فرشید عابدی در نوشتاری در روزنامه جمهوری اسلامی اظهار داشت: نقل و انتقال بی‌سابقه ۱۱۰ هکتار زمین در بندر چابهار به افغانستان به منظور مقاصد لجستیکی اگرچه از طرف مقامات محلی تکذیب شده، اما به شدت با روند اعطای امتیازات خاص به طالبان در سال‌های اخیر مرتبط است. سوال اساسی اینجاست که چرا در مقابل امتیازاتی که به کابل ارائه می‌شود، اقداماتی برای حل تناقضات استراتژیک ایران، بخصوص در زمینه حقابه، اتخاذ نمی‌گردد؟

با توجه به بازگشت طالبان به قدرت، ما شاهد یک الگوی نگران‌کننده از اعطای امتیاز بوده‌ایم. از تداوم شناسایی رسمی و غیررسمی (De facto) این گروه تحت حکومت‌های سیزدهم و چهاردهم گرفته تا واگذاری دفتر اقتصادی در چابهار و سپردن سفارت افغانستان در تهران و کنسولگری مشهد به طالبان، همه این موارد نشان‌دهنده یک روند واحد است، در حالی که خاطره تلخ وقایعی مانند کشتار در مزار شریف، نقض حقوق اقلیت‌ها و رفتارهای ایدئولوژیک طالبان در ذهن جمعی و سیاسی مردم ایران حک شده است.

مشکل اصلی اینجاست که وزارت امور خارجه ما امتیازات سیاسی و اقتصادی را از مذاکرات استراتژیک جدا کرده است. در شرایطی که برای طالبان امکانات دیپلماتیک فراهم می‌شود و فرش قرمز برای آنها پهن می‌گردد، هیچ قدرت فشاری برای به‌دست آوردن حقابه از رودهای هیرمند و هریرود از این امتیازات استخراج نمی‌گردد.

تلاش در جهت گسترش تجارت با همسایگان، حتی در وضعیت تحریم، نباید به بهای تضعیف موضع ملی تمام شود. به‌خصوص در شرایطی که تنش‌ها بین افغانستان و پاکستان به اوج خود رسیده و جغرافیای پاکستان برای تاجران افغانستان و تأمین کالاهای اساسی وضعیت مناسبی ندارد. موفقیت در دیپلماسی آب، به مراتب مهم‌تر از اجرای طرح‌های پرهزینه انتقال آب یا پیشنهادات غیر علمی برای خرید آب از افغانستان است. اگر امتیازات اقتصادی و سیاسی به ابزاری برای تأمین منافع ملی تبدیل نشوند، تنها نتیجه‌گیری ممکن این خواهد بود که منافع سازمانی و نهادی بر منافع ملی اولویت یافته است.