به نقل از ایسنا، مقاله ایسنا در ارتباط با وضعیت بازار لوازم خانگی، از سه منظر فروشندگان، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان، تصویری از بازاری را ترسیم می‌کند که در آن، همزمان با فزونی هزینه‌های تولید، نوسانات قیمت و کاهش قدرت خرید خانوارها به چشم می‌خورد. بررسی این سه زاویه نشان می‌دهد که رکود بازار متاثر از افزایش قیمت‌ها به تنهایی نیست، بلکه ناپایداری اقتصادی و دشواری‌های مربوط به خرید نیز در شکل‌گیری آن تاثیرگذار هستند. در نهایت این گزارش، به دلایل اصلی این وضعیت و راهکارهای ممکن برای خروج از رکود، با تمرکز بر حمایت همزمان از تولید و مصرف‌کننده، پرداخته می‌شود.

علت رسیدن بازار به این وضعیت چیست؟

افزایش قیمت لوازم خانگی ناشی از یک عامل منفرد نیست، بلکه نتیجه‌ای از مجموعه‌ای از هزینه‌ها در زنجیره تولید و تأمین به شمار می‌آید. بالا رفتن قیمت مواد اولیه، نوسانات نرخ ارز، هزینه تأمین قطعات، حمل‌ونقل، حقوق و سایر هزینه‌های تولید، موجب افزایش قیمت تمام‌شده محصولات شده است.

هرچند که صنعت لوازم خانگی در سال‌های اخیر به سمت افزایش داخلی‌سازی حرکت کرده است، اما هنوز هم بخشی از مواد اولیه، قطعات و تجهیزات مورد نیاز تحت تأثیر شرایط ارزی و تجاری قرار دارد. به همین خاطر، تولید داخلی نیز از افزایش هزینه‌های تأمین مصون نمانده است.

در چنین فضایی، از یک سو قیمت تمام‌شده محصولات افزایش یافته و از سوی دیگر، قدرت خرید خانوارها محدود شده است؛ این شکاف میان قیمت کالا و توان پرداخت مصرف‌کننده بیشتر می‌شود و به کاهش معاملات و تشدید رکود در بازار می‌انجامد.

مسئله تنها گرانی نیست

یکی از چالش‌های اصلی بازار لوازم خانگی، علاوه بر افزایش قیمت‌ها، عدم ثبات و پیش‌بینی‌پذیری است. زمانی که هزینه تأمین کالا در فواصل کوتاه تغییر می‌کند، فروشنده برای جایگزینی کالای فروخته‌شده با هزینه‌ای معلوم به اطمینان لازم نمی‌رسد و مصرف‌کننده نیز نمی‌تواند با اطمینان درباره زمان خرید خود تصمیم‌گیری کند.

در این شرایط، بخش زیادی از مشتریان خرید خود را به امید روشن‌تر شدن وضعیت آینده به تعویق می‌اندازند. این تنش، به همراه کاهش قدرت خرید، بر حجم معاملات فشار می‌آورد و چرخه رکود را تشدید می‌کند. بنابراین، مشکل بازار تنها به نوسان قیمت‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه ناتوانی فعالان بازار و خانوارها در پیش‌بینی وضعیت آینده نیز بر تصمیمات اقتصادی آنان تأثیر می‌گذارد.

تغییر رفتار مصرف‌کننده؛ از خرید کالای نو گرفته تا تعمیر و خرید دست‌دوم

افزایش قیمت‌ها نه‌تنها میزان خرید را کاهش داده، بلکه شیوه نگرش مصرف‌کنندگان را نیز دچار دگرگونی کرده است. بسیاری از خانوارها قبل از اقدام به خرید کالای نو، به گزینه‌هایی چون تعمیر وسایل موجود یا خرید کالاهای دست‌دوم توجه می‌کنند تا هزینه‌های خود را کاهش دهند.

این تغییر در رفتار به‌ویژه در مورد کالاهای ضروری مانند یخچال و ماشین لباسشویی خاطرنشان‌تر است؛ کالاهایی که نبود آن‌ها می‌تواند زندگی روزمره خانوار را تحت تأثیر قرار دهد. در شرایط فعلی، تعمیر یا خرید کالای دست‌دوم برای عده‌ای از خانوارها به گزینه‌ای برای تأمین نیازهایشان تبدیل شده است.

این روند، از سویی نمایانگر تلاش خانوارها برای سازگاری با شرایط اقتصادی است و از سویی دیگر، لزوم توجه به شرایط مالی مصرف‌کننده را در سیاست‌های مربوط به صنعت لوازم خانگی برجسته می‌سازد.

خرید اقساطی؛ راهکاری که با چالش‌هایی مواجه است

افت قدرت خرید، ضرورت نیاز به روش‌های متنوع پرداخت را افزایش داده است، اما اجرای خرید اقساطی نیز در شرایط تورمی با محدودیت‌هایی رو به روست. مصرف‌کنندگان که قادر به پرداخت نقدی نیستند، ممکن است به سمت خرید قسطی گرایش یابند؛ ولی فروشندگان نیز در وضعیت نوسانات قیمت با نگرانی برای تأمین جایگزینی کالا مواجه هستند. از طرف دیگر، عدم دسترسی کافی به اعتبار و تسهیلات مناسب با قدرت بازپرداخت خانوارها، مانع از تبدیل بخشی از تقاضای موجود به خرید واقعی می‌شود.

