تینا مزدکی_ محمدامین آقامیری، دبیر شورای عالی فضای مجازی، اخیراً اظهار داشته است که ایران به فناوریهایی دست پیدا کرده که قادر به مختل کردن یا غیر فعال کردن سرویس استارلینک هستند و این فناوریها از نظر فنی «عملیاتی و آماده» محسوب میشوند.
چرا سیاستگذاران بهجای آگاهی و مدیریت فناوریهای نوین، معمولاً به مقابله با آنها میپردازند؟ چرا تجربهٔ قبلی در مواجهه با ویدئو، ماهواره و اینترنت نتوانسته تغییر چشمگیری در سیاستگذاری نسبت به فناوریهای جدید ایجاد کند؟ مرضیه ادهم، پژوهشگر در حوزه اینترنت و فضای مجازی، با اشاره به نظریهٔ «نشر نوآوری»، توضیح میدهد که چگونه مقاومت در برابر پذیرش فناوری، در فرایند تصمیمگیری میتواند منجر به سیاستهایی شود که نه تنها جلوی گسترش فناوری را نمیگیرد، بلکه محدودیتهایی در مدیریت پیامدهای آن ایجاد میکند.
او به استفاده گسترده مردم از فیلترشکن اشاره کرده و بیان میکند که ناکامی فیلترینگ و ناتوانی در مدیریت دسترسی کودکان به پلتفرمها، نمونههایی از پیامدهای این رویکرد هستند؛ رویکردی که به زعم او در مواجهه با فناوریهایی چون استارلینک نیز ادامه دارد.
مقاومت در برابر فناوری چگونه به سیاستگذاری راه پیدا میکند؟
مرضیه ادهم در پاسخ به این پرسش که چه توضیحی برای رویکردهای سلبی وجود دارد که بهجای شناخت و مدیریت فناوریهای جدید، بر جلوگیری از ورود و گسترش آنها تمرکز دارد، میگوید:«علل و نظریههای مختلفی در این زمینه وجود دارد، اما به نظر من نظریه «نشر نوآوری» فرد ریجرز که مدتهاست مطرح شده، میتواند این رفتارها را به خوبی تفسیر کند.»
او ادامه میدهد:« بهطور کلی، در مواجهه با فناوری، نوآوری و تکنولوژی، سه نوع رویکرد وجود دارد:
- گروه اول، پیشروان؛ افرادی که به نوآوریها به سرعت پاسخ مثبت میدهند، به محض ظهور به سمت آن میروند و از آن بهرهبرداری میکنند و گسترش آن را تسهیل مینمایند. این افراد ممکن است گاهی خطرات یا مشکلات آن را نادیده بگیرند، زیرا تمایل دارند هرچه زودتر از کاربرد فناوری جدید بهرهمند شوند. مثلاً افرادی که زودتر از دیگران جدیدترین نسخه یک محصول را تهیه میکنند یا پلتفرمهای نوین را نصب میکنند و به کار میگیرند.
- گروه دوم، پذیرندگان دیرهنگام نوآوری؛ این دسته از افراد در برابر تغییرات مقاومت زیادی دارند. بهعنوان مثال، زمانی که تلفنهای دکمهای قرار بود جای خود را به گوشیهای هوشمند با سیستمعامل اندروید بدهند، برخی افراد با افتخار سالها از مدلهای قدیمی استفاده میکردند یا به سادگی حساب کاربری در شبکههای اجتماعی نمیساختند.
- سوم، گروهی که در برابر پذیرش نوآوری مقاومت میکنند.
مرضیه ادهم: بیشتر جامعه بین این دو دسته قرار میگیرند. یعنی نه در پذیرش نوآوری بسیار پیشرو هستند و نه به شدت در برابر آن مقاومت مینمایند. این گروه را میتوان به عنوان بخش میانی جامعه در نظر گرفت. وضع بهخطرناکتر میشود یا به بنبست میرسد که افرادی با تأخیر در پذیرش نوآوری یا کسانی که در برابر آن ایستادگی میکنند، به مقامهای تصمیمگیری برسند.
این پژوهشگر در حوزه اینترنت و فضای مجازی درباره این نکته که چرا تلاشها برای جلوگیری از توسعه فناوریهایی مثل ویدئو، ماهواره، اینترنت و شبکههای اجتماعی نتیجهای در نیافتهاند، میگوید: «باید طبقه حکمرانی نسبت به جامعه دیدی پویا داشته باشد و از آیندهپژوهی برخوردار باشد تا بتواند چند قدم جلوتر را ببیند. حتی اگر قرار به تنظیمگری یا تصویب قانون باشد، باید از میانگین جامعه پیشی بگیرد و مانند یک شطرنجباز حرکات آینده را پیشبینی کند. اما وقتی مسئولیت تصمیمگیری بر عهده افرادی باشد که در برابر نوآوریها مقاوم هستند، به جای شناخت فناوری و یادگیری ساختار آن، صرفاً با نگاهی تهاجمی به آن واکنش نشان میدهند و اعلام میکنند که با یک تهدید مواجهاند و میخواهند جلو آن را بگیرند و به نوعی آن را نپذیرند.»
