بر اساس گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ابوالفضل اقبالی، که یکی از طراحان لایحه عفاف و حجاب است که در مجلس تصویب گشت اما سپس از سوی شورای عالی امنیت ملی ابلاغ نگردید، در یادداشتی برای خبرگزاری فارس با عنوان «تحلیلی درباره امکان وقوع جنگ» به بیان نظرات خود پرداخت:
اگرچه من یک کارشناس نظامی بهحساب نمیآیم، ولی بهعنوان یک ناظر به اوضاع، معتقدم که "احتمال واقعی" شروع دوباره جنگی تمام عیار بین آمریکا و ایران در آینده نزدیک بسیار ضعیف است. این بدان معنا نیست که تحرکات نظامی از سوی دشمن وجود ندارد. در واقع، شواهد نشاندهنده افزایش علائم تنش هستند. ادعای من بر مبنای مولفههای عقلانیت و محاسبه در میان نیروهای مؤثر در جبهه مقابل است.
به بیان سادهتر، به نظر من، اگر آمریکا و رژیم پیش از نهم اسفند قادر به مشاهده و ارزیابی نتایج جنگ با ایران بودند، حتما گزینه نظامی را از فهرست انتخابهای خود حذف میکردند. بسیاری از تحلیلگران، دلیل تصمیم به حمله به ایران را به شخصیت و روانشناسی پراختلال ترامپ و نتانیاهو نسبت میدهند، در حالی که واقعیت اینگونه نیست. این دیدگاه ناشی از ناآگاهی از ساختار حکمرانی آمریکاست. در ایالات متحده، فرآیندهای تصمیمگیری به شدت قدرتمند و پیچیده هستند و حتی رئیسجمهور هم به سادگی نمیتواند بدون ملاحظات عمل کند. جالب اینجاست که رفتار و گفتار ترامپ در این یک سال اخیر بهطور دقیق در چارچوب نظم سیاسی و امنیتی کلان آمریکا قرار داشته و بر اساس راهکارهای موسسات اندیشکده مشهور این کشور عمل کرده است.
در حال حاضر ارزیابی آمریکا درباره جنگ با ایران بهطرز قابل توجهی با ارزیابیهای قبل از نهم اسفند متفاوت است. عقلانیت حاکم بر حکمرانی آمریکا، بر خلاف دیدگاههای نادرست و مزدوران داخلی ایران، به این نتیجه قطعی رسیده که "جنگ نظامی به نفع ایران است". در شرایط کنونی، که آمریکا تقریباً هیچ هدف نظامی جدیدی از نهم اسفند تا حال حاضر در ایران ندارد، ایران هر لحظه اهداف خود را بهروزرسانی کرده و جوانب جدیدی را زیر فشار میگذارد.بنابراین، در جلسات تصمیمگیری آمریکا، آغاز مجدد جنگ نظامی با ایران بهعنوان پرریسکترین و کمفایدهترین گزینه موجود به حساب میآید.
علاوه بر این، گزینههای نظامی برای مقابله با ایران دیگر کارکرد سابق را ندارند. ایدههای فنی برای از بین بردن شهرهای موشکی و تأسیسات هستهای ایران به ترامپ ارائه نشده و گزینههای مؤثر ترور مانند نهم اسفند دیگر به آسانی در دسترس نیستند، و فضای شهری ایران نیز برای براندازی و شورش نامساعد باقی مانده است.در مقابل، توان آفندی و پدافندی ایران طی این هفت ماه به طرز قابل توجهی تقویت شده، قیمت نفت از ۶۰ دلار به ۱۱۰ دلار افزایش یافته و هدفهای ارزشمند اطلاعاتی و فناوریهای هوش مصنوعی حالا جزو اهداف ایران به شمار میروند، که نابودی آنها کابوس سرمایهداران آمریکایی و اروپایی است و دهها عامل دیگر که موقعیت ایران را در شرایط فعلی برای جنگ مطلوب کردهاند.
برعکس همه این شرایط، نخبگان سیاسی در آمریکا به این نتیجهگیری عملیاتی رسیدهاند که "سایه تهدید"، "بلاتکلیفی" و "فشار اقتصادی" نقطه ضعف فضای اجتماعی ایران است و تنها امید رژیم و ترامپ به همریختن تعادل و انسجام داخلی جامعه ایران است. به همین خاطر، نمیتوانید به تمام تحرکات نظامی بهعنوان نشانهای از تصمیم به حمله به ایران نگاه کنید، بلکه اینها بیشتر بهعنوان تلاشی برای ایجاد التهاب و اضطراب در داخل ایران است.
فرآیندهای تصمیمسازی در آمریکا به هیچ عنوان اجازه نمیدهند که ترامپ قبل از ایجاد شکاف در فضای داخلی ایران دوباره دست به اقدام نظامی بزند.البته باید در تحلیلها ملاحظات رسانهای و نگرش افکار عمومی آمریکا را نیز برای طبقه حاکم در این کشور در نظر گرفت که در یادداشتهای آینده به این سناریو نیز خواهیم پرداخت.
۳۱۲۱۶
نظرات کاربران