به گزارش ایسنا، در روزهای اخیر، بازار مرغ به وضعیت باثباتی دست یافته و نوسانات قیمت به حداقل رسیده است. در حال حاضر، هر کیلوگرم مرغ در خردهفروشیها تقریباً قیمتی معادل ۲۵۵ هزار تومان دارد. با این حال، مرغداران از ناکافی بودن سود تولید تحت تأثیر عواملی چون تورم و افزایش قیمت نهادهها ابراز نارضایتی میکنند. آنها اعلام کردهاند که در برخی از مناطق، محصول آنها با قیمتهای بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان به فروش میرسد؛ در حالی که قیمت هر کیلوگرم مرغ کامل در فروشگاهها طی چند هفته اخیر در بازه ۲۵۰ تا ۲۷۵ هزار تومان و برخی قطعات آن حتی بالغ بر ۷۰۰ هزار تومان به ازای هر کیلو قیمتگذاری شده است. این اختلاف بهطور کامل سود واسطهها نیست و سؤال جدی برای این بخش از صنعت به وجود میآورد که چرا تولیدکننده اولین حلقه زیان و آخرین حلقه بهرهمند از درآمد در بازار است؟
مرغهایی که باید در سن و وزن اقتصادی از واحدهای پرورش خارج شوند، مدت زمان بیشتری در سالنها باقی میمانند. این ماندگاری بیشتر به معنای مصرف بیشتر خوراک، افزایش وزن، پایینتر آمدن ضریب تبدیل و هزینه اضافی است که مرغدار نمیداند چگونه باید هنگام فروش آن را جبران کند. در برخی واحدها، سن گله به ۵۰ تا ۵۸ روز رسیده و وزن تعدادی از مرغها از سه کیلوگرم فراتر رفته است؛ اما هنوز مشتری برای تحویل بهموقع محصول وجود ندارد یا قیمتهای پیشنهادی بهاندازهای پایین است که حتی هزینههای تولید را نیز پوشش نمیدهد.
مرغداران بیان میکنند که در برخی مناطق محصول زنده آنها با قیمتی بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان به ازای هر کیلو عرضه میشود. برخی دیگر نیز از پیشنهادات با قیمتهای پایینتر سخن میگویند؛ قیمتهایی که در شرایط افزایش هزینه جوجه، ذرت، کنجاله سویا، دارو، انرژی، حملونقل و نیروی انسانی، جز زیان مفهومی ندارند.
از سوی دیگر، مصرفکننده نیز مرغ را به قیمت ارزان نمیخرد. بررسی قیمتهای موجود در یکی از فروشگاهها حاکی از آن است که مرغ کامل ۱۳۰۰ گرمی به قیمت ۳۵۶ هزار و ۲۰۰ تومان و مرغ کامل ۱۴۰۰ گرمی به قیمت ۳۸۳ هزار و ۶۰۰ تومان عرضه شده است؛ بهعبارتی ارزش هر کیلوگرم مرغ کامل در هر دو حالت به حدود ۲۷۴ هزار تومان میرسد. البته قیمتها در فروشگاههای مختلف بهطور جزئی متفاوت است و هر کیلوگرم مرغ در دامنه ۲۵۵ تا ۲۷۵ هزار تومان به فروش میرسد.
قیمت قطعات مرغ بهمراتب بالاتر است. در همان فروشگاه، ران مرغ بدون پوست ۹۰۰ گرمی قیمت ۳۶۰ هزار تومان، سینه بدون پوست ۹۰۰ گرمی قیمت ۴۵۰ هزار تومان، فیله ۹۰۰ گرمی ۶۲۵ هزار و ۵۰۰ تومان و سینه بدون استخوان ۱۸۰۰ گرمی به مبلغ یک میلیون و ۳۲۳ هزار تومان به فروش میرسد. با تبدیل این اعداد، قیمت هر کیلو ران بدون پوست حدود ۴۰۰ هزار تومان، سینه بدون پوست ۵۰۰ هزار تومان، فیله حدود ۶۹۵ هزار تومان و سینه بدون استخوان حدود ۷۳۵ هزار تومان خواهد بود.
