خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها، حمیدرضا عبدالمنافی: یک کوله‌پشتی آبی‌رنگ، دفترچه‌ای کوچک و چند مأموریت ناتمام؛ در داستان کودکان البرزی، ماکان نصیری دانش‌آموزی است که برای حفاظت از محیط زیست برنامه دارد، اما فرصت نمی‌کند مأموریت‌هایش را به پایان برساند. دوستانش دفترچه او را پیدا می‌کنند و تصمیم می‌گیرند راهش را ادامه دهند؛ از خاموش کردن چراغ‌های اضافی و صرفه‌جویی در آب و انرژی تا کاشت نهال و پاکیزه نگه داشتن طبیعت.

ماکان نصیری، دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه میناب، در نخستین روز جنگ رمضان در حمله تروریستی جنگنده‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. حالا در مسابقه ملی قصه‌نویسی «ماموریت ماکان»، دانش‌آموزان البرزی کوشیده‌اند یاد او را به مسئولیتی برای زندگی امروز پیوند بزنند.

در حاشیه آیین اختتامیه این رویداد در سازمان حفاظت محیط زیست استان البرز، با شماری از شرکت‌کنندگان و برگزیدگان گفت‌وگو کردیم؛ کودکانی که داستان‌هایشان، در کنار اندوه از دست رفتن یک همسال، پرسشی جدی پیش روی بزرگسالان می‌گذارد: اگر کودکان مسئولیت حفاظت از سرزمین را درک می‌کنند، چرا رفتار روزمره ما همیشه با این مسئولیت سازگار نیست؟

وقتی کودکان برای بزرگ‌ترها قصه می‌نویسند

به گفته قربانعلی محمدپور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان البرز، ۹۷۳ اثر از دانش‌آموزان این استان به مسابقه رسیده است؛ عددی که از استقبال دانش‌آموزان حکایت دارد. اما اهمیت مسابقه را نمی‌توان تنها با تعداد آثار سنجید. بخش مهم ماجرا پیامی است که کودکان در قصه‌هایشان ساخته‌اند: حفاظت از محیط زیست مسئولیتی روزمره است و از رفتارهای کوچک آغاز می‌شود.

در گفت‌وگوهای خبرگزاری مهر با دانش‌آموزان، یک الگوی مشترک دیده می‌شود: شخصیت‌های داستانی ابتدا با یک مسئله روبه‌رو می‌شوند، مسئولیت کاری را می‌پذیرند و سپس می‌کوشند دیگران را هم همراه کنند. گاهی مسئله زباله‌ای است که روی زمین رها شده، گاهی درختی که نباید قطع شود و گاهی منابعی که بی‌دلیل مصرف می‌شوند.

دوستی که راه ماکان را ادامه می‌دهد

ماهیتی کامکار، دانش‌آموز ۱۱ ساله البرزی و رتبه نخست مسابقه، داستانش را درباره دانش‌آموزی نوشته که مأموریتی برای حفاظت از محیط زیست داشته، اما با شهادتش فرصت نکرده آن را تمام کند. در قصه او، دوست ماکان تصمیم می‌گیرد همین راه را ادامه دهد.

پیام اصلی قصه‌اش ساده است: نباید زباله روی زمین ریخت، نباید آب را هدر داد و باید مراقب طبیعت بود. او می‌گوید: «هیچ فرقی نمی‌کند ما کوچک باشیم یا بزرگ؛ همیشه باید مواظب محیط زیست و طبیعت باشیم.» همین جمله مسئولیت‌پذیری را از محدوده سن و جایگاه بیرون می‌آورد؛ کودک بودن به معنای ناتوانی در اثرگذاری نیست.

کوله‌پشتی آبی؛ از یک خاطره تا یک حرکت جمعی

پرنیا داستان پنج دوستی را نوشته که مأموریت‌های ثبت‌شده در دفترچه داخل کوله‌پشتی آبی ماکان را یکی‌یکی انجام می‌دهند تا محیط زندگی‌شان را زیباتر کنند. او می‌گوید بزرگ‌ترها باید از داستان او صرفه‌جویی و کمک به دیگران را یاد بگیرند و آموزش دادن به دیگران را هم فراموش نکنند.

رستا سالارتاج، دانش‌آموز ۱۱ ساله، نیز ادامه داستان نیمه‌تمام ماکان را روایت کرده است. در قصه او پنج کودک «محیط‌یار» کوله‌پشتی آبی را در حیاط مدرسه پیدا می‌کنند. دفترچه‌ای درون آن است که مأموریت‌های ماکان در آن نوشته شده؛ یکی از آن‌ها مصرف درست انرژی است. قولی که رستا می‌دهد، ادامه دادن همین مأموریت‌هاست.

در روایت این دو دانش‌آموز، کوله‌پشتی آبی فقط یک وسیله نیست؛ نقطه شروع مسئولیت است. دفترچه‌ای که می‌توانست یادگار باشد، به فهرستی از کارهایی تبدیل می‌شود که دیگران هم می‌توانند انجام دهند.

علیرضا ایزدی در داستانش به آلودگی‌هایی پرداخته که شاید در نگاه اول به چشم نیایند، اما سلامت انسان را تهدید می‌کنند. او با اشاره به آثار آلودگی و بیماری‌هایی مانند سرطان، می‌خواهد خطرهایی را نشان دهد که گاهی در زندگی روزمره نادیده گرفته می‌شوند.

