کد خبر 716017
۱۴۰۵/۰۷/۱۰ ۱۲:۰۲

نخبه‌پروری در ایران؛ از برچسب «باهوش» در مدرسه تا «نخبه» در دانشگاه

ساعت 24 - در ایران شناسایی استعدادهای برتر از سال‌های مدرسه آغاز می‌شود و دانش‌آموزان مستعد در بسیاری از موارد مسیر آموزشی متفاوتی را طی می‌کنند و این مسیر در دانشگاه و پس از آن با حمایت‌هایی مانند طرح‌های بنیاد ملی نخبگان ادامه می‌یابد، اما تجربه نخبگان نشان می‌دهد که مسئله فقط شناسایی و حمایت نیست و ایجاد فرصت واقعی برای ادامه فعالیت علمی، اشتغال تخصصی و اثرگذاری اجتماعی نیز اهمیت دارد.
نخبه‌پروری در ایران؛ از برچسب «باهوش» در مدرسه تا «نخبه» در دانشگاه

به گزارش ایسنا، توسعه کشورها تنها با افزایش منابع مالی، توسعه زیرساخت‌ها یا برخورداری از فناوری‌های جدید محقق نمی‌شود؛ پشتوانه اصلی بسیاری از تحولات علمی، اقتصادی و فناورانه، نیروی انسانی توانمندی است که می‌تواند دانش را به مساله ‌شناسی، ایده را به راه‌حل و پژوهش را به فناوری و محصول تبدیل کند. در این میان، نخبگان و استعدادهای برتر، به دلیل برخورداری از توان علمی، خلاقیت، قدرت حل مساله و ظرفیت اثرگذاری بر محیط پیرامون، یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر جامعه به شمار می‌روند.

کشورها برای دستیابی به توسعه پایدار، صرفا به دنبال افزایش شمار دانشگاه‌ها یا تعداد فارغ‌التحصیلان نیستند، بلکه تلاش می‌کنند محیطی ایجاد کنند که افراد مستعد بتوانند در آن یاد بگیرند، تجربه کنند، ایده‌های خود را به آزمون بگذارند و در نهایت بخشی از مسائل جامعه را حل کنند. به همین دلیل، سیاستگذاری درباره نخبگان در بسیاری از کشورها از مرحله شناسایی استعدادها فراتر رفته و موضوعاتی مانند کیفیت آموزش، فرصت‌های پژوهشی، دسترسی به زیرساخت‌های علمی، اشتغال تخصصی، ارتباط دانشگاه با صنعت، امکان فعالیت‌های فناورانه، تأمین مالی ایده‌ها و فراهم کردن مسیر رشد حرفه‌ای را نیز دربرمی‌گیرد.

اهمیت نخبگان البته تنها به دستاوردهای فردی آنها محدود نمی‌شود. یک پژوهشگر نخبه، یک استاد دانشگاه، یک فناور یا کارآفرین دانش‌بنیان می‌تواند با ایجاد یک گروه علمی، تربیت دانشجویان، راه‌اندازی یک کسب‌ و کار فناورانه یا حل یک مساله صنعتی، اثر خود را به گروهی بزرگتر منتقل کند. از این منظر، سرمایه‌گذاری بر نخبگان در واقع سرمایه‌گذاری بر ظرفیت تولید دانش، فناوری و حل چالش‌ها در یک جامعه است و بی‌توجهی به این سرمایه نیز می‌تواند آثار آن را فراتر از سرنوشت یک فرد نشان دهد.

در ایران نیز طی سال‌های گذشته، شناسایی و حمایت از استعدادهای برتر به یکی از محورهای سیاستگذاری علمی تبدیل شده و بنیاد ملی نخبگان و دستگاه‌های مرتبط، طرح‌ها و برنامه‌های مختلفی را برای حمایت از دانشجویان، پژوهشگران و استعدادهای برتر اجرا کرده‌اند. طرح‌هایی مانند «شهید وزوایی»، «شهید چمران» و «جهت» با هدف حمایت از استعدادهای برتر و کمک به مسیر رشد علمی و حرفه‌ای آنها طراحی شده‌اند؛ با این حال، تجربه بسیاری از نخبگان نشان می‌دهد که مساله حمایت از استعدادهای برتر را نمی‌توان صرفا در پرداخت تسهیلات یا اعطای حمایت‌های مقطعی خلاصه کرد.