این ارقام نشان میدهند که مرغداری که محصول زنده خود را به ازای هر کیلو ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان میفروشد، در بازاری فعالیت میکند که مرغ پس از کشتار و عرضه کامل، قیمتی نزدیک به ۲۷۴ هزار تومان و در قالب قطعات منتخب بین ۴۰۰ تا ۷۳۵ هزار تومان دارد. پرسش تولیدکنندگان این است که سهم آنها از این زنجیره ارزش دقیقاً چیست و چرا کاهش قیمت در مرغداری بهطور متناسب به مصرفکننده منتقل نمیشود؟
در این زمینه بخوانید
- کمبود مرغ نداریم/ پیشنهاد مرغداران برای کاهش هزینه تولید
مقایسه مستقیم قیمت مرغ زنده با مرغ کامل یا قطعهبندیشده، بدون در نظر گرفتن افت وزن در کشتار، نادرست است. تحقیقات علمی نشان میدهند که بازده لاشه مرغ گوشتی معمولاً بین ۷۰ تا ۷۲ درصد وزن زنده است؛ بنابراین برای تولید یک کیلوگرم لاشه، حدود ۱.۴ کیلوگرم مرغ زنده نیاز است.
با در نظر گرفتن بازده ۷۲ درصد، مرغ زنده به قیمت ۱۵۰ هزار تومان، صرفاً از دیدگاه ارزش ماده اولیه، برای هر کیلو لاشه حدود ۲۰۸ هزار تومان هزینه برمیدارد. اگر قیمت مرغ زنده به ۱۸۰ هزار تومان برسد، این مبلغ به تقریباً ۲۵۰ هزار تومان میرسد. در مقایسه با قیمت تقریبی ۲۷۴ هزار تومانی مرغ کامل در فروشگاه، فاصلهای حدود ۲۴ تا ۶۶ هزار تومان به ازای هر کیلو وجود دارد که باید هزینههایی نظیر کشتار، حملونقل، سردخانه، بستهبندی، افت، توزیع، مالیات و حاشیه سود دیگر حلقهها از آن تأمین شود. به همین دلیل، نمیتوان تمام اختلاف قیمت مرغ زنده و محصول نهایی را به حساب سود دلالان یا فروشگاهها نوشت. با این حال، مسئله اصلی مرغداران همانطور که بود، باقیمانده است: اگر قیمت مرغ زنده واقعاً کمتر شده، چرا این کاهش در قیمت مرغ کامل و قطعات بهطور کامل نمایش داده نمیشود؟ چرا تولیدکننده با ضرر مواجه است، در حالی که مصرفکننده همچنان مرغ را با قیمت بالا میخرد؟
به دلیل رکود بازار، مرغها زمان بیشتری در مرغداری نگهداری میشوند و وزن آنها از حدود دو کیلو و ۴۰۰ گرم به سه تا سهونیم کیلوگرم میرسد که باعث افزایش مصرف دان و کاهش سود تولیدکنندگان میشود
این ابهام در بخش قطعهبندی جدیتر است. یک کیلو فیله یا سینه بدون استخوان نمیتواند بهصورت مستقیم با یک کیلو مرغ زنده مقایسه شود، زیرا تنها بخشی از وزن لاشه به این قطعات اختصاص دارد و هم زمان ران، بال، کتف، گردن، پوست و سایر اجزای مرغ نیز بهطور جداگانه به فروش میرسند. با این حال، زمانی که برخی قطعات با قیمتهای بین ۵۰۰ تا بیش از ۷۰۰ هزار تومان به فروش میرسند، درخواست برای شفافسازی سهم هر حلقه از قیمت نهایی، منطقی به نظر میرسد.
به دلیل نبود خریدار وزن مرغها بالا میرود
افزایش وزن مرغهای درون سالن، یکی از بارزترین نشانههای بحران بازار است. مرغداران معتقدند که دلیلی برای نگهداری پرندهای که در وزن حدود دو کیلو و ۴۰۰ یا دو کیلو و ۵۰۰ گرم آماده فروش است تا وزن سه یا سهونیم کیلوگرم وجود ندارد. ادامه پرورش در این مرحله، مصرف دان را افزایش میدهد و بازده اقتصادی را کاهش میدهد.
سازمان ملل متحد در گزارشی از توصیههای فائو نیز بر این نکته تأکید کرده است که نگهداری طولانیمدت جوجههای گوشتی میتواند ضریب تبدیل خوراک را بدتر و هزینههای تولید را افزایش دهد. در همین گزارش، وزن تقریبی ۲.۴ تا ۲.۶ کیلوگرم بهعنوان محدوده اقتصادی برای کشتار برخی از سویههای تجاری ذکر شده است.
