کد خبر 710188
۱۴۰۵/۰۷/۰۴ ۰۸:۳۲

نقد نهایی سریال «کوری»؛ معما، مرگ و انتقام در روایت پیچیده‌ای از قله به دامنه

ساعت 24 - سریال «کوری» با یک واقعه مرگبار، معما و تعهد به مخفی‌کاری آغاز شد و در پی آن به داستانی درباره انتقام و تزلزل روابط انسانی پیش رفت؛ روایتی که در آغاز توانست بینندگان را درگیر کند، اما در ادامه بخش‌هایی از پتانسیل داستانی خود را از دست داد.
نقد نهایی سریال «کوری»؛ راز، مرگ و انتقام در روایتی با فراز و فرود

فرارو- سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده پس از ۱۲ قسمت به خاتمه رسید. این مجموعه در ابتدا به‌عنوان یک درام جنایی پیرامون یک فاجعه در مراسم عروسی به نظر می‌رسید.

به نقل از فرارو، اما به آرامی از یک پرونده ساده فاصله گرفت و به یک داستان پیچیده درباره گذشته، پنهان‌کاری، انتقام، قدرت و مسئولیت تبدیل گشت. نکته این است که «کوری» نتوانست به‌طور مداوم از تمام پتانسیل‌هایی که داشت بهره‌برداری کند.

یکی از ویژگی‌های مثبت «کوری» این بود که در آغاز، حادثه محوری و داستان‌های فرعی را به‌طور هم‌زمان پیش می‌برد. بیننده از همان ابتدای کار با یک واقعه مهم رو به‌رو می‌شد و در عین حال، روابط میان شخصیت‌ها و پیشینه آن‌ها به‌تدریج شکل می‌گرفت. این ساختار موجب می‌شد که سریال تنها متکی به یک معمای جنایی نباشد و ابعاد دیگری برای پیگیری داشته باشد.

اما با پیشرفت داستان، بخشی از این ظرفیت‌ها بلااستفاده ماندند. برخی موقعیت‌ها به‌جای آنکه به پیشرفت داستان کمک کنند، تکرار شدند و در برخی موارد ریتم سریال کند شد. «کوری» ایده‌های خوبی داشت اما همیشه موفق نمی‌شد آن‌ها را به نحو مؤثری به نتیجه برساند.

فیلمنامه جذاب ولی ناهماهنگ

فیلمنامه را نمی‌توان به‌عنوان نقطه ضعف کامل سریال دانست. ایده اصلی، روند داستان و ارتباط مابین واقعه اولیه و انگیزه‌های شخصیت‌ها، کشش مطلوبی داشت. اما مشکل عمده در نحوه گسترش این ایده‌ها نهفته بود.

برخی شخصیت‌ها و روابط در آغاز حائز اهمیت بودند اما در ادامه تأثیر چندانی بر مسیر داستان نداشتند. رابطه حنا و یونس یکی از این مثال‌هاست. این رابطه می‌توانست به داستان عمق ببخشد اما پرداخت آن به‌قدری نبود که حذف آن تغییری قابل توجه در روایت ایجاد کند.

در چنین وضعیتی، بخشی از زمان سریال صرف مسیرهایی می‌شود که در نهایت به اندازه کافی به داستان اصلی بازنمی‌گردد. این مشکل به ویژه در نیمه دوم سریال مشهود بود.

یونس یکی از شخصیت‌های کلیدی سریال بود و بار زیادی از روایت بر دوش او قرار داشت. تحولی که او از یک شخصیت درگیر ماجرا به فردی با انگیزه‌های شخصی و انتقام‌جویانه تجربه می‌کرد، پتانسیل بالایی داشت. با اینحال، فیلمنامه در برخی مقاطع این تغییرات را بیشتر از طریق رویدادهای خارجی به تصویر کشید تا تحولات درونی شخصیت. این موضوع باعث شد که بخشی از تحول یونس برای بیننده بیشتر قابل فهم باشد تا قابل تجربه.

بازی‌ها از درخشان تا کم‌اثر

امیر نوروزی در کوری

بازی بازیگران در «کوری» یکدست نبود و این موضوع سبب شد برخی شخصیت‌ها بیشتر از دیگران در ذهن بمانند.