نخبه‌ای که سال‌ها برای کسب دانش و مهارت تخصصی وقت گذاشته است، در مرحله‌ای به فرصت نیاز دارد تا بتواند این توانایی را در محیط واقعی به کار بگیرد. فرصت شغلی متناسب با تخصص، امکان ادامه فعالیت پژوهشی، دسترسی به آزمایشگاه و تجهیزات، ارتباط با گروه‌های علمی و صنعتی، امکان مشارکت در پروژه‌های ملی و چشم‌انداز روشن برای آینده حرفه‌ای، بخشی از عواملی هستند که می‌توانند در تصمیم یک استعداد برتر برای ادامه فعالیت در کشور نقش داشته باشند. به همین دلیل، بحث درباره نخبگان در ایران تنها بحث «حمایت» نیست؛ بحث ایجاد یک مسیر است؛ مسیری که از شناسایی استعداد آغاز شود و به شکوفایی علمی، اشتغال تخصصی، اثرگذاری اجتماعی و در نهایت حل مسائل کشور برسد.

در سوی دیگر، یکی از دغدغه‌های مهم در سیاستگذاری نخبگان، فاصله میان شناسایی و حمایت از استعدادها با مرحله جذب و به‌ کارگیری آنها است. ممکن است یک فرد در دوران تحصیل از حمایت‌های بنیاد بهره‌مند شود و در مسیر علمی خود دستاوردهایی به دست آورد، اما در ادامه برای یافتن جایگاه شغلی متناسب با تخصص خود با موانعی مواجه شود. بنابراین، اگر قرار است سیاست‌های نخبگانی به نتیجه پایدار برسند، باید حلقه‌های مختلف این زنجیره از آموزش و پژوهش تا اشتغال، فناوری و اثرگذاری اجتماعی به یکدیگر متصل باشند.

روز ملی نخبگان از این منظر می‌تواند فرصتی فراتر از تقدیر از چهره‌های برتر علمی باشد؛ فرصتی برای بازخوانی این پرسش که جامعه با سرمایه انسانی خود چگونه رفتار می‌کند و آیا مسیر رشد یک استعداد از دوران دانشجویی تا مرحله فعالیت حرفه‌ای، مسیری روشن و قابل پیش‌بینی است؟ همچنین این روز می‌تواند مجالی برای شنیدن صدای خود نخبگان باشد؛ کسانی که در کنار برخورداری از ظرفیت‌های علمی و تخصصی، با مسائل و موانع موجود در مسیر فعالیت خود نیز مواجه‌اند.

موضوع اصلی در این زمینه آن است که چگونه می‌توان میان «نخبه بودن» و «نخبه ماندن و اثرگذار شدن» پیوند برقرار کرد؛ چگونه می‌توان حمایت‌های اولیه را به فرصت‌های واقعی برای فعالیت علمی و حرفه‌ای تبدیل کرد و چگونه می‌توان شرایطی فراهم آورد که استعدادهای برتر، دانش و توانایی خود را در مسیر حل مسائل کشور به کار گیرند. پاسخ به این پرسش‌ها، بیش از هر چیز به سیاست‌هایی نیاز دارد که نخبگان را نه صرفاً به عنوان دریافت‌کنندگان حمایت، بلکه به عنوان یکی از بازیگران اصلی توسعه علمی، فناوری و اقتصادی کشور ببینند.

استعداد برتر؛ از برچسب «باهوش» تا جداسازی از جامعه

یکی از پرسش‌های مهم درباره سیاست‌های نخبگانی، نه فقط چگونگی حمایت از استعدادهای برتر، بلکه چگونگی شناسایی و پرورش آنها از سال‌های نخست تحصیل است. در ایران، مسیر شناسایی استعدادهای برتر در بسیاری از موارد از دوران مدرسه آغاز می‌شود؛ دانش‌آموزی که در آزمون‌های خاص موفق‌تر است، ممکن است از همان سال‌های ابتدایی تحصیل با عنوان «باهوش»، «تیزهوش» یا «استعداد برتر» شناخته شود و به مدرسه‌ای متفاوت از بخش بزرگی از همسالان خود راه پیدا کند. این تفکیک در مراحل بعدی نیز می‌تواند با ورود به دانشگاه‌های برتر، قرار گرفتن در برنامه‌های ویژه و در نهایت قرار گرفتن در گروه «نخبگان» ادامه پیدا کند.