بهرغم این موضوع، تولیدکنندهای که کشتارگاه محصولش را نمیپذیرد، عملاً هیچ انتخاب دیگری ندارد. مرغ در سالن باقی میماند، خوراک بیشتری مصرف میکند و سنگینتر میشود؛ و سپس همان وزن بالا بهعنوان یکی از دلایل دشواری فروش یا کاهش قیمت خرید تلقی میگردد. به این ترتیب، هزینههای ناشی از اختلال در شبکه خرید و کشتار دوباره بر دوش مرغدار قرار میگیرد.
جوجه گران خریدند، مرغ ارزان فروختند
نوسانات قیمت جوجه یکروزه یکی از دیگر مشکلات عمده این صنعت است. مرغداران از دورههایی یاد میکنند که قیمت هر قطعه جوجه به حدود ۱۳۷ هزار تومان و سپس ۱۵۰ تا ۱۷۰ هزار تومان افزایش یافته و حتی در برخی مواقع به قیمتهای نزدیک به ۳۲۰ هزار تومان نیز رسید. تولیدکننده در چنین شرایطی باید در نخستین روز دوره پرورش، بخش عمدهای از سرمایه خود را صرف خرید جوجه کند؛ بدون اینکه هیچ اطمینانی از قیمت فروش مرغ تولیدی ۴۵ تا ۵۰ روز بعد داشته باشد. اگر قیمت مرغ بالا برود، ارگانهای مختلف برای کنترل بازار به میدان میآیند، اما اگر قیمتها به زیر هزینههای تولید سقوط کند، ابزارهای حمایتی به همان سرعت و قدرت فعال نمیشوند.
مرغداران میگویند در زمانهایی که کمبود وجود دارد، از آنها خواسته میشود سالنها را خالی نگه ندارند و جوجهریزی کنند. حتی برخی تولیدکنندگان اعلام کردهاند بهدلیل تأخیر در جوجهریزی، با هشدارهایی مبنی بر معرفی به تعزیرات یا محدودیت در فعالیت واحد خود مواجه شدهاند. با این حال، پس از افزایش تولید و اشباع بازار، مسئولیت زیان به خود مرغدار محول میشود. از نظر آنها، نمیتوان تولیدکننده را در زمان کمبود به افزایش تولید ملزم کرد، اما در زمان مازاد، او را با مرغهای فروشنرفته، بدهی نهاده و چکهای سررسیدشده تنها گذاشت.
اختلاف بر سر تعداد واقعی جوجهریزی
یکی دیگر از مشکلات این حوزه، عدم توافق بر سر آمار واقعی تولید جوجه یکروزه است. در حالی که سقف ۱۱۰ میلیون قطعه برای جوجهریزی ماهانه اعلام شده، برخی از فعالان این صنعت با ارجاع به ظرفیت گلههای مادر، تولید واقعی را حداقل ۱۲۸ تا ۱۳۷ میلیون قطعه برآورد میکنند و از احتمال تولید هشت تا ۱۰ میلیون قطعه بیشتر از ارقام ثبتشده خبر میدهند.
مرغداران بر این باورند که اگر قرار است تولید در سطح ۱۱۰ میلیون قطعه کنترل شود، سهم زنجیرههای بزرگ و واحدهای مستقل باید بر اساس عملکرد واقعی و پیشینه تولید بهصورت شفاف تفکیک شود. در غیر این صورت، ممکن است محدودیتها بیشتر به واحدهای مستقل تحمیل شود، در حالی که زنجیرهها با دسترسی بهتر به جوجه، نهاده، کشتارگاه و بازار، به تولید خود ادامه دهند.
از نظر آنها، تمامی جوجههای تولیدی باید در یک سیستم واحد ثبتشده و مسیر تولید، حمل، ورود به مرغداری و دریافت نهادهها قابل ردیابی باشد. تولید مازاد نیز باید پیش از ورود به سالن، از طریق صادرات مدیریت گردد؛ نه اینکه جوجه به چرخه پرورش وارد شده و ۴۵ روز بعد، همه به دنبال راهی برای جمعآوری مرغهای مازاد باشند.
