در گفت‌وگویی که پریسا ارجمندی با ایسنا داشت، درباره خطرات ناشی از تمرکز بیش‌ازحد بر برخی استعدادهای خاص در کودکان صحبت کرد و گفت: هویت واقعی کودک نباید تنها به یک استعداد محدود وابسته باشد. اگر تمامی جنبه‌های زندگی کودک در یک حوزه خاص مانند ورزش یا موسیقی متمرکز شود، ممکن است ابعاد مهمی از قبیل روابط دوستانه، بازی، استراحت، استقلال، مهارت‌های هیجانی، تاب‌آوری در برابر شکست و انعطاف‌پذیری تحت‌الشعاع قرار گیرد.

او در ادامه افزود: کودکی که فقط به دلیل موفقیت‌هایش مورد ستایش قرار می‌گیرد، ممکن است در مواجهه با شکست این تجربه را به‌عنوان «کاهش ارزش وجودی‌اش» تفسیر کند.

این روانشناس با اشاره به آسیب‌های ناشی از برخی باورهای غلط والدین و سیستم آموزشی در مورد هوش و استعداد کودکان، تصریح کرد: ادامه‌دار بودن این نگرش‌های نادرست می‌تواند به مسیر رشد کودک آسیب‌های جدی وارد کند. یکی از این تصورات نادرست، محدود کردن مفهوم هوش به «نمره مدرسه» است، در حالی که توانایی‌های شناختی متناسب با عملکرد تحصیلی نیستند.

وی با بیان نکته‌ای دیگر گفت: برخی بر این باورند که استعداد به معنای «برتری طبیعی بدون نیاز به تمرین» است، اما واقعیت این است که استعداد بدون آموزش و تمرین منظم، الزاماً به موفقیت‌های بالا منجر نمی‌شود.

ارجمندی همچنین یادآور شد: برخی والدین ممکن است تصور کنند که عدم علاقه کودک به‌معنای فقدان استعداد است، در حالی که ممکن است کودک هنوز فرصت لازم برای تجربه‌کردن در آن زمینه را نداشته باشد. همچنین این فرض که «یک آزمون می‌تواند سرنوشت کودک را تعیین کند» اشتباه است، زیرا هیچ آزمونی به‌تنهایی نمی‌تواند آینده فرد را پیش‌بینی کند. از طرفی، این تفکر که «هرچه تعداد کلاس‌ها بیشتر باشد، استعداد بیشتری نیز وجود خواهد داشت» نیز کاملاً آسیب‌زا است، زیرا فشار ناشی از کلاس‌های متعدد می‌تواند به‌طور جدی انگیزه و اشتیاق کودک را کاهش دهد.

به گفته او، برچسب‌هایی مانند نخبه یا نابغه و همچنین برچسب بی‌استعداد، هردو می‌توانند تاثیرات منفی بر کودک داشته باشند و عزت‌نفس او را نابود کرده و اضطراب را در او تقویت کنند. اگر والدین همواره به کودک بگویند «تو نابغه‌ای»، ممکن است او از لذت یادگیری دور شده و از اشتباه‌کردن بترسد، زیرا می‌خواهد تصویر هوشمندی خود را در ذهن دیگران حفظ کند. در عوض، گفتن جمله «تو استعداد نداری» نیز می‌تواند انتظارات کودک از خود را به‌شدت کاهش دهد و او را به سمت ناامیدی سوق دهد.

این روانشناس بر اهمیت رویکرد والدین تاکید کرد و گفت: بهتر است به‌جای نسبت دادن هویت به کودک، بر روندها تمرکز کنند، به‌عنوان مثال، می‌توانند بگویند «دیدم که برای حل این مساله چندین راه مختلف پیدا کردی»؛ این نوع بازخورد به کودک این پیام را می‌دهد که توانایی‌ها قابل ارتقاء هستند و ارزش او به عملکرد لحظه‌ای‌اش وابسته نیست.

او همچنین اشاره کرد که باید با کودکانی که در چندین زمینه همزمان علاقه‌مند هستند، به‌درستی برخورد شود، چرا که در بسیاری از کودکان، به ویژه در سنین پایین، این امر کاملاً طبیعی است. بنابراین والدین نباید به‌سرعت برچسب «بی‌استعداد» یا «نداشتن تمرکز» به کودک بزنند، بلکه باید فرصتی برای آزمایش و تجربه فراهم کنند.

این روانشناس ادامه داد: کودک باید تجارب مختلفی را کسب کند و خانواده باید برای هرکدام شاخص‌هایی از جمله میزان علاقه، مهارت، استمرار، پیشرفت و لذت را مورد بررسی قرار دهند. با گذشت زمان مشخص خواهد شد که کدام حوزه واقعاً برای کودک جذاب‌تر و مناسب‌تر است. نیازی نیست کودک هفت‌ساله بلافاصله تعیین کند که در آینده دقیقاً چه‌کاری خواهد کرد. پس از شناسایی نقاط قوت کودک، مرحله بعدی برای خانواده‌ها و مدارس «پرورش» است که مهم‌ترین مرحله به شمار می‌آید. مدرسه و خانواده باید به‌جای اینکه فقط به این نکته بسنده کنند که کودک بااستعداد است، شرایطی را فراهم کنند که او بتواند توانایی‌های خود را به صورت عملی پرورش دهد و توسعه بخشد.


ارجمندی ابراز داشت که پرورش مهارت‌هایی مانند پشتکار، تاب‌آوری و هوش هیجانی در به مرحله اجرا درآمدن استعداد نقش مهمی دارد و این مهارت‌ها از اهمیت بالایی برخوردارند. استعداد مانند ماده اولیه است، اما تبدیل آن به توانمندی واقعی به عوامل دیگر نیز نیازمند است؛ یعنی استعداد، تمرین، انگیزه، پشتکار، حمایت و مهارت‌های هیجانی. کودکی که دارای استعداد بالاست اما نمی‌تواند با ناکامی کنار بیاید، بازخورد بگیرد یا پس از شکست دوباره تلاش کند، ممکن است نتواند پتانسیل خود را به موفقیت‌های واقعی تبدیل کند.

این روانشناس خاطرنشان کرد: بنابراین هدف نباید تنها یافتن استعداد کودک باشد، بلکه باید پرسید که چگونه به کودک کمک کنیم توانایی‌هایش را به شکل سالم و پایدار پرورش دهد.

او در انتها گفت: در نهایت، کارشناسان بر این نکته تاکید دارند که اجتناب از برچسب‌زنی، درک صحیح تفاوت‌های میان هوش و نمره مدرسه و همچنین فراهم کردن فرصت تجربی برای کودکان، اقداماتی اساسی در راستای پیشگیری از آسیب‌های روانی و کاهش عزت‌نفس فرزندان است.

انتهای پیام