اصل شناسایی استعدادها و فراهم کردن فرصت بیشتر برای رشد آنها، به خودی خود محل مناقشه نیست، بلکه این موضوع از جایی آغاز می‌شود که شناسایی استعداد با جداسازی آموزشی و اجتماعی آن از سایر دانش‌آموزان یکی تلقی شود. در چنین شرایطی، ممکن است نظام آموزشی به جای آنکه برای هر دانش‌آموز فرصت متناسب با توانایی و نیازش فراهم کند، بخشی از دانش‌آموزان را در مسیرهای آموزشی جداگانه قرار دهد و به تدریج میان آنها و جامعه همسالانشان فاصله ایجاد کند.

این پرسش مطرح است که آیا برای پرورش یک استعداد برتر، الزاما باید او را از سایر دانش‌آموزان جدا کرد؟ آیا می‌توان بدون حذف فرصت‌های آموزشی مشترک، امکانات بیشتری در اختیار دانش‌آموزی قرار داد که توانایی یا علاقه بیشتری در یک حوزه دارد؟ و مهمتر از همه، آیا نظام آموزشی نباید به گونه‌ای طراحی شود که همه دانش‌آموزان، صرف‌ نظر از برچسب‌هایی مانند «باهوش» یا «عادی»، امکان دسترسی به آموزش باکیفیت، معلم توانمند، امکانات آموزشی و فرصت شکوفایی استعدادهای خود را داشته باشند؟

در برخی نظام‌های آموزشی جهان، تاکید بیشتری بر فراهم کردن دسترسی عمومی به آموزش باکیفیت و در عین حال ارائه حمایت‌های متناسب با نیازهای هر دانش‌آموز وجود دارد. در این رویکرد، استعدادهای بالاتر لزوما به معنای خروج کامل دانش‌آموز از محیط عمومی آموزش نیست؛ بلکه مدارس و نظام‌های آموزشی می‌توانند از روش‌هایی مانند برنامه‌های پیشرفته، کلاس‌های تکمیلی، پروژه‌های پژوهشی، فعالیت‌های فوق‌برنامه، آموزش فردی و فرصت‌های متنوع یادگیری برای پاسخ به نیازهای دانش‌آموزان با توانایی‌های متفاوت استفاده کنند.

در واقع، تفاوت مهم میان دو رویکرد را می‌توان در این پرسش خلاصه کرد که آیا باید دانش‌آموز را برای دریافت آموزش بهتر از دیگران جدا کرد یا باید کیفیت و تنوع آموزش را برای همه ارتقاء داد؟ در رویکرد دوم، شناسایی دانش‌آموزان مستعد همچنان اهمیت دارد، اما این شناسایی الزاماً به ایجاد یک مسیر کاملاً جداگانه منجر نمی‌شود. هدف آن است که هر دانش‌آموز، متناسب با توانایی‌ها، علایق و نیازهای خود، فرصت پیشرفت داشته باشد.

این موضوع از منظر عدالت آموزشی نیز اهمیت دارد. اگر کیفیت آموزش، امکانات آزمایشگاهی، معلمان توانمند و فرصت‌های پژوهشی عمدتا در مدارس یا مراکز خاص متمرکز شود، دسترسی به این فرصت‌ها می‌تواند به عاملی تعیین‌کننده در شناسایی و پرورش استعداد تبدیل شود. در این صورت، ممکن است بخشی از استعدادها نه به دلیل فقدان توانایی، بلکه به دلیل نداشتن دسترسی به فرصت مناسب، هیچ‌گاه شناسایی نشوند. به همین دلیل، سیاست‌گذاری نخبگان نمی‌تواند از سیاست‌گذاری درباره کیفیت آموزش عمومی جدا باشد.

از سوی دیگر، جداسازی طولانی‌مدت استعدادهای برتر ممکن است پرسش دیگری را نیز ایجاد کند: نخبه‌ای که از دوران کودکی در محیطی جداگانه آموزش دیده و سپس در دانشگاه نیز در یک محیط عمدتاً نخبه‌محور ادامه تحصیل داده است، تا چه اندازه فرصت تعامل روزمره با طیف متنوعی از جامعه را داشته است؟ دانشگاه و مدرسه تنها محل انتقال دانش نیستند؛ بخشی از کارکرد آنها آشنایی دانش‌آموز و دانشجو با تفاوت‌های اجتماعی، همکاری، گفت‌وگو، کار گروهی و مواجهه با مسائل و دیدگاه‌های متنوع است.

