فرارو- آدام هریس، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل نشریه آتلانتیک

به گزارش فرارو به نقل از نشریه آتلانتیک، آینده اکتشافات فضایی آمریکا بیش از گذشته به تصمیم‌ها و رقابت دو میلیاردر، ایلان ماسک و جف بزوس وابسته شده است. شرکت اسپیس‌ایکس با تکیه بر قراردادهای دولتی به یکی از بازیگران اصلی زیرساخت فضایی آمریکا تبدیل شده و شرکت بلو اوریجین نیز در تلاش است سهم بیشتری از این بازار به دست آورد. این وابستگی، در کنار فرصت‌های ناشی از رقابت بخش خصوصی، پرسش مهمی را مطرح می‌کند: اگر منافع تجاری این شرکت‌ها با اهداف ملی ناسا همسو نباشد، چه کسی مسیر آینده برنامه فضایی آمریکا را تعیین خواهد کرد؟

از حمایت ناسا تا قدرت‌گیری اسپیس‌ایکس

در مارس ۲۰۲۵، اداره بهره‌وری دولت آمریکا به رهبری ایلان ماسک اعلام کرد که ناسا حدود ۸۰ درصد کارت‌های خرید بلااستفاده خود را حذف کرده و قراردادهایی به ارزش تقریبی ۴۲۰ میلیون دلار را که غیرضروری تشخیص داده شده بودند، خاتمه داده است. اما نکته قابل‌توجه آن است که اسپیس‌ایکس خود از حمایت مالی دولت آمریکا بهره فراوان برده است.

در سال ۲۰۰۸، زمانی که این شرکت با خطر ناتوانی در پرداخت حقوق کارکنان مواجه بود، ناسا قراردادی به ارزش ۱.۶ میلیارد دلار برای تأمین تجهیزات ایستگاه فضایی بین‌المللی به آن واگذار کرد. به نوشته جاش تیرانگل، روزنامه‌نگار نشریه آتلانتیک، این قرارداد در نجات شرکتی نقش اساسی داشت که بعدها به یکی از بازیگران ضروری برنامه فضایی آمریکا تبدیل شد.

اسپیس‌ایکس اکنون انتقال فضانوردان و تجهیزات به ایستگاه فضایی بین‌المللی و پرتاب ماهواره‌ها را بر عهده دارد. شبکه ماهواره‌ای استارلینک نیز به یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های تجاری این شرکت تبدیل شده است. بر اساس برآورد مطرح‌شده در گفت‌وگوی رادیو آتلانتیک، حدود ۸۰ درصد جرم محموله‌های قرارگرفته در مدار زمین از طریق پرتابگرهای اسپیس‌ایکس به فضا منتقل شده‌اند؛ رقمی که نشان‌دهنده جایگاه برجسته این شرکت در صنعت فضایی است.

رقابت دو میلیاردر بر سر اقتصاد آینده فضا

جف بزوس، بنیان‌گذار آمازون و مالک بلو اوریجین، نیز با هدف گسترش فعالیت‌های فضایی سرمایه‌گذاری کرده است. او در سال ۲۰۱۸ توضیح داد که برای تأمین منابع مالی چنین پروژه‌هایی باید بخشی از ثروت حاصل از آمازون را به سفرهای فضایی اختصاص دهد.

بااین‌حال، بلو اوریجین در مقایسه با اسپیس‌ایکس با تأخیر بیشتری پیش رفته است. این شرکت در حال توسعه توانایی پرتاب ماهواره‌ها، موشک‌های قابل استفاده مجدد و یک ماه‌نشین برای ناساست؛ پروژه‌ای که بر اساس این گفت‌وگو، ممکن است تا سال ۲۰۳۰ به مقصد برسد.

اهمیت اقتصادی این رقابت فراتر از پرتاب موشک است. به ارزیابی تیرانگل، هر دو شرکت در پی ایجاد زنجیره‌ای یکپارچه هستند که در آن موشک‌ها ماهواره‌ها و مراکز داده را به مدار منتقل کنند و این زیرساخت‌ها توان پردازشی مورد نیاز مدل‌های هوش مصنوعی را فراهم آورند. افزایش تقاضا برای محاسبات و انرژی می‌تواند در آینده اقتصاد فضایی را به بازاری بسیار سودآور تبدیل کند. در چنین چشم‌اندازی، سرمایه‌گذاری‌های سنگین کنونی نه صرفاً هزینه اکتشاف، بلکه تلاشی برای ایجاد مزیت رقابتی بلندمدت و تسلط بر بخش‌های مختلف یک صنعت نوظهور است.

