فرارو- اکران فیلم سینمایی «بت» به کارگردانی حمید نعمت‌الله آغاز شده است؛ اثری با بازی لیلا حاتمی که دنیای اینستاگرام، اینفلوئنسرها و اقتصاد توجه را به بستری برای روایت یک درام اجتماعی تبدیل می‌کند. 

به نقل از فرارو، فیلم به بررسی جهانی پرداخته که در آن دیده‌شدن می‌تواند به ابزاری برای جذب ثروت، اعتبار و قدرت بدل شود، اما آیا جاه‌طلبی همیشگی نعمت‌الله در این اثر به تجربه‌ای نو و تازه منجر شده است؟ 

نگاهی به کارنامه حمید نعمت‌الله نشان می‌دهد که جاه‌طلبی یکی از ویژگی‌های بارز سینمای او به شمار می‌آید. از «بوتیک» و «بی‌پولی» تا «رگ خواب» و «شعله‌ور»، او بارها به سراغ شخصیت‌هایی رفته که با بحران‌های هویتی، غرور، حسادت یا فروپاشی عاطفی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. آثاری چون «آرایش غلیظ» و «قاتل و وحشی» نیز تمایل او به تجربه‌گرایی در روایت و فرم را به خوبی نمایان می‌سازند. 

نعمت‌الله اغلب تلاش می‌کند تا از یک موقعیت فردی یا اجتماعی به لایه‌های پیچیده‌تری از روان انسان‌ها دست یابد. در «بت» نیز موضوع فقط اینفلوئنسرها و مناسبات اقتصادی آن‌ها نیست؛ فیلم می‌کوشد نشان دهد که انسان چگونه برای دیده‌شدن و به رسمیت شناخته شدن، تا کجا حاضر است خود را در معرض نگاه دیگران قرار دهد.

با این حال، جاه‌طلبی زمانی تبدیل به امتیاز می‌شود که فیلمنامه بتواند ایده‌های متعدد را در مسیری منسجم به هم پیوند دهد. تعدد موضوعات به خودی خود نشانگر عمق نیست و اگر شخصیت‌ها نتوانند این ایده‌ها را به حرکت درآورند، حاصل چیزی جز پراکندگی روایی نخواهد بود. «بت» نیز از این مشکل رنج می‌برد.

وقتی دیده‌شدن به مسئله هویت تبدیل می‌شود

یکی از جنبه‌های جالب «بت» بررسی جهانی است که در آن توجه دیگران ارزش اقتصادی پیدا کرده است. دیده‌شدن می‌تواند به ابزاری برای کسب درآمد، قدرت و اعتبار تبدیل شود، اما همین سازوکار انسان‌ها را وادار می‌کند که برای حفظ جایگاه خود، دائماً تصویری قابل قبول از خود ارائه دهند.

لیلا، شخصیت اصلی فیلم، تنها قربانی طمع دیگران نیست، بلکه در بازی‌ای قرار می‌گیرد که قوانین آن را خود او تعیین نکرده است. فیلم به این طریق تلاش می‌کند رابطه میان هویت شخصی، اشتیاق به دیده‌شدن و قدرت را نشان دهد. این ایده می‌توانست بستر مناسبی برای خلق درامی حول مرز بین هویت واقعی و تصویری که افراد از خود نمایش می‌دهند، باشد.

با این حال، ایده‌های فیلم همیشه از دل تحول شخصیت‌ها بروز نمی‌کنند. گاهی مفهوم موردنظر کارگردان از رفتار و تجربه شخصیت‌ها فراتر می‌رود. به همین دلیل، بیننده می‌تواند هدف فیلم را درک کند، اما لزوماً آن را در قالب یک درام قابل‌باور احساس نخواهد کرد. «بت» از نظر طرح مسئله موفق‌تر از پرداختن به پیامدهای آن عمل می‌کند.

ضعف شخصیت‌پردازی در «بت»

یکی از نقاط ضعف اصلی «بت» به شخصیت‌پردازی افراد در کنار یا در برابر لیلا برمی‌گردد. مدیر کافه، آقای حسنی، مدیر شرکت و شخصیت شرط‌بند با بازی بانیپال شومون، در ایجاد موانع برای شخصیت اصلی نقشی اساسی دارند، اما رفتار آن‌ها همیشه با موقعیتی که در داستان دارند، همخوانی ندارد.

به عنوان مثال، حسنی در ظاهر از قدرت و نفوذ برخوردار است، اما پس از سرقت هارد به دست یحیی، برای بازگرداندن آن به شدت آسیب‌پذیر می‌شود. تلاش‌های او و رقیبش، با وجود همکاری و استفاده از سایر افراد، نتیجه‌ای متناسب با قدرتی که از آن‌ها انتظار می‌رود، ندارد. مدیر کافه نیز به سادگی از ماجرا کنار می‌کشد.

مسئله، شکست این شخصیت‌ها نیست؛ بلکه شکست افراد قدرتمند می‌تواند بستری برای شکل‌گیری موقعیت‌های دراماتیک باشد. مشکل از جایی شروع می‌شود که پس‌نشینی و تصمیم‌های آن‌ها از منطق درونی داستان پیروی نمی‌کند. موانعی که باید تنش ایجاد کنند، در چنین شرایطی تأثیر خود را از دست می‌دهند و عبور شخصیت اصلی از آن‌ها نیز اهمیت دراماتیکش را از دست می‌دهد.

