الهام محمد رشنوزاده، روانشناس، در گفت‌وگویی با ایسنا، بیان کرد: روان انسان شبیه به یک آینه چندوجهی است و ترس از فرزندآوری، در هر شخص از منظر متفاوتی در این آینه نمایان می‌شود. شواهد علمی و بررسی‌های دقیق روان‌شناختی نشان می‌دهند که این ترس هرگز به یک دلیل ساده و تک‌عاملی محدود نمی‌شود. در درون بسیاری از افراد، احساس «عدم کفایت درونی» وجود دارد، به عبارتی یک اضطراب عمیق که آن‌ها را به این فکر می‌اندازد که آیا من به اندازه کافی شایستگی، صبر و بلوغ عاطفی برای تربیت یک کودک را دارم یا این که ممکن است به‌طور ناخواسته فرزندی رنجور به جامعه معرفی کنم؟.

او ادامه داد: برای برخی دیگر، این ترس ناشی از «از دست رفتن هویت و دستاوردهای شخصی» است، به معنای ترس از این‌که تمام سال‌ها تلاش برای استقلال، پیشرفت شغلی و اهداف فردی، زیر بار سنگین و همیشگی مسئولیت نگهداری از فرزند نابود شود. در عین حال، نگرانی دیگری نیز وجود دارد که به «تغییر روابط زناشویی» مربوط می‌شود. نگرانی از این که ممکن است خستگی زیاد و تقسیم ناگزیر توجه، صمیمیت عاشقانه زوجین را کاهش دهد و آن‌ها را صرفاً به شرکای خانه‌دار تبدیل کند. در نهایت، یک نگرانی عمیق اخلاقی نیز وجود دارد و آن ترس از قرار دادن یک انسان معصوم در جهانی پر از چالش و ناملایمات است؛ به همین دلیل، این ترس نشانه‌ای از بی‌مسئولیتی نیست، بلکه ترکیبی چندلایه از کمال‌گرایی اخلاقی، حفظ احترام به هویت فردی، مراقبت از رابطه مشترک و ترس از تکرار شکست‌هاست که به شکل متفاوتی در هر فرد بروز پیدا می‌کند.

این روانشناس اشاره کرد که ترس از بچه‌دار شدن ممکن است شامل نگرانی‌های مالی، تجربیات کودکی یا ترس از آینده باشد و درباره ترس از دست دادن آزادی و تغییر در سبک زندگی به دلیل این تصمیم تصریح کرد: تاثیر این عامل در انسان معاصر بسیار عمیق و تعیین‌کننده است. زندگی فردی، محیطی برای شکوفایی استعدادها، لحظات سازنده، انتخاب‌های آزادانه و پروازهای فکری به حساب می‌آید. والدگری در دنیای کنونی به صرف مراقبت فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه نوعی تعهد تمام‌وقت، تمام‌جانبه و بدون برگشت است که در سال‌های ابتدایی، تمام وقت، انرژی و حریم شخصی فرد را به خود پیوند می‌زند.

او افزود: برای فردی که هویت خود را بر پایه استقلال، پیشرفت شغلی و معنای شخصی بنا کرده است، این تغییر ناگهانی می‌تواند به نوعی «سوگ پنهان برای من پیشین» منجر شود. این فرد نگران است که پذیرش نقش مادری یا پدری، شعله آرزوها، ساعات خلوت و اهداف عالی‌اش را زیر سایه مسئولیت‌های مراقبتی خاموش کند؛ ترسی که می‌تواند باعث شود فرصت زندگی کردن که تنها یکبار به او داده شده، به نام نیازهای دیگران به کلی محو شود.

 

فشارهای خانواده‌ها و تأثیر آن بر تصمیم‌گیری زوج‌ها برای فرزندآوری


این روانشناس تصریح کرد که فشارهای خانواده‌ها برای فرزندآوری بر تصمیمات زوجین تأثیر بسزایی دارد و گفت: سیستم زناشویی برای حفظ سلامت و پویایی خود نیازمند «مرزهای شفاف، غیرقابل نفوذ اما انعطاف‌پذیر» است؛ حصاری نامرئی که به افراد اجازه می‌دهد در فضایی امن، به دور از قضاوت‌های بیرونی، سرنوشت مشترکشان را رقم بزنند.

رشنوزاده اظهار داشت: وقتی پدران و مادران از روی دلسوزی‌های نابه‌جا یا باورهای سنتی، همواره به زوج‌ها فشار می‌آورند تا بچه‌دار شوند، این مرزهای خصوصی آسیب می‌بیند. نتیجه این دخالت‌ها به تغییر دینامیک زندگی مشترک می‌انجامد؛ تعادلی که باید بین زن و شوهر برقرار باشد به هم می‌ریزد و دعوا و اختلافات شروع می‌شود. به گونه‌ای که ممکن است یکی از زوجین بیشتر در سمت خانواده خود باشد و دیگری در تنهایی و بی‌دفاع بیفتد.

او گفت: این فشارها می‌توانند تصمیم‌گیری زوج‌ها را مخدوش کنند و فرزندآوری را که باید «نتیجه‌ای آگاهانه و سرشار از عشق» باشد، به «ابزاری اجباری برای راضی کردن دیگران» بدل کنند؛ فرزندی که هنوز به دنیا نیامده باید بار سنگین توقعات و انتظارات خانواده را به دوش بکشد.

انتهای پیام