فرارو- افزایش فعالیت‌های دریایی در تنگه هرمز و اخبار حاکی از بررسی گزینه‌های نظامی جدی در واشنگتن، احتمال ورود جنگ میان ایران و آمریکا به فاز جدیدی را مطرح کرده است.

بر اساس گزارش فرارو، در حالی که تهران در تلاش است تا با اشاره به جایگاه جغرافیایی‌اش در تنگه هرمز، هزینه‌های ادامه جنگ را افزایش دهد، دولت دونالد ترامپ نیز به بررسی گزینه‌های متنوعی از جمله تشدید فشار اقتصادی و انجام حملات نظامی گسترده‌تر پرداخته است.

تنگه هرمز؛ ابزار فشاری ایران در برابر برتری نظامی آمریکا

با گذشت هشت ماه از شروع جنگ، تنگه هرمز به یکی از نقاط کلیدی تقابل میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. افزایش حملات دریایی و نگرانی از وجود مین‌ها و اختلال در جریان نفتکش‌ها نشان از این دارد که ایران همچنان قادر است تا از موقعیت جغرافیایی خود برای تأثیرگذاری بر بازار انرژی و محاسبات سیاسی امریکا بهره گیرد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که دست‌کم ۹ حمله دریایی در یک بازه زمانی کوتاه صورت پذیرفته و بیش از ۱۱۰ کشتی از زمان آغاز درگیری‌ها مورد حمله قرار گرفته‌اند. در ضمن، حدود شش هزار دریانورد در این منطقه دچار مشکل شده‌اند. این شرایط، امنیت کشتیرانی را به موضوعی فراتر از منازعه مستقیم ایران و آمریکا تبدیل کرده است.

ایران امیدوار است که اختلال در صادرات انرژی و افزایش قیمت نفت، بار اقتصادی جنگ را برای دولت ترامپ مخصوصاً در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا سنگین‌تر کند. با این حال، این استراتژی خود دچار محدودیت‌هایی است. افزایش فشار بر بازار انرژی لزوماً به معنای واداشتن واشنگتن به عقب‌نشینی نیست.

«مادر بمب‌ها»؛ تهدیدی برای زیرساخت‌های ایران یا ابزاری برای جنگ روانی؟

همزمان با اوج‌گیری تنش‌ها در هرمز، گزارش شبکه سی‌ان‌ان در مورد بررسی گزینه‌های نظامی جدیدتر علیه ایران، حدس و گمان‌ها درباره گام بعدی جنگ را افزایش داده است. از میان گزینه‌های مطرح، بمب جی‌بی‌یوـ۴۳/بی، که تحت عنوان «مادر همه بمب‌ها» شناخته می‌شود، نیز در صدر فهرست قرار دارد؛ انفجاری غیر هسته‌ای با نیروی تخریبی چشمگیر که احتمال به‌کارگیری آن، منجر به بحث‌های جدیدی در مورد اهداف احتمالی آمریکا شده است.

برخی تحلیلگران بر این باورند که برای ارزیابی خطر حمله نظامی آمریکا علیه ایران باید به سه عامل توجه کرد: زمان انجام عملیات، هزینه آن در مقایسه با دستاوردهای ممکن و هدف نهایی واشنگتن. از این روند، گزارش‌هایی مبنی بر آماده‌سازی نظامی آمریکا می‌تواند دلیلی بر بازبینی جدی گزینه‌های جدید باشد، اما به تنهایی نمی‌تواند صدور دستور حمله را ثابت کند.

نکته اساسی، تفاوت‌گذاری بین بمب‌های انفجاری بزرگ و مهمات تخصصی طراحی‌شده برای نفوذ به تأسیسات عمیق زیرزمینی است. حسین رویوران، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، تأکید می‌کند که «مادر بمب‌ها» اساساً برای نفوذ به استحکامات زیرزمینی عمیق طراحی نشده است. درنتیجه، اگر هدف، تأسیساتی در عمق زمین باشد، انتخاب این بمب به خودی خود نمی‌تواند تضمینی برای انهدام آن باشد.

از این رو، لازم است که انتشار اخباری درباره این سلاح را از تصمیم نهایی برای به‌کارگیری آن جدا کرد. تهدید نظامی می‌تواند بخشی از تلاش واشنگتن برای افزایش فشار بر تهران باشد، اما درجه تأثیر آن به اهداف عملیات و واکنش‌های ایران بستگی دارد.