البته این به معنای نفی مدارس یا برنامه‌های تخصصی برای استعدادهای برتر نیست. دانش‌آموزانی که توانایی یا علاقه ویژه‌ای دارند، ممکن است به برنامه‌های آموزشی متفاوت و چالش‌برانگیزتر نیاز داشته باشند و فراهم کردن چنین فرصت‌هایی می‌تواند به رشد آنها کمک کند. مساله اصلی، مرز میان «توجه ویژه به استعداد» و «جداسازی پایدار از جامعه» است؛ مرزی که سیاست‌گذار باید به دقت درباره آن تصمیم‌گیری کند. از این منظر، شاید بازتعریف مفهوم نخبه از «فردی که از دیگران جدا شده و آموزش متفاوت دیده است» به «فردی که در یک نظام آموزشی عادلانه فرصت شکوفایی پیدا کرده و توانایی خود را در خدمت حل مسائل جامعه به کار می‌گیرد» بتواند مسیر سیاست‌گذاری نخبگان را نیز تغییر دهد.

از شناسایی استعداد تا حمایت از نخبه

شناسایی استعدادهای برتر، نخستین گام در سیاستگذاری نخبگانی است، اما مرحله مهمتر از آن، ایجاد مسیری است که این استعدادها بتوانند در ادامه تحصیل و فعالیت حرفه‌ای خود از حمایت‌های لازم برخوردار شوند. در ایران، بنیاد ملی نخبگان به عنوان نهاد متولی سیاستگذاری و حمایت از استعدادهای برتر، در ذیل معاونت علمی ریاست جمهوری مجموعه‌ای از برنامه‌ها را برای شناسایی، توانمندسازی و حمایت از دانشجویان و پژوهشگران مستعد دنبال می‌کند و هدف این برنامه‌ها کمک به تداوم مسیر علمی و حرفه‌ای استعدادهای برتر و افزایش زمینه اثرگذاری آنها است.

بخشی از این حمایت‌ها در دوران دانشجویی ارائه می‌شود و طرح «شهید وزوایی» یکی از برنامه‌های بنیاد در این حوزه است. این طرح برای حمایت از دانشجویان مستعد طراحی شده و حمایت‌های آن می‌تواند حوزه‌هایی مانند فعالیت‌های علمی و پژوهشی، آموزشی و فرهنگی را دربرگیرد. در این چارچوب، دانشجویان بر اساس مجموعه‌ای از معیارهای علمی و فعالیت‌های نخبگانی شناسایی می‌شوند و متناسب با ضوابط برنامه از حمایت برخوردار می‌شوند.

در کنار آن، طرح «جهت» نیز با رویکرد هدایت و توانمندسازی استعدادهای برتر دنبال می‌شود. ایده اصلی چنین برنامه‌هایی این است که حمایت از نخبه صرفاً به پرداخت یک تسهیلات یا امتیاز محدود نشود و زمینه‌ای برای رشد مهارت‌ها، شناخت مسیر حرفه‌ای و ایجاد ارتباط میان استعدادهای برتر و فرصت‌های علمی و شغلی فراهم شود.

با این حال، مساله مهم در ارزیابی این حمایت‌ها، فاصله میان «حمایت از نخبه» و «ساختن مسیر آینده نخبه» است. یک دانشجوی مستعد ممکن است در دوران تحصیل از تسهیلات و حمایت‌های بنیاد استفاده کند، اما پس از فارغ‌التحصیلی همچنان با پرسش‌هایی درباره آینده شغلی، امکان ادامه فعالیت پژوهشی، جذب در دانشگاه یا صنعت و استفاده از تخصص خود مواجه باشد. بنابراین، اثرگذاری سیاست‌های نخبگانی زمانی کامل‌تر خواهد شد که حمایت‌ها از دوران شناسایی استعداد تا مرحله ورود به فعالیت حرفه‌ای، تداوم و پیوستگی داشته باشد.

