«غلامرضا ظریفیان» طی مصاحبهای با خبرنگار سیاسی ایرنا در مورد اظهارات پر سر و صدای وزیر خزانهداری ایالات متحده مبنی بر ناتوانی اقتصاد ایران در مقاومت در برابر تحریمها، اظهار داشت: در ادعای اسکات بسنت میتوان ابعاد راهبرد «فشار حداکثری» واشنگتن را رصد کرد و آن را نباید صرفاً بهعنوان یک پیشبینی اقتصادی مستقل در نظر گرفت.
او همچنین تصریح کرد: آمریکا بهطور واضح در تلاش است تا با تشدید تحریمهای مالی، نفتی و تجاری، هزینه بروز تنش برای ایران را افزایش دهد. حتی در ماه سپتامبر، تحریمهای جدیدی علیه شبکه تأمین نظامی ایران وضع شده و بسنت از افزایش فشار اقتصادی یاد کرده است.
این استاد پیشین تاریخ در دانشگاه تهران بیان داشت: ایران از اقتصاد بزرگ، منابع انرژی وسیع، بازار داخلی چشمگیر، قابلیتهای صنعتی و معدنی، انسانی برجسته و شبکههای تجاری گوناگون برخوردار است. این مؤلفهها در سالهای اخیر به اقتصاد ایران این امکان را دادهاند که خود را با تحریمها سازگار کند.
ظریفیان ادامه داد که تابآوری اقتصادی به معنای ایمن بودن بههیچوجه نیست و اضافه کرد: بانک جهانی اکنون از رکود اقتصادی، اختلالات تجاری و فشارهای وارده به بخشهای نفتی و غیرنفتی در ایران سخن میگوید و صندوق بینالمللی پول نیز پیشبینی کرده است که اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ با رشد منفی مواجه خواهد شد.
فشار اقتصادی لزوماً ایران را به تغییر رفتار راهبردی وادار نمیکند
وی، اختلاف اصلی خود با تحلیل بسنت را نه در وجود فشار اقتصادی، بلکه در ارزیابی تبعات سیاسی آن توصیف کرد و افزود: در حالی که فشار اقتصادی ممکن است به کوچکتر شدن اقتصاد، افزایش تورم و سختتر شدن شرایط زندگی منجر شود، اما اینکه این فشار قطعا به تغییر رفتار راهبردی ایران یا بحران سیاسی ختم شود، مدعایی اثباتشده نیست.
معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات تصریح کرد: تجربه تحریمها نشان داده است که اقتصاد ایران توانسته است بخشی از محدودیتها را تحمل کرده و سازگاری پیدا کند، هرچند این انطباق هزینههای جدی و نگرانکنندهای برای رفاه عمومی و سرمایهگذاری به دنبال داشته است.
ظریفیان بر موضع وزیر امور خارجه تأکید کرد که در برابر تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایران ایستادگی خواهد کرد و افزود: در این شرایط، بیانات عراقچی درباره قاطعیت ایران حتی با وجود تنشهای رو به افزایش باید در راستای نظریه بازدارندگی تفسیر شود. نکته کلیدی این است که این اظهارات همزمان با تأکید او بر آمادگی ایران برای «دیپلماسی واقعی» مطرح شده است.
این استاد سابق دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: پیام این موضع به واشنگتن و تلآویو به گونهای است که فشارهای نظامی و اقتصادی بههیچوجه ایران را وادار به پذیرش هر نوع توافق نمیکند و هزینههای ادامه جنگ همچنین باید در محاسبات طرف مقابل مدنظر قرار گیرد.
ایران میان مقاومت و مذاکره یکی را انتخاب نمیکند
ظریفیان از دیدگاه راهبردی، این موضع را معنای مهم دیگری نیز دارد: ایران نمیخواهد بین «مقاومت» و «مذاکره» یکی را انتخاب کند. اعلام آمادگی برای مذاکره، همراه با اعلام آمادگی برای ایستادگی، تلاشی است برای حفظ همزمان دو ابزار دیپلماسی و بازدارندگی.
حتی در اوج تقابل، کانال دیپلماسی از محاسبات طرفین حذف نشده است
او ادامه داد: در واقع، این واقعیت که همزمان با این سخنان، میانجیگریها و مذاکرات غیرمستقیم ادامه دارد، نمایانگر این است که حتی در اوج تقابل، فضا برای دیپلماسی در استراتژیهای دو طرف از بین نرفته است.
تهدید نظامی بخشی از راهبرد ترکیبی فشار و مذاکره است
معاون وزیر علوم دولت اصلاحات در زمینه تکرار ادبیات تهدید نظامی ترامپ، با هدف تغییر محاسبات ایران از طریق تحریکات روانی خاطرنشان کرد: تکرار تهدیدات نظامی نباید بهعنوان نشانهای از تصمیم قطعی به جنگ تلقی شود. گرچه نگرانی از آغاز جنگ ممکن است وجود داشته باشد، این تهدید میتواند کارکردهای چندگانهای داشته باشد.
ظریفیان اشاره کرد: افزایش هزینههای روانی و اقتصادی برای طرف مقابل، تغییر محاسبات پیش از ورود به مراحل نظامی، تقویت موقعیت مذاکرهکننده در مذاکرات، اطمینان خاطر دادن به متحدان نسبت به ادامه گزینه نظامی و ارسال پیام بازدارندگی بهمنظور جلوگیری از برداشتهای نادرست طرف مقابل، میتواند از جمله کارکردهای همزمان تهدید محسوب شود.
او بیان داشت: از این منظر، جنگ روانی بخشی از مسائل پیچیدهتر است، اما کل ماجرا نیست. وقتی تهدیدات نظامی توأم با تحریمها، محاصره اقتصادی، تحرکات نظامی و مذاکرات دیپلماتیک باشد، باید آن را بخشی از یک راهبرد ترکیبی فشار و مذاکره به شمار آورد.
هزینههای جنگ، محاسبات آمریکا و متحدانش را پیچیده میکند
این استاد سابق تاریخ دانشگاه تهران اظهار داشت: بهعلاوه، تجربههای چند ماه اخیر نشان دادهاند که تهدید و فشار، برای خود آمریکا و متحدانش نیز هزینه به دنبال دارند. اختلال در بازار انرژی و تجارت منطقه، فشار به بازارهای جهانی و هزینههای نظامی، از جمله عواملی هستند که محاسبات واشنگتن را دشوارتر میسازند.
ظریفیان افزود: صندوق بینالمللی پول همچنین تأکید کرده که اگر جنگ طولانیتر شود و اختلالات در تنگه هرمز ادامه یابد، میتواند تبعات قابلتوجهی بر اقتصاد جهانی داشته باشد.
او یادآوری کرد: با این حال، باید به نحوی که منافع و مصالح ایران حفظ شود، تمامی تلاشها برای جلوگیری از تحمیل جنگ به کشور انجام شود؛ زیرا پیامدها و خساراتی که جنگ ممکن است به همراه داشته باشد، در ابعاد مختلف میتواند بسیار گسترده باشد.
نظرات کاربران