هشتادویکمین سالروز تولد باشگاه استقلال در شرایطی برگزار شد که در آن میان اصغر شرفی و فرزند یکی از پیشکسوتان این باشگاه گفتگویی تند شکل گرفت. به همین مناسبت با شرفی، مصاحبهای صورت گرفت که جزئیات آن را در ادامه میخوانید:
از حضور در جمع استقلالیها لذت بردم
چند روز پیش مدیران باشگاه استقلال با من تماس گرفتند و از من دعوت کردند تا در جشن سالگرد باشگاه حاضر شوم. موسسه محک نزدیک محل سکونتم بود، اما آنها برای من ماشینی فرستادند که واقعاً حرکت زیبایی بود. از شرکت در جمع استقلالیها بسیار خوشحال شدم. پس از مدتی، بسیاری از دوستان و چهرههای آشنا در فوتبال را ملاقات کردم. همچنین همسر مرحوم منصور پورحیدری نیز در آنجا حضور داشت. ما در دهه 60، زمانی که هر دوی ما در دبی مشغول مربیگری بودیم، ارتباط خانوادگی خوبی داشتیم.
چیزی که برای من بسیار باارزش بود، توجه جدی باشگاه استقلال به توسعه ورزش بانوان بود. دختران من در تیمهای مختلف این باشگاه نیز حضور داشتند.
یک جوان تمایل به بر هم زدن جشن استقلال داشت!
خبر شما درباره وقوع درگیری در جشن باشگاه استقلال درست است. اما در واقع، بیشتر یک جر و بحث بود که به دلیل عدم ادب یک جوان به وجود آمد. ایشان، فرزند آقای حسین قاضی، دروازهبان پیشین استقلال، در آغاز مراسم با من احوالپرسی کرد، اما نمیدانم چرا دقایقی بعد رفتاری انجام داد که اصلاً شایسته این مراسم و پرستیژ استقلال نبود. او به من گفت: "در جشن باشگاه استقلال چه کار داری؟ مگر تو بازیکن پاس نبودهای؟"
میتوانستم در آن لحظه با خشم واکنش نشان دهم و پاسخی متناسب بدهم، اما در درون خودم گفتم که با توجه به اینکه استقلال برای من اینقدر احترام قائل شده، واقعاً زیبا نیست که جشن آنها را به هم بزنم. بهشدت محترمانه به او پاسخ دادم: "آقا پسر! من در اوایل دهه 40 شمسی، هنگامی که جوانی 18 ساله بودم، برای تاج بازی کردم و جانشین بازیکن بزرگتری به نام بیوک جدیکار شدم. همچنین در اوایل دهه 60، سرمربی همین تیم استقلال بودم. من زمانی که بازیکن تاج بودم، شما حتی به دنیا نیامده بودید. باید رفتار شما مودبانه باشد."
این تنها حادثه ناخوشایند در آن جشن بود. البته پدر وی به سرعت آمد و مرا بغل کرد تا موضوع حل شود.
شاید همین دلیل عدم حضور علی جباری باشد
در این مراسم، غیبت چهرههای بزرگی چون علی جباری، حسن روشن و نصرالله عبداللهی واقعاً توجهم را جلب کرد. شاید آقای جباری در گذشته، رفتارهایی مشابه آنچه با من اتفاق افتاد را دیده و به همین دلیل در مراسم استقلالیها شرکت نمیکند! با این حال، عدم ادب آن جوان را به حساب باشگاه استقلال نمیگذارم، زیرا آنها واقعاً زحمت زیادی کشیدند و شنیدم که هزینه درمان برخی کودکان مبتلا به سرطان مرتبط با این مراسم را نیز تقبل کردند که این اقدام بسیار زیبا بود.
بیشتر بخوانید: درگیری در جشن استقلال؛ شما بازیکن پاس بودی، اینجا چه کار داری؟ / وقتی تو هنوز به دنیا نیامده بودی، من آبی میپوشیدم پسرجان!
نظرات کاربران