از سوی دیگر، حمایت از نخبگان تنها به معنای حمایت مالی نیست. بسیاری از استعدادهای برتر بیش از آنکه صرفاً به تسهیلات نیاز داشته باشند، به فرصت نیاز دارند؛ فرصت انجام یک پروژه واقعی، دسترسی به آزمایشگاه و زیرساخت پژوهشی، همکاری با یک گروه علمی، حضور در یک شرکت دانش‌بنیان، مشارکت در حل یک مسئله ملی یا امکان تبدیل ایده به محصول. در چنین شرایطی، نقش بنیاد می‌تواند از یک نهاد حمایتی به نهادی برای ایجاد و تسهیل ارتباط میان نخبه و زیست‌بوم علمی، فناورانه و اقتصادی کشور گسترش پیدا کند.

از این رو یکی از موضوعات مهم در آینده سیاست‌های نخبگانی، اتصال برنامه‌های بنیاد به سایر بخش‌های کشور است. دانشگاه، صنعت، شرکت‌های دانش‌بنیان، دستگاه‌های اجرایی و مراکز پژوهشی هر کدام بخشی از ظرفیت مورد نیاز نخبگان را در اختیار دارند و اگر این ظرفیت‌ها در یک مسیر منسجم قرار گیرند، حمایت از نخبه می‌تواند از مرحله دریافت تسهیلات فراتر رفته و به ایجاد فرصت واقعی برای فعالیت و اثرگذاری منجر شود.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که بنیاد ملی نخبگان چه تعداد طرح حمایتی دارد؛ بلکه این است که این طرح‌ها تا چه اندازه می‌توانند یک مسیر کامل از شناسایی استعداد تا شکوفایی، اشتغال تخصصی و اثرگذاری اجتماعی ایجاد کنند. پاسخ به این پرسش می‌تواند معیار مهمی برای سنجش موفقیت سیاست‌های نخبگانی کشور باشد؛ چرا که هدف نهایی از حمایت یک استعداد، صرفاً حفظ عنوان «نخبه» نیست، بلکه فراهم کردن شرایطی است که توانایی او بتواند در مسیر پیشرفت علمی و حل مسائل جامعه به کار گرفته شود.

۱۵ حمایت بنیاد از نخبگان

بنیاد ملی نخبگان بیست و یکمین سال تأسیس خود را در حالی پشت سر می‌گذارد که برنامه‌هایی را در قالب طرح‌های متنوعی با شعار «دانایی»، «توانایی» و «مانایی»، اجرایی کرده است. «شناسایی، توانمندسازی، توسعه و اثرگذاری و شبکه‌سازی»، «جذب و نگهداشت نخبگان» و «تکریم و الگوسازی نخبگان» از ماموریت‌های این نهاد است و ذیل هر یک از این اهداف برنامه‌هایی تعریف شده؛ ضمن آنکه برای حمایت از نخبگان «هرم‌ نخبگی» شامل دانش آموزان، دانشجویان، دانش آموختگان، سرآمدان و نخبگان را تشکیل داده و برای هر یک از سطوح این هرم، برنامه طرح‌هایی تعریف شده است.

طرح‌ شهاب

طرح شهاب ویژه حمایت از دانش آموزان مستعد و نخبه یکی از حمایت‌های بنیاد ملی نخبگان است؛ این برنامه ناظر بر حمایت از دانش آموزان و به منظور شناسایی و هدایت استعدادهای برتر تعریف شده است که با همکاری وزارت آموزش و پرورش اجرایی می‌شود. در این طرح معلمان مدارس در طول یک سال وضعیت تحصیلی دانش آموزان را ارزیابی و دانش آموزان برتر را معرفی می‌کنند. بر این اساس امسال ۴ میلیون و ۲۳۳ هزار دانش آموز از ۷۲۰ منطقه کشور شناسایی شدند.

طرح شهید وزوایی

تمرکز طرح شهید وزوایی شناسایی و حمایت از دانشجویان برتر و ارتقای سطح علمی است. در این طرح دانشجویان که دارای استعدادهای خاص، برگزیدگان المپیادهای علمی، نفرات برتر کنکور و یا دارای سوابق تحصیلی درخشان بودند، شناسایی شدند و طرح‌هایی برای توانمندسازی آنها اعطا می‌شود. در این دوره‌ها به دانشجویان کارشناسی مبلغ ۴۰ میلیون تومان، کارشناسی ارشد ۵۵ میلیون تومان و دکتری ۷۰ میلیون تومان اعطا خواهد شد.

