به نقل از ایسنا، عبارت «تو هرگز نمیتوانی من را درک کنی» یکی از معمولترین نقاط ضعف در گفتگو میان والدین و فرزندان به شمار میآید. برای غلبه بر این مانع عاطفی، به جای تلاش برای اثبات حق به جانب خود، میتوان با پذیرش اختلافات نسلی و تغییر در رویکرد از نصیحت به پرسش، فضایی امن برای رسیدن به درک متقابل فراهم آورد.
در گام نخست، باید به ارزش واژه «ممنون!» توجه داشت. وقتی این جمله را از کسی میشنویم، معمولاً به سرعت با مقاومت مواجه میشویم و ممکن است جملاتی مانند «خودم از این مرحله گذشتم، همه چیز را میدانم!» یا «یعنی چه؟ من تمام زندگیام را برای تو فدا کردم!» و یا «چرا اینقدر ناعادلانه برخورد میکنی؟» بر زبان بیاوریم؛ این نوع واکنشها باعث میشود نوجوان احساس کند پیشبینیاش درست بوده و واقعاً درک نمیشود.
در مرحله دوم، توصیه میشود به جای ارائه نصیحت، سوالاتی مطرح کنید. بهتر است از نقش «دانای کل» فاصله بگیرید و سوالاتی مانند «کدام بخش از صحبتهایم موجب شد فکر کنی که نمیتوانم درکت کنم؟»، «اگر در موقعیت من بودی، چه انتخابی میکردی؟» و یا «آیا دوست داری همین حالا فقط به حرفهایت گوش دهم یا با هم به دنبال راهحل بگردیم؟» را مطرح نمایید.
گام سوم، پذیرش تفاوتهای دو نسل است؛ زیرا واقعیت این است که شرایط امروزی آنها با دوران جوانی من و شما تفاوتهای چشمگیری دارد. در این راستا میتوان به آنها گفت که «من همچنین درک میکنم زمان ما با حال متفاوت است و چالشهایی که تو با آنها روبرو هستی جدیدتر است. بگو تا بتوانم بهتر بفهمم چه چیزهایی برای تو اتفاق میافتد.»
در انتها، هدف نباید برنده شدن در بحث باشد. نوجوان نیازی ندارد که دقیقاً مثل او اندیشیده شود، بلکه فقط نیاز دارد ببیند که شما برای فهمیدن او تلاش میکنید. قرار نیست ثابت کنید که حق با شماست، بلکه باید به گونهای عمل کنید که نوجوانتان بداند حتی در زمان عدم توافق، باز هم میتواند با والدینش گفتوگو کند.
انتهای پیام
نظرات کاربران