ماجرای هارد به تدریج توجه روایت را جلب می‌کند، بدون اینکه به‌اندازه کافی به کشمکش اصلی و تحول لیلا عمق ببخشد. در نتیجه، فیلم فرصت خود را برای تبدیل یک موقعیت بالقوه پرتنش به یک تقابل جدی و باورپذیر از دست می‌دهد.

ریتم کند و پایانی قابل پیش‌بینی

«بت» بیش از دو ساعت زمان دارد، اما مشکل اصلی فقط طولانی بودن آن نیست؛ فیلم قادر نیست در تمام مسیر ریتم خود را به خوبی تنظیم کند. در برخی قسمت‌های میانه روایت، داستان کند می‌شود و تماشاگر منتظر رخدادی تازه است تا جریان داستان را از این وضعیت خارج کند. در مقابل، برخی از رخدادها به قدری سریع اتفاق می‌افتند که فرصت کافی برای باورپذیر شدن آن‌ها وجود ندارد.

تعدد خرده‌روایت‌ها نیز به این مشکل می‌افزاید. نگه‌داشتن خطوط داستانی مختلف هنگامی به غنای اثر کمک می‌کند که هر یک در پیشبرد داستان اصلی یا شناخت شخصیت‌ها نقشی مشخص داشته باشند. در «بت»، پیوند میان برخی از این خطوط به اندازه کافی محکم نیست و روایت گاهی میان موقعیت‌های مختلف پراکنده می‌شود.

فیلم به‌جای آنکه با تغییر سطح تنش، مخاطب را بین لحظات آرام و پرهیجان جابه‌جا کند، گاهی در موقعیت‌های کم‌تحرک باقی می‌ماند و گاهی به‌سرعت از روی وقایع مهم عبور می‌کند. حاصل این ناهماهنگی، روایتی است که نه در همه‌ی اوقات فرصت کافی برای شکل‌دادن به کشمکش‌ها دارد و نه ریتمی پیوسته را دنبال می‌کند.

پایان‌بندی نیز چندان دور از انتظار نیست. هنگامی که انگیزه‌ها و مسیر تحول شخصیت‌ها به‌اندازه کافی قبلاً پرداخت نشده باشد، تماشاگر زودتر از آنچه که باید می‌تواند به نتیجه داستان پی ببرد. البته قابل پیش‌بینی بودن پایان به‌تنهایی نارسایی یک فیلم نیست. چالش این است که «بت» در طول مسیر، کشمکشی نمی‌سازد که نتیجه نهایی آن برای مخاطب به اندازه کافی اهمیت پیدا کند.

بازی خوب لیلا حاتمی

لیلا حاتمی به عنوان یکی از ارکان اساسی فیلم مطرح است. حضور او به شخصیت مرکزی عمق و خوبی می‌بخشد و کمک می‌کند تماشاگر در میان مناسبات متنوع داستان جذب شود. اما تنها یک بازیگر نمی‌تواند تمامی کاستی‌های شخصیت‌پردازی را پوشش دهد. حتی اگر یک اجرا نیز به‌طور دقیق باشد، زمانی به حداکثر تأثیر خود می‌رسد که فیلمنامه فرصتی کافی برای نمایان کردن لایه‌های شخصیت فراهم کرده باشد.

این مسئله در مورد «بت» از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا بخش عمده‌ای از بار فیلم بر دوش شخصیت اصلی نهاده شده است. هر چه دنیای داستان پیچیده‌تر می‌شود، نیاز به شناخت عمیق‌تری از شخصیت‌ها افزایش پیدا می‌کند. اگر روابط و انگیزه‌ها به‌اندازه کافی پرداخت نشده باشند، بازیگر ناچار است بخشی از این خلا را با بازی خود پر کند. این کار ممکن است به حفظ جذابیت برخی لحظات کمک کند، اما جاهای خالی منطق روایی را پر نخواهد کرد.

بلندپروازی بدون انسجام

«بت» از کمبود ایده آسیب نمی‌بیند. موضوعات مربوط به اقتصاد توجه، تمایل به دیده‌شدن و رابطه میان شهرت مجازی و قدرت، ظرفیت خلق یک درام اجتماعی جذاب را دارند. حمید نعمت‌الله نیز در انتخاب چنین موضوعی به دنبال محدود شدن به یک داستان ساده نیست و می‌خواهد از دل مناسبات اجتماعی به بحران‌های فردی بپردازد.

اما فاصله میان وجود ایده و تبدیل آن به سینما، همان جایی است که فیلم با چالش‌های جدی رو به رو می‌شود. شخصیت‌هایی که باید حامل تعارضات باشند، نه همیشه به اندازه کافی باورپذیرند و نه خرده‌روایت‌ها به انسجام لازم می‌رسند و ریتم فیلم نیز نمی‌تواند وزن مناسبی به همه وقایع بدهد.

جاه طلبی نعمت‌الله تنها زمانی به نقطه قوت بدل می‌شود که فرم، شخصیت و روایت در کنار یکدیگر قرار گیرند. در «بت»، این عناصر همواره به چنین هماهنگی‌ای دست نمی‌یابند. فیلم موضوعی نوین و جالب انتخاب کرده، اما در تبدیل آن به تجربه‌ای دراماتیک و ماندگار توفیقی هم‌سنگ جاه طلبی خود کسب نمی‌کند.