مازیار زارع، مربی مستعفی تیم ملوان، پس از آنکه شکستهای پیاپی خانگی این تیم ادامه یافت، به طور معقولانهای دیدار مقابل چادرملو را به عنوان آخرین حضور خود در رأس کادر فنی ملوان اعلام کرد. او به وضوح بیان داشت که این تیم به رویکردی نوین نیاز دارد و تمایلی به بازگشت به آنجا ندارد.
با اظهار نظر شفاف مازیار زارع، حال توپ به زمین مالک باشگاه افتاد تا درباره آینده تصمیمگیری کند؛ اما آنچه از موضع مالک شنیده شد، حتی ناامیدکنندهتر از اظهارات مربی مستعفی بود. او تنها از امیدواری بابت بازگشت زارع صحبت کرد تا همه دست در دست یکدیگر، تیم را از این بحران نجات دهند!
مشکل دقیقا در همین نقطه نهفته است؛ به نظر میآید مالک ملوان هنوز سخنان سرمربی مستعفی را به طور واقعی درک نکرده است. مازیار زارع از بنبستی شفاف سخن میگوید، او معتقد است که ملوان نیازمند تفکری نوین است و به روشنی میگوید: تصمیمش را اتخاذ کرده و دیگر نمیخواهد برگردد. در چنین شرایطی، اصرار بر بازگشت او چه معنایی میتواند داشته باشد؟
هواداران ملوان اکنون با مربیای روبهرو هستند که خودش اذعان دارد دیگر نمیتواند کاری انجام دهد. این شفافیت، همان نکتهای است که مالک باشگاه میبایست به آن توجه ویژهای داشته باشد؛ نه اینکه با چند جمله امیدوارکننده، وقت را هدر دهد. روزهایی که برای ملوان حکم غیرقابل جبرانی دارند، نباید صرف انتظار برای بازگشت کسی شود که از پایان مسیر خود سخن به میان آورده است.
فوتبال گیلان در اکنون با چالشهای سختی مواجه شده و هماکنون ملوان تنها نماینده این استان در بالاترین سطح فوتبال ایران به شمار میآید. این باشگاه تجربیات تلخی از سقوط به لیگ یک دارد و به خوبی واقف است که بازگشت از آن موقعیت چقدر دشوار و طاقتفرساست. البته ملوان به اندازهای ظرفیت و پتانسیل دارد که حتی به فکر سقوط هم نباشد، اما رقابت در لیگ برتر هرگز شوخیبردار نخواهد بود؛ تیمها یا در حال جنگ برای قهرمانی هستند یا در تلاش برای بقا و هیچکدام در این مورد رحم نخواهند کرد.
ملوان باید هرچه سریعتر از این بلاتکلیفی خارج شود. مالک باشگاه هم باید بداند که اصرار بر بازگشت مازیار زارع، راهحل مناسبی نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از فقدان راهکار و نوآوری برای گذر از این بحران باشد. ملوان امروز بیش از هر چیز به یک تصمیم محکم و تفکری نو احتیاج دارد؛ پیش از آنکه زمان برای جبران بسیار دیر شود.
بیشتر بخوانید: تصمیم شجاعانه و قاطع در ملوان؛ رفیقبازی و کدخدامنشی دیگر بس است!
نظرات کاربران