آیا توسعه فضا به نفع همه خواهد بود؟

ماسک و بزوس اهداف اقتصادی خود را با چشم‌اندازی تمدنی نیز پیوند می‌دهند. بزوس از ایده ایجاد زیستگاه‌های فضایی و انتقال صنایع آلاینده به خارج از زمین حمایت کرده است تا سیاره به محیطی مناسب‌تر برای زندگی تبدیل شود. ماسک نیز استقرار انسان در مریخ را راهی برای تبدیل بشر به گونه‌ای چندسیاره‌ای می‌داند.

بااین‌حال، این اهداف بلندمدت پرسش‌هایی درباره نحوه تخصیص منابع عمومی ایجاد می‌کنند. تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری در مأموریت‌های سرنشین‌دار، اعزام کاوشگرهای رباتیک یا توسعه زیرساخت‌های فضایی، مستلزم ارزیابی هزینه‌ها، خطرات و منافع علمی است. کاوشگرهای رباتیک مریخ نمونه‌ای از پروژه‌هایی هستند که بدون پذیرش خطرهای سفر انسانی، اطلاعات ارزشمندی در اختیار دانشمندان قرار می‌دهند.

ناسا میان رقابت و وابستگی

قانون تجاری‌سازی فضا در آمریکا، با ایجاد رقابت میان شرکت‌ها، به کاهش بخشی از بوروکراسی و تسریع پیشرفت فناوری کمک کرده است. بااین‌حال، وابستگی به شرکت‌های خصوصی فقط یک مسئله اقتصادی نیست. کنترل زیرساخت‌هایی مانند استارلینک می‌تواند بر ارتباطات نظامی و روند جنگ نیز تأثیر بگذارد؛ موضوعی که اهمیت نظارت عمومی بر این شرکت‌ها را افزایش می‌دهد.

بلو اوریجین هنوز فاصله قابل‌توجهی با اسپیس‌ایکس دارد، اما توسعه رقبای بیشتر می‌تواند هزینه پرتاب‌ها را کاهش دهد و از تمرکز بازار در دست یک شرکت جلوگیری کند. در عین حال، ناسا باید بتواند از قدرت خرید و قراردادهای خود برای تعیین اولویت‌های ملی استفاده کند، نه اینکه صرفاً تابع برنامه‌های تجاری شرکت‌ها باشد.

بازگشت به ماه؛ هدفی ملی یا رقابتی شخصی؟

جرد آیزاکمن، مدیر ناسا، تلاش می‌کند بازگشت فضانوردان آمریکایی به ماه تا سال ۲۰۲۸ را به هدف مشترک این صنعت تبدیل کند. اسپیس‌ایکس و بلو اوریجین هر دو در حال توسعه ماه‌نشین هستند و رقابت آن‌ها می‌تواند پیشرفت فنی را سرعت ببخشد. بااین‌حال، تعیین اینکه کدام سامانه برای مأموریت مناسب‌تر است، همچنان محل بحث در جامعه فضایی آمریکا است.

تیرانگل معتقد است طرح‌های دو شرکت می‌توانند مکمل یکدیگر باشند؛ برای مثال، اسپیس‌ایکس مسئول سوخت‌رسانی در فضا شود و بلو اوریجین وظیفه فرود بر سطح ماه را بر عهده بگیرد. اما تحقق چنین همکاری‌ای به تصمیم شرکت‌ها و توانایی دولت برای هماهنگ‌کردن آن‌ها وابسته است.

رقابت ماسک و بزوس به توسعه فناوری فضایی آمریکا شتاب داده، اما هم‌زمان قدرت تصمیم‌گیری درباره بخشی از اهداف ملی را در اختیار دو شرکت خصوصی متمرکز کرده است. چالش ناسا این است که ضمن حفظ مزایای رقابت و نوآوری، اختیار تعیین اولویت‌های عمومی را نیز حفظ کند. اگر منافع تجاری شرکت‌ها با اهداف ملی همسو نباشد، حتی پروژه‌ای مانند بازگشت به ماه نیز ممکن است با تأخیر یا توقف مواجه شود.