فرارو- قسمت اول سریال «یل» بهعنوان اثر برادران محمودی بهتازگی در شبکه نمایش خانگی منتشر شده است. این سریال، با داستانی معمایی جنایی، تماشاگران را به بطن روایتی از قتل، رازهای نهفته و روابط اجتماعی پیچیده میبرد.
به گزارش فرارو، قسمت نخست بهطور عمده یک وعده برای تماشاگران است. این وعده، وعدهای از کشف راز قتلهایی است که بهظاهر در یک روستا اتفاق افتاده، اما میتواند لایههای عمیقتری از روابط و مناسبات اجتماعی را نمایان سازد. این قسمت در حقیقت بیشتر به زمینهسازی برای ایجاد یک معما میپردازد تا پاسخ دادن به پرسشهای تماشاگر. این رویه برای یک درام جنایی از اهمیت ویژهای برخوردار است و در همین قسمت ابتدایی تماشاگر را به همراهی میطلبد.
کارگردانی بهعنوان یکی از نقاط قوت این اثر محسوب میشود. خالقان این سریال توانستهاند تعلیق لازم را ایجاد کنند و داستانی منسجم را عرضه نمایند. این روایت علیرغم ریتم محتاطی که دارد، کنجکاوی تماشاگر را برای دیدن قسمتهای بعدی افزایش میدهد. همچنین، گریم و چهرهپردازی هم به خوبی انجام شده و در این بین، کار بر روی چهره پردیس احمدیه بیشتر از سایرین به چشم میآید.
نقاط ضعف قسمت اول «یل»
با این حال، بهنظر میرسد مشکل اصلی سریال در فضاسازی نهفته است. «یل» نتوانسته است فضای زمانی و مکانی داستان را به درستی بازسازی کند. اگر تماشاگر از قبل نداشته باشد که قصه در چه دورانی روایت میشود، با توجه به طراحی صحنه، لباس و جزئیات بصری، قادر به درک این موضوع نخواهد بود. چنین کمبودی برای اثری که میخواهد در بستر تاریخی و اجتماعی خود معما بسازد از اهمیت بالایی برخوردار است و بخش بزرگی از ظرفیت درام را از بین میبرد.
نقص دیگر این سریال، شتابزدگی در معرفی شخصیتهاست. این داستان برای رسیدن سریع به درونمایه اصلی، به سرعت از کنار معرفی کاراکترها میگذرد. در نتیجه، تماشاگر فرصتی مناسب برای آشنایی و همذاتپنداری با شخصیتها پیدا نمیکند، در حالی که در یک معمای جنایی، پیچیدگی و عمق شخصیتها به اندازه خود جنایت دارای اهمیت است.
سایه «پوست شیر» بر سر «یل»
موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه کرد، شباهت «یل» به «پوست شیر» است. داستان تقریباً بر همان مفاهیم و المانهایی استوار است که پیشتر در «پوست شیر» مشاهده کردهایم و از این حیث، به ناچار بهنظر کلیشهای میآید. قیاس میان این دو اثر اجتنابناپذیر است، اما تکرار موفقیت یک اثر پیشین تنها در صورتی ارزشمند است که تجربیات گذشته منجر به خلق یک روایت نو شود. قسمت اول «یل» هنوز موفق به تثبیت یک هویت مستقل نشده است.
بهطور کلی، «یل» شروعی چشمگیر دارد و کارگردانی همراه با چهرهپردازی از نقاط قوتش به شمار میآیند. با این وجود، سریال در ادامه باید نشان دهد که معمای قتلها فراتر از ابزاری برای جذب تماشاگر است و میخواهد به کشف شخصیتهای پیچیده و روابط کمتر دیدهشده بینجامد. «یل» در حال حاضر توانسته کنجکاوی تماشاگر را برانگیزد، اما برای آنکه این کنجکاوی به یک همراهی ماندگار تبدیل شود، باید ثابت کند که در پس داستان آشنای خود، یک روایت تازه و متفاوت نهفته است.
نظرات کاربران