در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم، آلمان نازی با بحران جدی در تامین سوخت هواپیماها مواجه گردید و این وضعیت ناگزیر مهندسان نظامی را به تفکر در مورد راهحلهای غیرمعمول سوق داد.
ایده غیرمعمول: رمجت زغالی
در سال ۱۹۴۴، به منظور مواجهه با بحران سوخت، آلمان نازی تصمیم به بهرهبرداری از منابع عظیم زغالسنگ گرفت. جنگنده لیپیش P.13a با استفاده از موتوری رمجت طراحی شد که از سوخت زغالسنگ بهره میبرد. یکی از چالشهای اساسی رمجت این بود که باید با سرعتی بالاتر از ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت به پرواز درآید و پرتاب اولیه آن با کمک بکسل یا موشکهای اضافی صورت گیرد. علیرغم تمامی تحقیقات صورتگرفته، این جنگنده زغالسنگ سوز هیچگاه به پرواز در نیامد.
میراث بال دلتا: طرحی فراتر از ناتوانیهای نظامی
موفقیت اصلی لیپیش P.13a در طراحی نوآورانه بال دلتا (delta-wing) توسط دکتر الکساندر لیپیش نهفته بود. آزمایشهای انجامشده در تونل باد نشان داد که این طراحی تا سرعت ۲٫۶ ماخ (۳۲۰۰ کیلومتر بر ساعت) پایداری فوقالعادهای از خود نشان میدهد. پس از پایان جنگ، آمریکا به آیرودینامیک این جنگنده خاص آلمان نازی توجه ویژهای نشان داد. به همین منظور، یک مدل گلایدر بیموتور به NACA (سازمان قبل از ناسا) ارسال شد و دادههای بهدستآمده از آن به پیشرفت هواپیماهایی چون Convair XF-92A و F-102A Delta Dagger (اولین جنگنده با بال دلتا در آمریکا) کمک نمود. این الگوی طراحی بال دلتا همچنین بر روی دیگر جنگندهها و بمبافکنهایی مانند F-106 Delta Dart، B58A Hustler و حتی جتهای معاصر مانند Saab JAS 39 Gripen نیز تأثیر گذاشت.
نظرات کاربران