محمدحسین ابراهیمی، صداگذار با سابقه سینما در گفتگویی با خبرنگار مهر در مورد تفاوتهای موجود در زمینه صداگذاری میان سینمای داستانی و مستند توضیح داد: صداگذاری در مستندهای سینمایی به دلیل لزوم حفظ اعتبار روایت، به دقت و حساسیت بیشتری نیاز دارد. هر صدای اضافه باید با احتیاط انتخاب شود؛ زیرا در غیر این صورت، صدای نامتناسب میتواند تمرکز تماشاگر را از محتوای اصلی منحرف کرده و به اعتبار فیلم آسیب بزند.
ابراهیمی، صداگذار فیلم «گلوله باران»، در ادامه افزود: در سینمای داستانی به دلیل ماهیت تصنعی اثر، این امکان فراهم است که از صداهای طراحیشده و افکتهای صوتی بهطور وسیعتری بهره گرفته شود. اما در مستند، مرز بین صدای واقعی و صدای اضافهشده برای غنیتر کردن روایت، اهمیت خاصی دارد و در صورت عدم توجه به این مهم، تماشاگر میتواند با دنیای اثر فاصله بگیرد و به کلیت آن مشکوک شود.
صداگذاری در مستند؛ از بازآفرینی واقعیت تا حفظ اعتبار
ابراهیمی در مورد تجربیاتش در صداگذاری مستندهای جنگی گفت: در مستند «گلولهباران» که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم در سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» شد، کارگردان در زمان دریافت جایزه تصریح کرد که «تنها خود او و تهیهکننده از وقایع پیش و پس از صداگذاری آگاهند». این امر نشاندهنده اهمیت صداگذاری معتبر است؛ بهگونهای که صداهای تیراندازی، عبور گلولهها و دیگر صداهای محیط باید بهطور طبیعی حس شوند تا مخاطب بدون تردید در کنار روایت قرار گیرد.
او ادامه داد: صداگذار باید صدای واقعی محیط را بازسازی کند و صدا را بهگونهای در جهان فیلم هارمونی کند که تماشاگر فقط به روایت توجه کند. در سینمای داستانی ممکن است صداها در فضاهای آکوستیک ضبط و تغییر داده شوند یا با طراحی افکت و میکس چندکاناله، فضاسازی گستردهتری صورت گیرد، اما در مستند باید همه این انتخابها با دنیای واقعی اثر هماهنگ باشند. بنابراین، صداگذاری مستند یک فرایند پیچیده و حساس در تولید فیلم محسوب میشود.
نقش صدا در تغییر احساسات بیننده
ابراهیمی درباره اهمیت صداگذاری در انتقال احساسات در مستندها گفت: طراحی صدا یکی از مراحل پیچیده و حیاتی تولید فیلم است که میتواند تأثیر عمیقی بر میزان اعتبار اثر و حتی ماندگاری آن در ذهن بیننده داشته باشد. بهعنوان مثال، میتوان به انبوه ویدیوهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند اشاره کرد. با وجود اینکه میدانیم آن ویدیوها جعلی هستند، با این حال قابلیت فریب ما را دارند و حتی ممکن است اطلاعات خود را از آن ویدیو برای دیگران بازگو کنیم. همچون تمام دوربینهای مخفی که مستند سازی میکنند اما در واقعیت غیرواقعیاند. صدا در سینمای مستند باید با کنشها، میزانسنها و فضاسازیهایی که کارگردان در پی خلق آن است، هماهنگ باشد تا تماشاگر را بدون هرگونه فاصلهای در روایت حفظ کند.
وی به مستند «آسانسور» اشاره کرد و افزود: در این فیلم، تقریباً ۸۰ درصد روایت به فضاسازی صوتی و جهان درونی شخصیت ارتباط دارد. در چنین آثاری، صدا تنها در جهت واقعیتر کردن محیط عمل نمیکند، بلکه تماشاگر را به تجربیات درونی شخصیت نزدیکتر میسازد.
این صداگذار تأکید کرد: صدا میتواند جنبهای جدید به تصویر بیفزاید و همچنین برداشت و احساس بیننده از یک صحنه را دگرگون کند. به همین دلیل، در برخی مستندها، طراحی صدا بخشی جداییناپذیر از روایت است و بر چگونگی همراهی بیننده با شخصیتها و رویدادهای فیلم تاثیرگذار است.
محدودیت مالی؛ چالشی دائمی در صداگذاری مستند
ابراهیمی در تأمل درباره وضعیت صداگذاری در سینمای مستند ایران توضیح داد: این عرصه به توجه بیشتری نیاز دارد و یکی از چالشهای اصلی آن، کمبود بودجه برای بخشهای فنی است. بسیاری از تهیهکنندگان در برآورد هزینههای تولید، برای صداگذاری بودجه کافی در نظر نمیگیرند و این مسئله به نوبه خود بر کیفیت این حوزه تأثیر منفی میگذارد. با اینکه وضعیت صداگذاری مستندها طی سالهای اخیر بهبود یافته است، اما محدودیتهای مالی همچنان به عنوان مانع برای ایجاد برخی آثار با کیفیت صوتی مناسب باقی ماندهاند.
