فرارو– نیلس آدلر، خبرنگار بخش بین الملل شبکه الجزیره

به گزارش فرارو به نقل از الجزیره، دیدار سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه با مقام‌های ارشد ایران در تهران، بار دیگر عمق همکاری‌های دو کشور را برجسته کرده است؛ اما پشت تأکید مسکو بر حمایت از تهران، مجموعه‌ای از محاسبات راهبردی و اقتصادی قرار دارد. افزایش قیمت نفت، کاهش موقت فشار تحریم‌های آمریکا علیه انرژی روسیه و تأثیر جنگ ایران بر روابط واشنگتن با اروپا و اوکراین، همگی برای کرملین اهمیت دارند. با این حال، سود بردن روسیه از تداوم بحران لزوماً به معنای تمایل این کشور به گسترش کنترل‌ناپذیر جنگ نیست.

سرگئی لاوروف در جریان سفر خود به تهران با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران دیدار کرد و بر حمایت مسکو از تهران تأکید گذاشت. عباس عراقچی نیز پس از این دیدارها در پیامی اعلام کرد که روابط ایران و روسیه در هیچ مقطعی از تاریخ به اندازه امروز نزدیک نبوده است.

با وجود این، مناسبات دو کشور را نمی‌توان صرفاً بر اساس اظهارات رسمی ارزیابی کرد. روسیه و ایران در شرایطی به همکاری نزدیک‌تر روی آورده‌اند که هر دو با جنگ و فشارهای خارجی مواجه‌اند، اما منافع آن‌ها در همه زمینه‌ها یکسان نیست. برای مسکو، جنگ ایران علاوه بر پیامدهای امنیتی، فرصت‌هایی اقتصادی و دیپلماتیک ایجاد کرده است.

چرا لاوروف اکنون به تهران سفر کرد؟

سفر وزیر خارجه روسیه را می‌توان تلاشی برای تحکیم همکاری‌های دوران جنگ و اثرگذاری بر ترتیبات احتمالی پس از بحران دانست. از یک سو، مسکو می‌خواهد روابط خود با تهران را در شرایط تقابل ایران با آمریکا تقویت کند؛ از سوی دیگر، کرملین در پی آن است که در شکل‌گیری نظم امنیتی آینده خاورمیانه نقشی داشته باشد.

حمله آمریکا و اسرائیل به ایران که در ۲۸ فوریه آغاز شد، معادلات منطقه‌ای را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. گسترش درگیری‌ها، اختلال در مسیرهای انتقال انرژی و حملات به تأسیسات نظامی و زیرساختی در کشورهای منطقه، احتمال شکل‌گیری ترتیبات امنیتی تازه را افزایش داده است.

در چنین شرایطی، روسیه تلاش می کند هم از همکاری با ایران برای پیشبرد اهداف خود بهره ببرد و هم جایگاهش را به‌عنوان یکی از قدرت‌های مؤثر در مذاکرات منطقه‌ای حفظ کند. این رویکرد با هدف راهبردی مسکو در جنگ اوکراین نیز ارتباط دارد؛ زیرا کرملین تلاش می‌کند از تحولات بین‌المللی برای افزایش فشار بر رقبای خود و تقویت موقعیتش در مذاکرات استفاده کند.

مشارکت راهبردی بدون تعهد دفاعی متقابل

روابط تهران و مسکو طی سال‌های اخیر گسترش یافته است. ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان در ژانویه ۲۰۲۵ پیمان مشارکت جامع راهبردی ۲۰ساله دو کشور را در مسکو امضا کردند؛ توافقی که در اکتبر همان سال اجرایی شد. با این حال، این پیمان برخلاف توافق روسیه با کره شمالی، شامل تعهد دفاعی متقابل نیست. بنابراین، نزدیکی راهبردی دو کشور را نباید معادل شکل‌گیری یک اتحاد نظامی با تضمین دفاع مستقیم از یکدیگر دانست. لاوروف در سفر اخیر خود همچنین اعلام کرد متخصصان روسی که در پی آسیب واردشده به نیروگاه هسته‌ای بوشهر در حملات آمریکا از ایران خارج شده بودند، به‌تدریج بازخواهند گشت. این موضوع نشان می‌دهد همکاری‌های فنی و هسته‌ای نیز همچنان بخشی از روابط دوجانبه است.

مسکو به‌طور رسمی وارد جنگ علیه آمریکا نشده است. وزارت خارجه روسیه حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرده و آن‌ها را تجاوزی غیرقانونی خوانده، اما روسیه تاکنون مداخله نظامی علنی در حمایت از ایران انجام نداده است.

در عین حال، برخی رسانه‌های آمریکایی به نقل از گزارش‌های اطلاعاتی مدعی شده‌اند که روسیه و چین تصاویر ماهواره‌ای و قطعات تسلیحاتی در اختیار ایران قرار داده‌اند. دونالد ترامپ این گزارش‌ها را رد کرده است. 

این فاصله میان حمایت سیاسی و مداخله نظامی، یکی از ویژگی‌های مهم رابطه دو کشور است: روسیه می‌تواند از ایران حمایت دیپلماتیک کند و همکاری‌های دوجانبه را گسترش دهد، بی‌آنکه الزاماً هزینه ورود مستقیم به جنگ را بپذیرد.

افزایش قیمت نفت؛ منفعت اقتصادی مسکو

یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ برای روسیه، افزایش قیمت جهانی انرژی بوده است. تنگه هرمز در شرایط عادی مسیر انتقال حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی است. اختلال شدید در تردد کشتی‌ها پس از آغاز جنگ، بازار انرژی را تحت فشار قرار داد.

