محمدجواد ظریف، وزیر خارجه اسبق در موضعی تأمل‌برانگیز برای توجیه سازش، ننگ‌نامه ترکمانچای‌ را این‌گونه بازتولید می‌کند: «وقتی موجودیت کشور در خطر است، شما به دنبال بقا می‌روید. چرا عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای امضا شدند؟ چون دشمن تا پشت قزوین آمده بود و درصدد تصرف تهران بود و موجودیت کشور در خطر قرار داشت. در چنین شرایطی، توافقی صورت می‌گیرد تا بقا حفظ شود.»
حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران گامی فراتر نهاده و رسماً برای مقامات عالی‌رتبه امنیتی و نظامی خط و نشان می‌کشد: «من به رئیس‌جمهور، رئیس‌مجلس، آقای رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، و فرماندهان محترم سپاه هشدار می‌دهم که در زمینه جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند. هر تدبیر سیاسی و نظامی و هر عقب‌نشینی تاکتیکی که لازم باشد، باید انجام شود تا ایران حفظ شود...»
بهزاد نبویان نیز در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد، با پاک کردن مسئله اصلی، نسخه دور زدن توانمندی‌های کشور را می‌پیچد: «مسئله اصلی ما و طرف‌های بین‌المللی... همواره مناقشه هسته‌ای بوده است... به جای گیر کردن در جزئیات تفاهم‌نامه پیشین، باید مسیر گفت‌وگو را مستقیماً به سمت حل‌وفصل پرونده هسته‌ای بازگردانیم، چون به ثمر رسیدن آن برای رفع تحریم‌ها بسیار راهبردی‌تر و حیاتی‌تر است.»
این اظهارات چیزی جز بده‌بستان با دشمنی که شمشیر را از رو بسته نیست! جالب اینجاست که معاریو و رسانه‌های صهیونیستی مدعی شده‌اند آمریکا از اسرائیل خواسته تا مستقلاً به ایران حمله کند تا هزینه سیاسی آن پیش از انتخابات بر دوش ترامپ نیفتد. واشنگتن پیش از جنگ 40 روزه نیز همین بازی «تردید و دیپلماسی» را راه انداخته بود. در چنین شرایط حساس جنگی، دادن اولتیماتوم به فرماندهان و توجیه ترکمانچای‌، رسماً تکمیل‌کننده سناریوی «فریب پیش از حمله» دشمن است.
سلبریتی‌های وطن‌فروش
 دغدغه مردم نیستند
همزمان با خط‌دهی سیاسی زاویه‌دارها، ضلع دیگر این پروژه شوم در عرصه فرهنگی کلید خورده است. در شرایطی که کشور در حالت جنگی قرار دارد و مردم مبعوث ایران بیش از
226 شب میدان داری می‌کنند و به انحای مختلف دغدغه معیشت و سفره خود را به مسئولان گوشزد می‌کنند، مانور رسانه‌ای برای بازگشت برخی سلبریتی‌های وطن‌فروش و اساتید اخراجی، هیچ تناسبی با نیازها و دغدغه‌های آحاد جامعه ندارد.
جبهه دشمن پس از شکست‌های پیاپی در مواجهه نظامی، فتنه زیستی و آشوب‌های خیابانی، راهبرد خود را بر «نفوذ آرام فرهنگی» متمرکز کرده است. تغییر چهره یک‌شبه و ژست‌های «وطن‌پرستی دروغین» از سوی عناصری که در بزنگاه‌ها به روی ملت آغوش بستند و به دامن غرب‌گریختند، بخشی از یک پروژه حساب‌شده برای نفوذ قدم‌به‌قدم به نهادهای فرهنگی و برقراری ارتباط با مراجع تصمیم‌گیر است. آنان پیاده‌نظام بازسازی شبکه تأثیرگذاری دشمن هستند و نباید اجازه داد فضای فرهنگی و اجتماعی کشور، قربانی تمایلات این قماش شود.
آرایش جنگی در برابر خدعه فریب
آقای پزشکیان! امروز ملت ایران در برابر غول‌های نظامی دنیا ایستاده و با منطقه‌ای کردن جنگ، وارد ساختن ضربات ویرانگر به شبکه پدافندی و زیرساختی دشمن و تسلط کامل بر تنگه هرمز، طعم شیرین پیروزی و اقتدار را چشیده است. در داخل کشور، به‌جز جریان تسلیم و زاویه‌دارها، هیچ‌کس احساس شکست نمی‌کند.
دشمن آماده رزم است ولی با فریب مذاکره می‌خواهد اصل غافلگیری را محقق کند. توجیه ترکمانچای‌، چوب حراج به پروژه هسته‌ای، تطهیر سلبریتی‌های نفوذی و ایجاد ترس از جنگ، نسخه‌های به روز شده تئوری تسلیم‌اند. دولت محترم باید با پیروی کامل از تدابیر رهبر معظم انقلاب و نصب‌العین قرار دادن توصیه‌های آقای شهید، دست زاویه‌دارها را از اتاق‌های تصمیم‌سازی کوتاه کرده و به جای اعتماد به سراب مذاکره، آرایش کامل جنگی و تهاجمی در برابر جنگ ترکیبی دشمن اتخاذ کند.