طرح پژوهش‌یار 

اجرای طرح پژوهش‌یار در سال‌های اخیر در دستور کار بنیاد ملی نخبگان قرار گرفته است. بر خلاف کشورهای پیشرفته که دانشجویان دکتری حقوق دریافت می‌کنند، در کشور این امر حاکم نیست و باعث شده که خیلی از دانشجویانی که در این مقطع تحصیلی می‌کنند با توجه به اینکه در سن تشکیل خانواده هستند، تمرکز آنها بر روی امور پژوهشی بدون درآمد، کار را برای آنها سخت خواهد کرد.

از این رو طرح پژوهش‌یار برای دانشجویان تمام وقت دکتری اجرایی شد تا طی آن دانشجویان تمام وقت که دارای پتانسیل علمی هستند، شناسایی شوند و ماهانه حقوق ۱۵ میلیون تومانی دریافت خواهند کرد.

طرح احمدی روشن

طرح احمدی روشن، طرحی دانشجویی و در راستای توانمندسازی دانشجویان، ایجاد هسته‌های مسأله محور و شبکه‌سازی است. شبکه‌سازی از اهداف اصلی این طرح به شمار می‌رود و بر این اساس دانشجویان شناسایی می‌شوند و در قالب هسته‌های مسأله محور با محوریت یکی از اساتید برجسته قرار می‌گیرند. دانشجویان در قالب این هسته‌های مسأله محور به حل مسائل کشور کمک می‌کنند.

۱۵۶۲ دانشجو در قالب این طرح شناسایی شدند و ۲۵۶ حلقه حل مسأله تشکیل شد. برای این هسته‌ها ۱۳۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان اختصاص داده شد. تقویت توانمندی دانشجویان برای حل مسأله از اهداف اجرای این طرح است.

طرح مرحوم اژه‌ای

حمایت از استعدادهای برتر در رشته‌های اولویت‌دار از اهداف اجرای طرح مرحوم‌ اژه‌ای است و در این طرح افرادی که علاقه‌مند به تحصیل در رشته‌های اولویت‌دار هستند، از دوره کارشناسی تا دکتری مورد حمایت بنیاد قرار می‌گیرند. در یک سال اخیر ۲۰ نفر در رشته‌های اولویت‌دار هدایت شده‌اند.

طرح شهید چمران 

حمایت از دانش‌آموختگان دکتری و تشویق آنها برای ورود به دوره پسادکتری از اهداف طرح شهید چمران است. فردی که فارغ‌التحصیل دوره دکتری است تا پیدا کردن شغل مناسب ممکن است پویایی خود را از دست بدهد؛ از این رو طرح پسادکتری تعریف شده تا این دانش آموختگان پویایی خود را از دست ندهند. تاکنون ۶۰ نفر از دانش آموختگان دکتری از این طرح بهره‌برداری کرده‌اند.

طرح شهید صیاد شیرازی

طرح شهید صیاد شیرازی، طرح نظام وظیفه نخبگان است و افرادی که دارای استعدادهای برتر هستند، از طریق طرح شهید صیاد شیرازی شناسایی و به ستاد کل نیروهای مسلح معرفی می‌شوند تا دوره خدمت خود را در حوزه‌های تخصصی بگذرانند و یکی از مشکلات کشور را مرتفع کنند.

طرح هیات اندیشه‌ورز

طرح هیات‌های اندیشه‌ورز با رویکرد شبکه‌سازی برای حل مسأله با تفکر گروهی تعریف شده است. این طرح با رویکرد آموزش جمعی و ارائه راهکارها است و در یک سال گذشته از ۵۲ هیات اندیشه‌ورز حمایت شده است.

طرح‌های جذب و نگهداشت نخبگان

مهمترین مأموریت بنیاد در شرایط کنونی کشور، جذب و نگهداشت نخبگان است و در این زمینه بنیاد معتقد است اگرچه بازگشت نخبگان خارج‌نشین نیز حائز اهمیت است؛ اما حفظ نخبگان داخلی در اولویت قرار دارد. معیشت به عنوان اصلی‌ترین دغدغه جامعه نخبگانی، اشتغال و مسکن، محورهای کلیدی در سیاست‌های بنیاد به شمار می‌رود.