از تضعیف قدرت نظامی تا دگرگونی موازنه سیاسی

یکی از پرسش‌های اساسی درباره احتمال حمله جدید، هدف نهایی آمریکا چیست؟ آیا واشنگتن در پی کاهش توان نظامی ایران به حدی است که تهران شرایط مورد نظرش را بپذیرد، یا به دنبال ایجاد زمینه‌ای برای تحول در ساختار سیاسی کشور است؟

برخی از تحلیلگران به این نکته اشاره می‌کنند که در صورت تشدید درگیری‌ها، دامنه حملات ممکن است از اهداف مرتبط با برنامه هسته‌ای به سمت توان دریایی و نظامی کشیده شود.

از سوی دیگر، رویوران بر این باور است که حتی حملات سنگین نیز همیشه به نتیجه سیاسی مطلوب آمریکا منتهی نمی‌شود. لطمه به توان نظامی یک کشور با دگرگونی ساختار سیاسی آن تفاوت دارد و نمی‌توان نسبت به شدت تخریب، نتیجه سیاسی دقیقی را پیش‌بینی کرد.

این خود نشان‌دهنده محدودیتی است که هرگونه عملیات وسیع با آن مواجه خواهد شد: واشنگتن ممکن است قادر باشد آسیب‌هایی وارد کند، اما این به معنای تسلیم تهران در برابر فشارها نخواهد بود.

انتخابات آمریکا؛ زمان‌بندی حمله یا هزینه‌های ادامه جنگ؟

انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر تصمیم‌گیری‌های دولت ترامپ به حساب می‌آید. افزایش قیمت‌ها، اختلال در بازار انرژی و طولانی شدن جنگ می‌تواند فشار سیاسی بر کاخ سفید را تقویت کند. بر این اساس، تهران ممکن است امید داشته باشد که افزایش ناامنی در هرمز، هزینه‌های ادامه عملیات را برای دولت امریکا افزایش دهد.

با این حال، انتخابات تنها عامل تعیین‌کننده نیست. تغییر ترکیب کنگره می‌تواند بر فضای سیاسی واشنگتن تأثیر بگذارد، اما به خودی خود به معنای توقف عملیات نظامی نیست. از سوی دیگر، اگر دولت ترامپ به این نتیجه برسد که فشارهای دریایی از جانب ایران به تهدید جدی برای منافع آمریکا تبدیل شده، ممکن است به جای عقب‌نشینی، گزینه نظامی را جدی‌تر کند.

علاوه بر این عوامل، فشار و تحریم‌های اقتصادی نیز همچنان جزئی از استراتژی واشنگتن محسوب می‌شود. تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی می‌توانند قابلیت‌های ایران برای تأمین منابع و بازسازی توان نظامی را تضعیف کنند، اما فشار اقتصادی به تنهایی هرگز نتوانسته است به دگرگونی رفتار سیاسی منجر شود.

بن‌بست هرمز؛ مذاکره در سایه احتمال تشدید جنگ

در عرصه دیپلماسی، ترامپ استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران و همچنین اعزام نیروهای زمینی به این کشور را رد کرده و به پیگیری ادامه مذاکرات اشاره کرده است. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، نیز آمادگی تهران برای مذاکره را ابراز کرده، اما به این نکته نیز تأکید کرده است که ایران در برابر فشار نظامی تسلیم نخواهد شد. با این حال، تنش‌ها بر سر شروط توافق همچنان ادامه دارد. واشنگتن خواهان بازگشایی تنگه هرمز به‌طور مطلق و بدون قید و شرط است، در حالی که تهران خواستار رفع محاصره، لغو تحریم‌ها و بازپس‌گیری دارایی‌های مسدودشده خود است.

حمله گسترده آمریکا ممکن است به آسیب‌های بیش‌تری به زیرساخت‌های ایران منجر شود، اما هیچ تضمینی برای خاتمهٔ جنگ نخواهد داشت؛ مانند آنکه ادامه فشار دریایی ایران الزاما واشنگتن را به پذیرش خواسته‌های تهران واداشته نمی‌کند.