید دارد و وقتی این شاخصها مورد توجه باشد، تصویر متفاوتی شکل میگیرد.
بر اساس دادههای بانک جهانی، امید به زندگی در ایران در سال ۱۹۸۰ حدود ۵۸.۹ سال بود و در سال ۲۰۰۵ به ۷۱.۱ سال رسید. دادههای جدیدتر بانک جهانی این رقم را برای سال ۲۰۲۴ حدود ۷۸ سال نشان میدهد. یعنی در فاصله چند دهه، یک ایرانی بهطور متوسط حدود به ۲۰ سال بیشتر از اوایل دهه ۱۳۶۰ عمر میکند.
این تغییر فقط یک عدد نیست زیرا نشاندهنده توسعه شبکه بهداشت، واکسیناسیون، مراقبت مادر و کودک، گسترش پزشکان و مراکز درمانی و افزایش دسترسی مناطق مختلف کشور به خدمات سلامت است.
ایران امروز با ایران دهه ۵۰ قابل مقایسه نیست
همچنین گزارشهای بانک جهانی درباره ایران در دهه ۱۹۷۰ نشان میدهد که نرخ باسوادی بزرگسالان ایران در سال ۱۹۷۸ حدود ۶۶.۵ درصد بود. این رقم در سالهای بعد افزایش یافت و دادههای یونسکو نرخ باسوادی بزرگسالان ایران در سال ۲۰۱۵ را ۹۰.۶ درصد اعلام کرد.
در این میان نکته مهمتر، تغییر وضعیت زنان است. در سال ۱۹۷۶ نرخ باسوادی زنان بزرگسال حدود ۵۶.۷ درصد گزارش شده، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۵ به ۸۷.۶ درصد رسیده است. فاصله میان باسوادی مردان و زنان هم ۲۳.۴ درصد بوده است که به ۶ درصد رسیده است.
این یعنی توسعه آموزشی تنها افزایش تعداد مدرسه و دانشگاه نبود بلکه ترکیب جمعیتی برخوردار از آموزش نیز تغییر کرد و شاهد عدالت آموزشی بیشتری در جامعه هستیم.
یک نمونه دیگر، دسترسی به برق، آب، گاز، توسعه راههای روستایی، مخابرات و سایر خدمات زیربنایی در ایران است.
این موارد شاید در زندگی روزمره امروز چندان به چشم نیاید اما از منظر توسعه، تبدیل آنها از یک خدمت محدود به یک زیرساخت عمومی، اتفاق کوچکی نیست.
یکی از تغییرات مهم دیگر، گسترش آموزش عالی است. در دهه ۱۳۵۰، دانشگاه هنوز یک مسیر محدود برای بخش کوچکی از جامعه بود اما امروز میلیونها ایرانی تجربه تحصیل دانشگاهی داشتهاند و بخش قابل توجهی از نیروی متخصص کشور از همین مسیر تربیت شده است.
توسعه در شرایط تحریم
اگرچه این دستاوردها به خودی خود قابل دفاع است اما یکی از ویژگیهای متفاوت مسیر توسعه ایران پس از انقلاب، شرایطی است که این توسعه در آن اتفاق افتاده است. ایران پس از انقلاب با جنگ هشتساله، تحریمهای گسترده، محدودیت دسترسی به فناوری و سرمایه خارجی و شوکهای متعدد اقتصادی مواجه بود.
گزارش اخیر برنامه توسعه سازمان ملل نیز نشان میدهد شاخص توسعه انسانی ایران در فاصله ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ از ۰.۶۲۶ به ۰.۷۹۹ افزایش یافته است؛ یعنی حدود ۲۷.۶ درصد رشد در این شاخص به ثبت رسید و ایران در آخرین گزارشها در گروه کشورهای دارای توسعه انسانی بالا قرار گرفت.
با وجود آنکه ایران در این سالها پیشرفتهای بزرگی در بخشهای مختلف به دست آورده اما مسئله فقط پیشرفت نیست. این موفقیتها در اغلب موارد بدون وابستگی به دست آمده است.
بنابراین بخش دیگری از پیام رهبر انقلاب که باید در این بحث دیده شود، تفاوت میان توسعه درونزا و توسعه وابسته است. آنجا که از دورهای سخن میگوید که به تعبیر او سفیران دولتهای مستکبر بایدها و نبایدها را به شاه مملکت ابلاغ میکردند و سپس آن را با دوره جمهوری اسلامی مقایسه میکند.
گذشته را نمیتوان با فیلتر بازسازی کرد
تصویر ایران پیش از انقلاب اگر فقط با عکسهای تهران، خیابانهای شمال شهر و... روایت شود، بخش بزرگی از جامعه آن زمان دیده نمیشود. همان ایران، روستاهای محروم، نرخ پایینتر سواد، دسترسی محدودتر به خدمات عمومی و شکاف جدی شهر و روستا را در خود داشت.
حتی گزارش بانک جهانی درباره ایران در سال ۱۹۷۰ از نرخ بالای مرگومیر نوزادان، امید به زندگی حدود ۵۰ سال، پایین بودن نرخ باسوادی و دسترسی محدود بسیاری از خانهها به آب و برق سخن میگوید. در مقابل، ایران امروز با جمعیتی بیش از ۹۰ میلیون نفر، شبکه گسترده دانشگاهی و درمانی، پوشش کامل برق و شاخص توسعه انسانی بالاتر از سه دهه قبل را در دسترس دارد.
این تغییر را نمیتوان تنها با چند تصویر از تهران دهه ۵۰ توضیح داد.
وقتی گفته میشود ایران باید به گذشته برگردد، دقیقا منظور کدام بخش از گذشته است؟ اقتصاد نفتی، وابستگی سیاسی و اقتصادی، وابستگی فناوری و تسلیحاتی، شکاف طبقاتی و بی عدالتی؟ زیرا نمیتوان تنها بخشی از یک دوره تاریخی را انتخاب کرد و نام آن را بازگشت به گذشته گذاشت.
واقعیت آماری نشان میدهد که در دهههای پس از انقلاب، کشور در شاخصهای مهمی مانند سواد، امید به زندگی، دسترسی به برق و توسعه انسانی تغییرات بزرگی را تجربه کرده است. در عین حال، واقعیت اقتصادی امروز نیز نشان میدهد که این مسیر به پایان نرسیده است.
از این منظر، آنچه در پیام رهبر انقلاب درباره بازنگشتن به روزهای سابق مطرح شده، فقط یک اشاره تاریخی نیست. بحث بر سر این است که مشکلات امروز نباید به تصویری از گذشته تبدیل شود و سپس همان گذشته بهعنوان مسیر نجات کشور معرفی شود.
مسیر توسعه، اگر قرار باشد ادامه پیدا کند، باید بر دستاوردهای موجود بنا شود و همزمان ضعفهای امروز را اصلاح کنیم.
زیرا مساله ایران، انتخاب میان گذشته و امروز نیست؛ مسئله این است که چگونه ایران امروز با تکیه بر تجربه چهار دهه گذشته، از مشکلات اقتصادی و اجتماعی عبور کند و مرحله بعدی توسعه را بسازد.
و شاید همینجا تفاوت اصلی میان نقد گذشته، نقد حال و ساختن آینده روشن شود. قرار نیست ایران به عقب برگردد؛ قرار است از گذشته درس بگیرد، دستاوردهایش را حفظ کند و برای آینده، مسیر تازهای بسازد.
نظرات کاربران