جذب نخبگان در دستگاه‌های اجرایی

بنیاد ملی نخبگان با انتشار فراخوان‌هایی اقدام به جذب نخبگان در دستگاه‌های اجرایی کرده است و تاکنون ۳۷ هزار و ۹۸۷ نفر در این فراخوان ثبت‌نام کرده‌اند که پس از طی مراحل ارزیابی و برگزاری کانون‌های ارزیابی، حدود هزار نفر به دستگاه‌ها معرفی شده‌اند.

طرح «شهید شهریاری» یا «جهت»

طرح شهید شهریاری یا «جهت» طرح جذب اعضای هیئت علمی توانمند است. طی ۱۰ سال گذشته حدود ۱۴ هزار متقاضی برای این طرح ثبت‌نام کرده‌اند که در نهایت ۱۰۹۷ نفر جذب دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی شده‌اند.

۳۵ درصد جذب‌شدگان از دانش‌ آموختگان خارج از کشور و ۶۵ درصد از داخل کشور بوده‌اند. همچنین، حدود ۲۰۰ نفر از دانشگاه‌های زیر رتبه ۱۰۰ جهان جذب شدند؛ به گونه‌ای که تنها از دانشگاه استنفورد ۱۰ نفر به این طرح پیوسته‌اند.

ردیف استخدامی ویژه نخبگان

مشکل ردیف‌های استخدامی یکی از چالش‌های بنیاد برای ایجاد اشتغال نخبگان است. آخرین بار در سال ۱۳۹۹ تعداد ۲۵۰ ردیف استخدامی از سازمان اداری و استخدامی دریافت شد که طی سال‌های اخیر مصرف شده است. اما اخیراً بنیاد موفق به دریافت ۱۷۰ شناسه استخدامی جدید شد. همچنین طبق مصوبه جدید، ۲۰ درصد از ظرفیت جذب وزارت علوم و وزارت بهداشت به نخبگان اختصاص خواهد یافت.

طرح‌ جذب خصوصی

بنیاد ملی نخبگان اخیرا طراح طرح جذب نخبگان در بخش خصوصی را اجرایی کرد. بر اساس این طرح، نخبگان متناسب با تخصص خود به صنایع معرفی می‌شوند و هزینه‌های مربوط به جذب آنان از طریق اعتبار مالیاتی برای شرکت‌ها جبران خواهد شد.

طرح‌ جذب همیار صنعت 

اجرای طرح همیار صنعت در استان‌ها از دیگر طرح‌های بنیاد ملی نخبگان است که طی آن صنایع مسائل خود را در قالب قرارداد به بنیاد ارائه می‌کنند و تیم‌های تخصصی نخبه این مشکلات را حل خواهند کرد. بودجه این طرح نیز از محل اعتبار مالیاتی تأمین می‌شود.

حمایت از اساتید جوان

طرح مرحوم کاظمی آشتیانی از جمله طرح‌های حمایت از اساتید جوان است و این طرح ویژه اعضای هیئت علمی جوان (تا ۵ سال پس از استخدام) است و به آنها کمک‌ هزینه راه‌اندازی فعالیت پژوهشی اختصاص می‌دهد. گرنت اولیه که پیشتر ۱۰۰ میلیون تومان بود، از ابتدای سال ۱۴۰۳ به ۳۰۰ میلیون تومان افزایش یافته است. تاکنون ۱۴۸ نفر از این تسهیلات بهره‌مند شده‌اند.

نخبه بودن شاید در نخستین نگاه با یک عنوان، یک رتبه علمی، یک مدال یا قرار گرفتن در فهرست استعدادهای برتر معنا پیدا کند؛ اما مسیر واقعی نخبگی از جایی آغاز می‌شود که این عنوان بتواند به فرصتی برای ساختن، اندیشیدن و حل کردن تبدیل شود. استعدادی که از سال‌های مدرسه شناسایی می‌شود، در دانشگاه پرورش می‌یابد و بعدتر در مسیر حمایت‌های بنیاد ملی نخبگان قرار می‌گیرد، در نهایت زمانی به سرمایه‌ای برای کشور تبدیل خواهد شد که بتواند جایی برای به‌کارگیری توانایی‌هایش پیدا کند. اگر قرار است نخبه در جامعه بماند و اثرگذار باشد، تنها فراهم کردن یک تسهیلات، یک امتیاز یا یک حمایت مالی کافی نیست. او به آینده‌ای نیاز دارد که بتواند آن را تصور کند؛ به دانشگاهی که فرصت پژوهش در اختیارش بگذارد، به صنعتی که دانش او را به رسمیت بشناسد، به دستگاهی که برای حل مسئله از توان او استفاده کند و به جامعه‌ای که میان دانش و زندگی واقعی آن فاصله‌ای عمیق وجود نداشته باشد.