بنابراین، توسعه خرید اعتباری می‌تواند یکی از ابزارهای کمک به بازار باشد؛ البته به شرطی که سازوکار آن طوری طراحی گردد که نه تنها دسترسی مصرف‌کننده به کالا را آسانتر کند، بلکه فشار مالی و ریسک فروش را برای عرضه‌کنندگان کاهش دهد.

برای رونق بازار چه باید انجام داد؟

تحلیل چالش‌های موجود در بازار لوازم خانگی نشان می‌دهد که رفع مشکلات این حوزه نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ است و تمرکز صرف بر قیمت نهایی فروش، به‌تنهایی نمی‌تواند زمینه بازگشت رونق را فراهم کند.

یکی از نیازهای اساسی، شفاف‌سازی در زنجیره قیمت‌گذاری است تا روشن شود که افزایش قیمت محصولات به چه میزان از هزینه مواد اولیه، قطعات، تولید، حمل‌ونقل و توزیع ناشی می‌شود. وجود شفافیت در این بخش می‌تواند به نظارت مؤثرتر بر بازار و شناسایی دقیق‌تر علل افزایش قیمت کمک نماید.

علاوه بر این، حمایت از تولید داخلی باید بر کاهش هزینه‌های تولید، تسهیل تأمین مواد اولیه و قطعات، بهبود دسترسی تولیدکنندگان به نقدینگی و گسترش ظرفیت تأمین قطعات داخلی متمرکز شود. تقویت تولید تنها در صورتی می‌تواند به بهبود پایدار بازار منجر گردد که ضمن حفظ توانایی فعالیت بنگاه‌ها، امکان عرضه کالا با قیمت‌های متناسب با قدرت خرید جامعه فراهم آمد.

از سویی دیگر، توسعه نظام خرید اعتباری با مشارکت شبکه بانکی و طراحی تسهیلات متناسب با توان بازپرداخت خانوارها می‌تواند بخشی از تقاضای مسکوت را به بازار بازگرداند. با این حال، اعتباردهی به مصرف‌کنندگان باید به‌همراه کنترل هزینه‌های تولید و ایجاد ثبات در بازار انجام شود تا افزایش تقاضا منجر به فشار قیمتی بیشتر نگردد.

اصلاح زنجیره تأمین به جای کنترل صرف قیمت

نقش دولت در بازار لوازم خانگی نباید به کنترل قیمت در مرحله فروش محدود گردد. بسیاری از مشکلات این بازار در مراحل ابتدایی زنجیره، از تأمین مواد اولیه و سیاست‌های ارزی تا هزینه‌های تولید و دسترسی به منابع مالی، شکل می‌گیرد و بی‌توجهی به این عوامل، محدود کردن قیمت‌های نهایی به‌تنهایی نمی‌تواند مشکلات را حل کند.

ایجاد ثبات در سیاست‌های اقتصادی، پرهیز از اتخاذ تصمیمات ناگهانی، تسهیل دسترسی تولیدکنندگان به مواد اولیه، حمایت از تأمین مالی تولید و نظارت بر زنجیره تأمین و توزیع از جمله اقداماتی است که می‌تواند به بهبود شرایط بازار کمک نماید. در کنار این موارد، دولت می‌تواند با همکاری شبکه بانکی و فعالان اقتصادی، زمینه توسعه ابزارهای خرید اعتباری را فراهم کند تا خانوارهایی که نیاز واقعی به خرید دارند، امکان دستیابی به کالاهای ضروری را با شرایط پرداخت مناسب‌تری پیدا کنند.

در این میان، حمایت از تولیدکننده و مصرف‌کننده نباید به‌عنوان دو هدف متضاد دیده شود. سیاستی که صرفاً بر کاهش قیمت فروش تمرکز کند، بدون مد نظر قرار دادن هزینه‌های تولید، ممکن است با چالش‌هایی در تولید و ادامه فعالیت تولیدکنندگان مواجه شود. از طرف دیگر، حمایت از تولید نیز بدون در نظر گرفتن قدرت خرید خانوارها نمی‌تواند به رونق پایدار بازار کمک نماید.

ادامه وضعیت کنونی می‌تواند خرید کالای نو را برای بخش بزرگتری از خانوارها دشوار ساخته و سهم تعمیر و کالای دست‌دوم را در تأمین نیازهای مردم افزایش دهد. در این شرایط، کاهش معاملات تنها یک معضل برای فروشندگان نیست، بلکه می‌تواند بر استمرار فعالیت تولیدکنندگان و افق صنعت لوازم خانگی نیز تأثیر بگذارد.

بازگشت رونق به این بازار نیاز به سیاستی هماهنگ دارد؛ سیاستی که همزمان هزینه‌های تولید را مدیریت نماید، قدرت خرید خانوارها را تقویت کند و ثبات و پیش‌بینی‌پذیری را به زنجیره تأمین و توزیع بازگرداند.

در پایان، رونق پایدار تنها زمانی ممکن است که تولیدکننده بتواند با هزینه‌ای قابل کنترل به فعالیت خود ادامه دهد و مصرف‌کننده نیز از توان و اطمینان کافی برای خرید برخوردار باشد. خروج از رکود بازار لوازم خانگی نه تنها از طریق کنترل قیمت‌ها، بلکه با ایجاد تعادل میان توان تولید، هزینه تأمین و قدرت خرید خانوارها قابل تحقق خواهد بود.

انتهای پیام