به گفته او، اگر جایی تخلفی علیه طبیعت ببیند، تذکر خواهد داد.

از این منظر، محیط زیست فقط موضوعی طبیعی نیست؛ مسئله‌ای مرتبط با سلامت عمومی است. هوای آلوده و آب ناسالم در نهایت به زندگی انسان بازمی‌گردند. البته تذکر شهروندی زمانی اثر بیشتری دارد که سازوکارهای قانونی نظارت و گزارش تخلف نیز فعال باشند.

درخت‌ها، ریه‌های زمین

یکی از دانش‌آموزان شرکت‌کننده در داستان خود بر مراقبت از درختان و جنگل‌ها تمرکز کرده است. او می‌گوید نباید در طبیعت زباله ریخت و باید جنگل‌های ایران را پاکیزه نگه داشت. درختان را «ریه‌های زمین» می‌داند و معتقد است با قطع آن‌ها امکان تنفس هوای پاک کم می‌شود.

نکته قابل توجه، پیوند یک رفتار مشخص با نتیجه‌ای ملموس است؛ کودک می‌داند قطع درخت فقط از بین رفتن یک گیاه نیست و بر کیفیت زندگی اثر می‌گذارد. البته حفاظت از جنگل‌ها فقط با کاشت نهال محقق نمی‌شود و به مراقبت مستمر و جلوگیری از تخریب هم نیاز دارد.

جهاد صرفه‌جویی از خانه شروع می‌شود

یسنا حیدری‌وطن، دانش‌آموز ۱۲ ساله، علاوه بر کاشت نهال و آموزش دیگران، راهکاری برای تشویق مردم به صرفه‌جویی پیشنهاد کرده است. در قصه او، شخصیت‌های اصلی میان همسایه‌ها مسابقه‌ای برگزار می‌کنند و قبض‌های آب، برق و گاز خانواده‌ها را در دوره‌های مشخص بررسی می‌کنند تا آن‌ها که بهتر صرفه‌جویی کرده‌اند تشویق شوند.

این ایده، صرفه‌جویی را از توصیه‌های کلی به فعالیتی مشارکتی در زندگی روزمره تبدیل می‌کند. البته مقایسه مصرف باید با در نظر گرفتن تعداد اعضای خانواده و نیازهای واقعی آن‌ها انجام شود. هدف مصرف کمتر به هر قیمت نیست؛ هدف جلوگیری از اتلاف و مصرف متناسب با نیاز است.

خاموش کردن چراغ‌های اضافی، استفاده منطقی از وسایل گرمایشی، جلوگیری از هدررفت آب گرم و خاموش کردن تجهیزات غیرضروری، نمونه‌هایی از رفتارهایی‌اند که می‌توانند در خانواده‌ها نهادینه شوند؛ به‌شرط آنکه کودکان آن‌ها را تکلیفی موقت ندانند، بلکه بخشی از مسئولیت شهروندی خود بدانند.

عهدی برای آبادانی ایران

در پایان گفت‌وگوها، آنچه بیش از رتبه و جایزه به چشم می‌آید، قول‌هایی است که دانش‌آموزان می‌دهند: ماهیتی کامکار می‌خواهد از طبیعت مراقبت کند، پرنیا بر انجام مأموریت‌ها و آموزش دیگران تأکید دارد، رستا سالارتاج قول می‌دهد تا پایان پای عهد خود بماند و یسنا حیدری‌وطن از تلاش برای افتخارآفرینی برای ایران می‌گوید.

این قول‌ها وقتی ارزش واقعی پیدا می‌کنند که از فضای مسابقه بیرون بیایند و به رفتار روزانه تبدیل شوند؛ وقتی کودکی زباله‌ای روی زمین نمی‌اندازد، خانواده‌ای از مصرف بی‌رویه انرژی پرهیز می‌کند، درختی از آسیب در امان می‌ماند و شهروندی در برابر تخریب طبیعت بی‌تفاوت نمی‌ماند.

در عین حال، مسئولیت حفاظت از محیط زیست را نباید فقط بر دوش کودکان و خانواده‌ها گذاشت. مدیریت پسماند، کنترل آلودگی، حفاظت از جنگل‌ها و سیاست‌گذاری درست در حوزه آب و انرژی نیازمند اقدام مؤثر دستگاه‌های مسئول است؛ مشارکت شهروندان در کنار حمایت نهادی ماندگار می‌شود.

در روایت کودکان البرزی، مأموریت ماکان با شهادت او متوقف نشده است؛ در قالب رفتارهای کوچک و مسئولیت‌های مشترک ادامه دارد. دفترچه آبی این داستان‌ها در حقیقت فهرستی از کارهایی است که هر کداممان از امروز می‌توانیم انجام دهیم؛ نه برای آنکه فقط قولی داده باشیم، بلکه برای آنکه به قول خود عمل کنیم.

عهد این دانش‌آموزان، عهدی برای آبادانی ایران است؛ ایرانی با طبیعتی سالم‌تر، منابعی که با مسئولیت مصرف می‌شوند و نسلی که از کودکی می‌آموزد مراقبت از سرزمین وظیفه‌ای همگانی است. جهاد صرفه‌جویی هم از همین‌جا آغاز می‌شود: درست مصرف کردن آب، برق و گاز، پرهیز از اسراف و انتقال این فرهنگ به دیگران. و پرسش کودکان همچنان پابرجاست: اگر امروز می‌توانیم کاری بکنیم، چرا منتظر فردا بمانیم؟