شاید به همین دلیل، مهمترین پرسش امروز درباره نخبگان این نباشد که «چند نخبه داریم؟» یا «چند نفر را تحت حمایت قرار داده‌ایم؟»؛ بلکه این باشد که چند استعداد توانسته‌اند از فرصت‌های ایجادشده عبور کنند و به نقطه‌ای برسند که حضورشان برای جامعه معنا پیدا کند؟ حمایت زمانی به نتیجه رسیده است که نخبه از دریافت‌کننده حمایت به تولیدکننده فرصت، از پژوهشگر به حل‌کننده مسئله و از یک فرد ممتاز به عضوی اثرگذار از جامعه تبدیل شود.

از سوی دیگر، شاید لازم باشد در نگاه خود به مفهوم نخبگی نیز بازنگری کنیم؛ نخبگی نه به معنای جدا شدن از جامعه، بلکه به معنای برخورداری از فرصتی بیشتر برای شناخت مسائل و توانایی بیشتر برای کمک به حل آنها است. مدرسه و دانشگاه اگر قرار است استعدادها را پرورش دهند، باید در کنار آموزش تخصصی، امکان تعامل، همکاری و شناخت جامعه را نیز برای آنان فراهم کنند؛ چرا که دانش زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود که در میان مردم و در متن مسائل واقعی زندگی جریان پیدا کند.

امروز بنیاد ملی نخبگان مجموعه‌ای از برنامه‌ها را از شناسایی و توانمندسازی استعدادها تا جذب و نگهداشت آنها دنبال می‌کند؛ از طرح‌های دانش‌آموزی و دانشجویی تا برنامه‌های جذب در دانشگاه‌ها، دستگاه‌های اجرایی و بخش خصوصی. اما گستردگی این برنامه‌ها، خود نقطه پایان نیست؛ نقطه آغاز پرسشی بزرگتر است: آیا این حلقه‌ها در نهایت به یک مسیر پیوسته برای زندگی علمی و حرفه‌ای یک نخبه تبدیل می‌شوند؟

روز ملی نخبگان می‌تواند فرصتی باشد برای آنکه نگاه جامعه از «تقدیر از نخبه» به «فراهم کردن امکان اثرگذاری نخبه» تغییر کند. شاید بهترین ادای احترام به یک استعداد، قرار دادن نام او بر روی یک لوح یا اعطای یک عنوان نباشد؛ بلکه ساختن محیطی باشد که در آن مجبور نباشد میان ماندن و اثرگذار بودن یکی را انتخاب کند. سرنوشت نخبگان تنها سرنوشت چند دانش‌آموز بااستعداد، دانشجوی ممتاز یا پژوهشگر برجسته نیست؛ آینه‌ای است که نشان می‌دهد یک جامعه با سرمایه انسانی خود چگونه رفتار می‌کند. اگر استعداد از کودکی دیده شود، اما در مسیر رشد از جامعه جدا بماند، اگر حمایت شود اما فرصت اثرگذاری پیدا نکند و اگر نخبه شناخته شود، اما آینده حرفه‌ای روشنی پیش روی او نباشد، زنجیره نخبگی در میانه راه متوقف می‌شود.

نخبه زمانی ماندگار می‌شود که «دیده شدن» به «فرصت»، «فرصت» به «اعتماد» و «اعتماد» به «اثرگذاری» تبدیل شود؛ و شاید مهمترین معنای روز ملی نخبگان نیز همین باشد: جامعه‌ای که برای استعدادهایش فرصت ساختن آینده فراهم می‌کند، در واقع برای آینده خودش سرمایه‌گذاری کرده است.

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.