.اقتصاد را می‌توان در شرایط سخت اداره کرد، اگر قواعد بازی روشن باشد. بنگاه می‌تواند نرخ سود بالا، هزینه انرژی بیشتر یا حتی مالیات سنگین‌تر را در محاسبات خود وارد کند و بر اساس آن تصمیم بگیرد؛ اما آنچه برنامه‌ریزی را مختل می‌کند، تغییر مداوم متغیرها و مقرراتی است که افق تصمیم‌گیری را کوتاه و سرمایه‌گذاری را پرریسک می‌کند.
نتیجه چنین فضایی قابل پیش‌بینی است. مدیران به جای تمرکز بر توسعه محصول، افزایش بهره‌وری، حضور در بازارهای جدید و سرمایه‌گذاری بلندمدت، ناچار می‌شوند بخش مهمی از زمان و توان خود را صرف مدیریت نقدینگی، حفظ سرمایه در گردش و مقابله با شوک‌های روزمره کنند. در چنین اقتصادی، طبیعی است که حفظ وضع موجود گاهی بر توسعه ترجیح داده شود و سرمایه‌گذاری جدید با احتیاط بیشتری صورت گیرد.

با این حال، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد: مشکل اقتصاد ایران کمبود ظرفیت برای رشد نیست. ایران همچنان از بازار داخلی بزرگ، نیروی انسانی توانمند، زیرساخت صنعتی قابل توجه، منابع طبیعی متنوع و بخش خصوصی باتجربه‌ای برخوردار است که طی دهه‌های گذشته بارها توانایی خود را در سازگاری با شرایط دشوار نشان داده است.

ظهور و توسعه کسب‌وکارهای جدید در حوزه فناوری، خدمات مالی، تجارت الکترونیک، صنایع دانش‌بنیان و بسیاری از صنایع تولیدی، حتی در همین شرایط، گواه همین ظرفیت است.از این منظر، شاید مهم‌ترین مطالبه امروز بخش خصوصی از سیاست‌گذار نه «حمایت بیشتر»، بلکه «ایجاد مزاحمت کمتر» باشد.

 اقتصاد بیش از بسته‌های حمایتی موقت، به ثبات مقررات، شفافیت در تصمیم‌گیری، دسترسی رقابتی به منابع، امنیت سرمایه‌گذاری و امکان پیش‌بینی آینده نیاز دارد. اگر قواعد بازی تا حد قابل قبولی پایدار باشد، کارآفرین ایرانی بارها نشان داده است که برای یافتن فرصت و ایجاد ارزش نیازی به هدایت مستمر دولت ندارد.
در سوی دیگر، بنگاه‌ها نیز باید بپذیرند که انتظار برای بازگشت کامل شرایط باثبات گذشته نمی‌تواند مبنای استراتژی باشد. دوره جدید اقتصاد ایران بیش از گذشته به مدیریت حرفه‌ای نیاز دارد. مدیریت نقدینگی، کنترل ریسک، افزایش بهره‌وری، استفاده از فناوری، کاهش وابستگی به یک بازار یا یک منبع درآمد و جست‌وجوی بازارهای صادراتی، دیگر صرفاً توصیه‌های مدیریتی نیستند؛ بلکه به شروط ماندگاری کسب‌وکار تبدیل شده‌اند.

در چنین شرایطی، میان خوش‌بینی ساده‌انگارانه و ناامیدی مطلق باید مسیر سومی را انتخاب کرد: واقع‌بینی همراه با امید. واقع‌بینی یعنی پذیرفتن اینکه فضای کسب‌وکار دشوار است و بخشی از مشکلات نیز در کوتاه‌مدت برطرف نخواهد شد؛ و امید یعنی باور به اینکه همچنان امکان اصلاح، سرمایه‌گذاری و خلق فرصت وجود دارد.

اقتصاد ایران بیش از هر چیز به بازسازی «اعتماد به آینده» نیاز دارد. این اعتماد نه با سخنرانی و وعده، بلکه با تصمیم‌های کوچک اما مستمر ساخته می‌شود: ثبات بیشتر در سیاست‌گذاری، احترام به قراردادها و مالکیت، پرهیز از مقررات ناگهانی و فراهم کردن فضایی که در آن سرمایه‌گذار بتواند برای چند سال آینده برنامه‌ریزی کند.امروز شاید مهم‌ترین سرمایه‌ای که باید حفظ شود همین میل به سرمایه‌گذاری، تولید و ماندن در میدان باشد. شرایط دشوار است، اما اقتصاد ایران هنوز از فرصت و ظرفیت خالی نشده است. اگر بتوان مه نااطمینانی را اندکی کنار زد، راه برای بسیاری از کسب‌وکارها هنوز باز است. 

منبع - مجله کانون کارآفرینان سامان