ابراهیمی همچنین در مورد تمایز استانداردهای صوتی تلویزیون و سینما گفت: فیلمهایی که برای تلویزیون تولید میشوند، ممکن است برای اکران در سالن سینما به تنظیم مجدد صدا احتیاج داشته باشند؛ زیرا سیستمهای صوتی و شرایط شنیداری در این دو فضا متفاوت هستند و صدایی که در تلویزیون مناسب است، ممکن است در سینما به علت شدت یا فرکانسهای آزاردهنده مشکل ایجاد کند.
وی افزود: گاهی مستندهایی که با بودجه محدود برای تلویزیون ساخته میشوند، در جشنواره «سینماحقیقت» یا سایر جشنوارهها با همان نسخه صوتی به نمایش درمیآیند؛ در حالی که بازنگری و بهینهسازی صدا متناسب با شرایط سالن انجام نمیشود و یا با صداگذار مشورت صورت نمیگیرد. این موضوع به کیفیت اجرا لطمه میزند.
ابراهیمی تأکید کرد: برای رسیدن به کیفیت مطلوب، باید از مراحل اولیه تولید درباره صداگذاری و اصلاحات فنی متناسب با بستر نمایش برنامهریزی کرد؛ چراکه نمیتوان انتظار داشت که فیلمی بدون توجه به تفاوتهای فنی، در تمامی بسترها کیفیت صوتی یکسانی داشته باشد.
تجربه زیسته؛ مسیری به سوی دستیابی به صدای صحیح
وی در مورد تمرکز خود بر مستندهای جنگی گفت: تلاش کردهام در این شرایط منفعل نباشم و تا جای ممکن در ضبط صدا و ثبت حوادث حاضر باشم. مواجهه مستقیم با فضای جنگ، تجربهای است که میتواند در فرآیند فضاسازی صوتی مؤثر باشد. صداگذار (طراح صدا) زمانی به نتیجه مطلوبی میرسد که بین شناخت موضوع، تجربه زیسته، واقعیت صوتی و نیازهای روایی فیلم تعادل برقرار کند.
ابراهیمی در توضیح اهمیت شناخت تجربه شخصیتها گفت: برای صداگذاری مستندهایی که مربوط به افراد نابینا یا ناشنوا هستند، لازم نیست که دقیقاً شرایط آنها را تجربه کنیم، اما از طریق مطالعه، تماشای آثار مربوطه و آشنایی با زندگی روزمرهشان میتوانیم به فهم عمیقتری از تجربه آنها برسیم. این شناخت کمک میکند تا صداگذاری صرفاً به انتخاب صداهای مناسب با تصویر محدود نشود و با جهان درونی شخصیت ارتباط برقرار شود. در مستندهای جنگی نیز باید با تکیه بر صداهای ضبطشده و تجربه حضور در این موقعیتها برای خلق فضایی معتبر استفاده شود.
جوایز جشنوارهها و لزوم توجه به تخصص صداگذار
ابراهیمی در مورد تأثیر جوایز جشنواره «سینماحقیقت» بر روند حرفهای هنرمندان بیان کرد: کسب جایزه در اعتبار حرفهای افراد تأثیرگذار است و به دیدهشدن بیشتر آنان یاری میرساند و انگیزه ادامه فعالیت را افزایش میدهد. همچنین ممکن است فرصتهای همکاری با کارگردانان و تهیهکنندگان مختلف را فراهم آورد؛ البته مشروط بر اینکه آثار بر مبنای معیارهای فنی هر بخش مورد ارزیابی قرار گیرند.
او همچنین به انتقاد از برخی روشهای داوری در بخشهای فنی جشنوارهها پرداخت و افزود: گاهی علاقه داوران به کلیت یک فیلم به ارزیابی تخصصی حوزههایی مانند صداگذاری، تدوین و موسیقی آسیب میزند؛ درحالیکه هر بخش باید بهصورت مستقل و بر اساس کیفیت تخصصی خود سنجیده شود. البته این حوزهها تنها فنی نیستند و درک روایت و جهان فیلم و داشتن نگاه هنری نیز در آنها حائز اهمیت است.
ابراهیمی به حضور برخی افراد غیرمتخصص در فهرست نامزدهای بخش صداگذاری اشاره کرد و توضیح داد: بعضی اوقات تدوینگران به دلیل محدودیتهای مالی، بخشی از وظایف صوتی را نیز انجام میدهند و در فهرست نامزدهای این حوزه قرار میگیرند. این امر مشابه این است که یک صداگذار بخواهد کار تدوین را انجام دهد. امیدوارم با همکاری بیشتر متخصصین و تقویت معیارهای حرفهای داوری، رقابتها بر اساس کیفیت واقعی آثار شکل بگیرند. چرا که در این صورت، دریافت جایزه علاوه بر اعتبار حرفهای، انگیزه بیشتری برای ادامه کار فراهم میکند.
ابراهیمی در پایان درباره پروژههای جدید خود اظهار داشت: امسال چندین پروژه جدی در دست انجام دارم و امیدوارم به نتایج موفقی برسند. دو مستند را نیز بهرغم موضوعات تأثیرگذارشان نپذیرفتم، چرا که هر پروژه نیاز به آمادگی و ارتباط با دنیای اثر دارد و صداگذار باید بتواند بهطور صحیح مسئولیت کار را بر عهده بگیرد. امسال در جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز صداگذاری فیلمهای «آسیب دیدگی»، «شیطونی»، «دم اسبی»، «شبزده»، «خاک» و «وراپام» را انجام دادهام و امیدوارم برایشان اتفاقات خوبی بیفتد.
نظرات کاربران