قیمت نفت خام برنت که پیش از تشدید بحران حدود ۷۲ دلار در هر بشکه بود، در ماه‌های مارس و آوریل تا حدود ۱۲۰ دلار افزایش یافت. در زمان انتشار گزارش، قیمت آن نیز بالاتر از ۱۰۹ دلار در هر بشکه قرار داشت. افزایش قیمت‌ها و تغییر مسیر خرید برخی مصرف‌کنندگان، درآمدهای نفتی روسیه را تقویت کرد. بر اساس محاسبات رویترز، درآمد دولت روسیه از مهم‌ترین مالیات نفتی این کشور تا ماه آوریل تقریباً دو برابر شد و به حدود ۹ میلیارد دلار رسید.

هم‌زمان، واشنگتن برای مهار قیمت سوخت، برخی محدودیت‌های مربوط به فروش نفت روسیه را کاهش داد. وزارت خزانه‌داری آمریکا از ماه مارس مجوزهایی برای فروش نفت روسیه که پیش‌تر در نفتکش‌ها بارگیری شده بود صادر کرد و در ماه جاری نیز محدودیت‌های مربوط به فروش گازوئیل روسیه را تا آوریل ۲۰۲۷ معاف کرد. ترامپ همچنین تعلیق تحریم‌های تازه علیه روسیه و خریداران نفت و گاز این کشور را اعلام کرد؛ اقدامی که با اعتراض شماری از جمهوری‌خواهان حامی تحریم‌ها مواجه شد.

از نگاه کرملین، این تحولات فرصتی برای افزایش درآمدهای انرژی و اثرگذاری بر محاسبات واشنگتن فراهم می‌کند. روسیه همچنین می‌تواند از اختلاف میان آمریکا و اروپا بر سر سیاست اوکراین بهره ببرد؛ اختلافی که ممکن است هماهنگی غرب در برابر مسکو را تضعیف کند.

آیا مسکو خواهان ادامه جنگ است؟

در نگاه نخست، تداوم بحران برای روسیه مزایای روشنی دارد: قیمت بالاتر نفت، فرصت فروش انرژی و کاهش بخشی از فشار تحریم‌ها. با این حال، منفعت اقتصادی کوتاه‌مدت لزوماً به معنای تمایل به ادامه نامحدود جنگ نیست.

گسترش درگیری می‌تواند پیامدهایی پیش‌بینی‌ناپذیر برای روسیه داشته باشد؛ از بی‌ثباتی گسترده‌تر خاورمیانه و آسیب به شرکای منطقه‌ای گرفته تا تغییرات ناگهانی در بازار انرژی و احتمال مداخله مستقیم‌تر قدرت‌های بزرگ. از این رو، مسکو ممکن است هم‌زمان از برخی پیامدهای اقتصادی جنگ بهره‌مند شود و در عین حال، خواهان جلوگیری از تشدید کنترل‌ناپذیر آن باشد.

آیا روسیه می‌تواند میانجی مؤثری باشد؟

یکی از مزیت‌های دیپلماتیک مسکو، حفظ ارتباط با طیف گسترده‌ای از بازیگران منطقه‌ای است. روسیه با ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس رابطه دارد و هم‌زمان می‌تواند با واشنگتن گفت‌وگو کند. این موقعیت ممکن است به کرملین امکان دهد در مذاکرات آینده نقش‌آفرینی کند؛ امکانی که با توجه به نبود روابط دیپلماتیک مستقیم میان آمریکا و ایران اهمیت بیشتری می‌یابد.

پوتین پیش‌تر گفته بود در تماس تلفنی ۹ اکتبر، دیدگاه‌های ایران درباره پایان جنگ را به ترامپ منتقل کرده است. با این حال، برخورداری از کانال‌های ارتباطی لزوماً به معنای توانایی تحمیل توافق نیست. تصمیم‌های واشنگتن همچنان تحت تأثیر محاسبات داخلی آمریکا و روابط این کشور با اسرائیل قرار دارد و مشخص نیست ترامپ تا چه اندازه حاضر باشد حل بحران ایران را به میانجیگری روسیه واگذار کند.

احتمال دیدار سه‌جانبه ترامپ، پوتین و شی جین‌پینگ در حاشیه نشست همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در شنژن در ماه نوامبر نیز می‌تواند اهمیت پیدا کند. کرملین گفته است موضوع جنگ اوکراین در گفت‌وگوهای احتمالی مطرح خواهد بود؛ با این حال، کاخ سفید هنوز حضور ترامپ را تأیید نکرده است. در صورت برگزاری چنین نشستی، بحران ایران نیز می‌تواند به بخشی از رایزنی‌ها تبدیل شود.

آینده روابط تهران و مسکو

لاوروف اعلام کرده است که مسکو انتظار دارد پزشکیان در نشست مجمع کشورهای صادرکننده گاز در پایان اکتبر در روسیه شرکت کند. در همین حال، درگیری میان نیروهای آمریکا و ایران بر سر کنترل تنگه هرمز ادامه دارد و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر نیز به یکی از عوامل مؤثر بر محاسبات سیاسی واشنگتن تبدیل شده است.

در مجموع، روابط ایران و روسیه در مرحله‌ای نزدیک‌تر از گذشته قرار دارد، اما این نزدیکی به معنای همسانی کامل منافع یا تضمین حمایت نظامی روسیه نیست. مسکو از افزایش قیمت انرژی و کاهش برخی فشارهای اقتصادی سود برده و تلاش می کند جایگاه خود را در نظم منطقه‌ای آینده تقویت کند. با این همه، میزان تمایل آن به پایان جنگ یا ادامه آن، بیش از هر چیز به توازن میان این منافع و خطر گسترش بحران بستگی دارد.