فیلترینگ مانع گسترش فناوریها نشد
ادهم توضیح میدهد که وقتی فناوری نادیده گرفته و به درستی شناخته نشود، آمادگی لازم برای مواجهه با آن نیز به وجود نمیآید زیرا بیشتر استراتژیها بر مبنای حذف، حذف از دید یا فیلتر کردن آن طراحی میشوند و بنابراین سیاستگذاری به همین سطح محدود میشود. او میافزاید: «با این رویکرد، فناوری به راحتی از سیاستگذاری شما عبور میکند و آمار مصرف نشاندهنده این است که این نوع سیاستگذاری مؤثر نبوده است؛ در چنین وضعیتی برای آینده هم راهحل مشخصی ندارید. این وضعیت در گسترش ویدئو در ایران، در مواجهه با ماهوارهها، اینترنت و شبکههای اجتماعی نیز مشهود است. شما به جای اقدام برای تسهیل ورود این فناوریها، تمام تمرکز خود را بر جلوگیری از بدستآوردن آنها قرار دادهاید. نکته جالب اینجاست که وقتی این فناوریها به حیات اجتماعی جامعه وارد میشوند، استقبال عمومی به شکل قابل توجهی از آنها صورت میگیرد.
پلتفرمهای داخلی با مسدودسازی اینترنت بینالمللی رشد نمیکنند
این کارشناس همچنین در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا سیاست فیلترینگ به هدف خود رسیده است، میگوید: «دادههای مربوط به مصرف اینترنت در ایران نشان میدهد که ۸۵ درصد مردم از فیلترشکن استفاده میکنند. این آمار به وضوح نشان میدهد که سیاست فیلترینگ به اهدافش دست نیافته است. با این حال، بهجای اینکه رویکرد جدیدی برای مواجهه با فناوری در نظر بگیریم، همچنان در همان مسیر قدیمی قدم میزنیم. در حالی که میتوانستیم ساختارمان را به نحوی تغییر دهیم که این فناوری را بپذیریم، در آن عرصه فعالیت کنیم و توانمندیهایمان را تقویت نماییم. حتی اگر قصد داریم پلتفرم داخلی بسازیم، نباید آن را در فضایی گلخانهای و با بستن اجباری اینترنت بینالمللی پرورش دهیم؛ بلکه باید شرایط رقابت برای رشد پلتفرمهای داخلی فراهم شود.
ادهم اضافه میکند: «بهعنوان مثال، در زمینه اپلیکیشنهای مسیریابی، مشاهده کردیم که نمونههای داخلی توانستهاند عملکرد رقابتیتری داشته باشند و به چرخه مصرف مردم راه یابند. این تجربه میتواند با وضعیت شبکههای اجتماعی داخلی نظیر بله و روبیکا مقایسه شود که کمتر مورد استقبال قرار گرفتهاند. بنابراین میشد راهبردی تدوین کرد که نگرانیهای موجود را برطرف سازد و همزمان امکان بهرهبرداری از فناوری را فراهم کند.»
مسدودسازی نه مانع ورود فناوری میشود و نه راهی برای مدیریت آن فراهم میکند
ادهم همچنین در پاسخ به این پرسش که این طرز تفکر مقابله با فناوری چه پیامدی دارد، میگوید: «به هر حال ما با مسائلی نظیر حفاظت از دادهها، تنظیمگری و حمایت از گروههای آسیبپذیر مانند کودکان مواجهایم و اهمیت این مسائل انکارناپذیر است. اما اینکه به دلیل این نگرانیها هیچ اقدام مثبتی انجام ندهیم و صرفاً بر روی مسدودسازی تمرکز کنیم، نتیجه یک نوع تفکر خاص به شمار میآید. به همین دلیل حتی در تلاش برای ایجاد همان دیوار آتشین نیز موفق نمیشویم که بتوانیم ادعا کنیم از ورود فناوری جلوگیری کردهایم. پیامد این نوع تفکر، مقاومت در برابر پذیرش فناوری است؛ مقاومتی که وقتی فناوری فراگیر میشود، هیچ راهحل دیگری برای مواجهه با آن وجود ندارد.
آقامیری نماینده یک طرز تفکر است
او همچنین درباره چرایی این که شخصیتی مانند آقامیری در شورای عالی فضای مجازی این رویکرد سلبی را در مواجهه با فناوریهایی چون استارلینک دارد و چرا به تجارب گذشته در برابر فناوری توجه نمیشود، بیان میکند: «مسئله صرفاً به یک فرد خاص محدود نمیشود و بیشتر به یک رویکرد در فرایند تصمیمگیری مربوط میشود. آقامیری تنها نماینده یکی از این نوع تفکر است و افراد بسیاری با نظرات مشابه در این عرصه وجود دارند. ساختار شورای عالی فضای مجازی، طرحهای موسوم به صیانت که در کمیسیون اصل ۸۵ مجلس دنبال میشود و بسیاری از قوانین دیگر تحت تأثیر همین نوع نگرش قرار دارند.»
او در پایان خاطرنشان میکند: «نگرش تهاجمی نسبت به هرگونه رشد و توسعه فناوری وجود دارد و به دنبال آن این حوزه رها میشود. جالب است که پیامد این رویکرد را در وضعیت کودکانی که زیر سن قانونی از فیلترشکن استفاده میکنند، میبینیم و ما هیچ راهحل مؤثری برای مدیریت این وضعیت نداریم. در نتیجه، با نتایج مشابهی روبهرو میشویم و هربار با اظهارات تعجبآور در این زمینه روبرو میشویم. در حالی که این اظهارات برخواسته از همان الگویی است که از ابتدا مبنای تصمیمگیری قرار گرفته است.»
58323
نظرات کاربران