امیر نوروزی یکی از بهترین اجراها را در سریال ارائه داد. بازی او بسیار کنترل‌شده بود و در صحنه‌های مختلف بدون اغراق توانست موقعیت شخصیت را به خوبی منتقل کند. حضور او به‌قدری تاثیرگذار بود که حتی در صحنه‌های کوتاه هم موفق به جلب توجه بینندگان می‌شد.

حدیث میرامینی نیز با نقش شمیم یکی از غافلگیری‌های سریال محسوب می‌شود. به‌ویژه در لحظات حساس، استفاده او از نگاه، مکث و واکنش‌های جزئی باعث شد شخصیتش بیشتر از آنچه در دیالوگ‌ها ذکر می‌شود، خود را نشان دهد.

علی صالحی نیز در نقش بازپرس، با وجود زمان کوتاه، بازی قابل قبولی داشت و توانست در همان فرصت کمی که در اختیار داشت، شخصیت را به خوبی به نمایش بگذارد.

در مقابل، مریلا زارعی در نقش شیدا نتوانست به اندازه‌ای که موقعیت اقتضا می‌کرد، احساس نگرانی، ترس یا بحران شخصیت را به مخاطب منتقل کند.

کارگردانی کنترل‌شده اما نه همیشه خلاق

کارگردانی «کوری» در ایجاد فضایی جدی و حفظ تُن داستانی پرالتهاب موفق بود. سریال سعی می‌کرد از نمایش مستقیم تمام اطلاعات بپرهیزد و بخشی از روایت را از طریق موقعیت‌ها و واکنش‌های شخصیت‌ها پیش ببرد.

اما در برخی قسمت‌ها، کارگردانی بیش از آنکه به حفظ ریتم داستان کمک کند، تابع محدودیت‌های فیلمنامه شده بود. وقتی یک موقعیت چند بار با الگوهای مختلف تکرار می‌شود، حتی اجراهای درست هم نمی‌تواند مانع افت سرعت و ضرباهنگ شود.

پایان یازده قصه، نه لزوماً همه پرسش‌ها

امیر جعفری در سریال کوری

پایان «کوری» تلاش کرد تا رویدادها را به نقطه‌ای نزدیک کند که از ابتدا وعده داده شده بود. روایت از یک حادثه آغاز شد و در نهایت به عواقب آن و انگیزه‌های انتقام‌جویانه شخصیت‌ها رسید.

با این حال، پایان سریال ممکن است برای بخشی از بینندگان این احساس را ایجاد کند که برخی خطوط داستانی می‌توانستند با دقت بیشتری جمع‌بندی شوند. مشکل لزوماً ناتمام بودن پایان نیست؛ بلکه نکته اصلی این است که بعضی از مسیرها به اندازه‌ای که در ابتدای سریال اهمیت پیدا کرده بودند، در پایان وزن روایی لازم را پیدا نمی‌کنند.

«کوری» سریالی نیست که بتوان آن را صرفاً یک شکست یا یک موفقیت مطلق دانست. نقطه شروع آن جذاب بود، ایده مرکزی ظرفیت زیادی داشت و تعدادی از بازی‌ها به‌خصوص در نقش‌های مکمل، قابل توجه بودند. اما سریال در ادامه نتوانست به‌طور مداوم از تمام ظرفیت‌های داستان و شخصیت‌های خود بهره‌برداری کند.

محسن قصابیان در کوری

بزرگ‌ترین چالش «کوری» به‌احتمال زیاد فاصله میان آنچه در ابتدا وعده می‌دهد و آنچه در انتها به آن دست می‌یابد، به شمار می‌آید. این سریال می‌توانست با فیلمنامه‌ای منسجم‌تر، حذف برخی خطوط فرعی بی‌اثر و پرداخت عمیق‌تر به شخصیت‌ها، به اثری متمرکزتر تبدیل شود.

با این وجود، «کوری» در بین مجموعه‌های جنایی و معمایی اخیر، حداقل از ایده‌ای برخوردار بود که بیننده را تا پایان با خود همراه می‌کرد. داستانی که از یک مرگ آغاز شده و در مسیر خود با راز، دروغ و انتقام گره‌خورده و در نهایت به نقطه پایانی خود رسیده است.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.