نهادهای که گران و گاه بیکیفیت به دست تولیدکننده میرسد
ذرت و کنجاله سویا بخش اعظم هزینههای پرورش را تشکیل میدهند. مرغداران گزارش میدهند که ذرت با احتساب هزینه حمل، گاهی کیلویی ۶۲ تا ۶۵ هزار تومان و کنجاله سویا حدود ۸۰ تا ۸۵ هزار تومان به دست آنها میرسد. همچنین، انتقادهایی نسبت به کیفیت برخی از نهادههای موجود در بازار وجود دارد.
برخی تولیدکنندگان از دریافت ذرت مرطوب یا کپکزده و همچنین نهادههایی صحبت میکنند که استفاده از آنها میتواند منجر به بروز بیماری در گله، افزایش مصرف دارو و بالا رفتن تلفات شود. از طرفی، مرغدار برخی اوقات در قرارداد خود برای دریافت نهاده متعهد میشود که برای مدتی نسبت به زمان تحویل یا کیفیت آن اعتراضی نکند. این سازوکار منجر میشود که تولیدکننده نهاده را با قیمت بالا و بدون اطمینان مناسب از کیفیت دریافت کند و در پایان دوره نیز مرغ را به قیمتی بفروشد که ممکن است حتی هزینههای تولیدش را تأمین نکند.
خرید حمایتی وقتی مؤثر است که بهموقع باشد
برای کنترل مازاد بازار، خرید ۳۰ هزار تن مرغ پیشنهاد شده است؛ اما به گفته مرغداران، تنها حدود پنج تا شش هزار تن در زمان تعارض خریداری شده بود. از نگاه تولیدکنندگان، خرید حمایتی اگر پس از سقوط قیمت و سنگین شدن بار مرغها آغاز شده، اثر واقعی خود را از دست میدهد. پیشنهاد جمعآوری حدود ۱۰ هزار تن مرغ از طریق اتحادیهها نیز بدون تأمین سرمایه در گردش و تضمین روشهای فروش ممکن نیست. اتحادیه نمیتواند محصول را با منابع محدود خریداری کرده و ماهها در سردخانه نگهداری کند و همچنین ریسک کاهش قیمت یا تأخیر در پرداخت را بپذیرد.
مرغداران خواهان راهکاری هستند که بهمحض بروز نشانههای مازاد، خرید حمایتی را فعال کند؛ مرغهای آماده کشتار را از سالنها بیرون آورد، امکان قطعهبندی و ذخیرهسازی را فراهم کرده و در صورت موجود بودن بازار خارجی، مجوز صادرات را بدون تأخیر صادر کند.
چالشهای بازار مرغ را نمیتوان با یک عدد ساده توضیح داد. اختلاف قیمت مرغ زنده و محصول فروشگاهی بخشی از واقعیت است، اما تمامی واقعیت نیست. افت کشتار، هزینههای بستهبندی، حملونقل، سردخانه و توزیع واقعی هستند؛ همانطور که درآمد حاصل از فروش جداگانه سینه، ران، فیله، بال، کتف و دیگر اجزای مرغ نیز واقعی خواهد بود. آنچه نامشخص باقی مانده است، سهم هر حلقه از این زنجیره است. وقتی مرغ زنده در مرغداری کیلویی ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان قیمت دارد، مرغ کامل در فروشگاه حدود ۲۷۴ هزار تومان و قطعات منتخب بین ۴۰۰ تا ۷۳۵ هزار تومان به فروش میرسد، شفافیت در زنجیره قیمتگذاری یک ضرورت محسوب میشود، نه یک درخواست فرعی.
مرغدار مستقل بیان میکند که سرمایه، سالن، نیروی کار، انرژی، دارو، خوراک، تلفات و ریسک یک دوره پرورش را تامین میکند، اما در تعیین قیمت محصول خود، کمترین قدرت را دارد. در زمان کمبود، او به عنوان تأمین کننده بازار شناخته میشود و در دوره مازاد، باید انحصاراً ضرر را متحمل شود.
طبق اظهارات مرغداران، اگر این چرخه اصلاح نشود، بخشی از واحدهای مستقل ناچار به تعطیلی، فروختن داراییهای خود یا پیوستن به زنجیرههای بزرگ خواهند شد. نتیجه چنین روندی میتواند تمرکز بیشتر بازار، کاهش رقابت و تضعیف امنیت تولید باشد. سوال اصلی هنوز هم پا برجا است: وقتی مرغ برای مصرفکننده ارزان نشده و مرغداران هم از تولیدشان سودی نمیبرند، درآمد این بازار در کدام حلقه باقی میماند؟
انتهای پیام
نظرات کاربران