به گزارش ایسنا، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی از حیاتیترین وظایف هر نظام سلامت به شمار میآید. در دنیایی که منابع مالی همواره محدود است، مدیران و برنامهریزان باید به دنبال شیوههایی پایدار و مطمئن برای تامین هزینههای درمان باشند. یکی از ارکان اساسی در این مسیر، تحقق عدالت در سلامت است؛ به این معنا که تمامی اقشار جامعه بتوانند فارغ از توان مالی به خدمات درمانی باکیفیت دسترسی پیدا کنند. سازمان جهانی سلامت نیز دسترسی عادلانه و کیفیت مطلوب خدمات را از اهداف اصلی خود میداند. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، هزینههای کمرشکن درمان که مستقیماً از جیب بیماران پرداخت میشود، گاهی بیش از ۴۰ درصد درآمد خانوار را میبلعد و حتی موجب سقوط افراد به زیر خط فقر میگردد؛ از این رو، وجود سازوکارهای پوشش بیمهای کارآمد برای محافظت از خانوادهها ضرورتی انکارناپذیر است.
از سوی دیگر، عوامل متعددی بر تصمیمگیری افراد برای مراجعه به مراکز درمانی و بستری شدن در بیمارستانها اثر میگذارند. ویژگیهایی نظیر سن، جنسیت، سطح تحصیلات، درآمد، وضعیت تاهل و همچنین شرایط ویژهای چون بیماریهای مزمن و ناتوانکننده یا نیاز به خدمات اورژانس، الگوهای درمانی افراد را تعیین میکنند. در کشور ما طی سالهای گذشته با اجرای طرحهای اصلاحی مانند طرح تحول سلامت، تلاش شد سهم پرداختی مستقیم بیماران در بیمارستانهای دولتی تا حد ۱۰ درصد کاهش یابد. از آنجا که سالانه بخش بزرگی از بودجه عمومی کشور به یارانهها و خدمات بیمهای تخصیص مییابد، بررسی دقیق اثرات واقعی این حمایتها بر رفتار درمانی بیماران و مدت زمان بستری آنان در بیمارستان، نقشی کلیدی در تصمیمگیریهای کلان و ارتقای سطح سلامت آحاد جامعه دارد.
در همین چارچوب، پیمان پسرکلو، پژوهشگر مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران، به همراه دو تن از همکاران دانشگاهی خود، مطالعهای را برای بررسی اثرات وضعیت بیمه درمانی و پوششهای حمایتی بر مدت زمان اقامت و بستری بیماران در مراکز بیمارستانی سراسر ایران به انجام رساندند.
این بررسی علمی، محققان دادههای حاصل از پیمایش ملی بهرهمندی از خدمات سلامت در سال ۱۳۹۴ را مبنای کار قرار دادند که با همکاری مرکز آمار ایران و موسسه تحقیقات سلامت گردآوری شده بود. در این مطالعه گسترده، اطلاعات پرسشنامهای مربوط به ۲۲ هزار و ۴۷۰ خانوار ایرانی و پرونده درمانی ۵ هزار و ۶۸۲ بیمار بستری در بیمارستانها با استفاده از روشهای استاندارد نمونهگیری و آزمونهای پیشرفته آماری مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار گرفت.
یافتههای این پژوهش نشان دادند که در میان بیماران بستری، بیمه تامین اجتماعی با پوشش بیش از ۴۱ درصدی، بیشترین سهم را در میان بیمههای پایه به خود اختصاص داده است. تحلیل دادهها حاکی از آن بود که میان داشتن بیمه پایه سلامت و مدت زمان بستری بیماران در بیمارستان ارتباط معناداری وجود دارد؛ به گونهای که افراد دارای بیمه پایه مدت زمان بیشتری را در بخشهای بستری سپری کرده و از خدمات درمانی بیشتری بهرهمند شدهاند، در حالی که داشتن بیمه تکمیلی به تنهایی چنین ارتباط معناداری را با روزهای بستری نشان نداد.
نتایج به دست آمده بیانگر این حقیقت هستند که بیمه پایه سلامت با کاهش چشمگیر هزینههای پرداختی از جیب مردم، مانع مالی دریافت خدمات را برطرف میکند و به افراد اجازه میدهد بدون نگرانی از هزینههای سنگین، دوران مراقبت بیمارستانی لازم را تا بهبودی کامل طی کنند. از این رو، محققان تاکید میکنند که سیاستگذاران باید زمینهای فراهم سازند تا با توسعه چترهای حمایتی دولت، تمام اقشار جامعه و افراد فاقد پوشش درمانی، تحت پوشش بیمه پایه سلامت قرار گیرند تا سلامت همگانی ارتقا یابد.
بر اساس بررسیهای تکمیلی، علاوه بر بیمه پایه، عوامل جمعیتی و اجتماعی نیز تاثیر چشمگیری بر مدت زمان بستری در بیمارستانها دارند. برای نمونه، در میان بیمههای مختلف، بیمهشدگان نیروهای مسلح و کمیته امداد بیشترین میزان استفاده از روزهای بستری را داشتهاند که نشاندهنده پوشش هزینهای بهتر این سازمانها و همچنین وجود نیازهای درمانی بیشتر در میان این گروههاست. علاوه بر این، بررسیها نشان داد با افزایش سن، نیاز و استفاده از خدمات بستری افزایش مییابد، اما افرادی که سطح تحصیلات بالاتری دارند، به دلیل مراقبت شخصی بیشتر و توجه به پیشگیری، به روزهای بستری کمتری نیاز پیدا میکنند. همچنین شهروندان ساکن در مناطق شهری به دلیل دسترسی آسانتر به امکانات پزشکی تخصصی، نسبت به روستانشینان روزهای بیشتری را در بیمارستان سپری کردهاند. از نظر وضعیت تاهل نیز، افراد دارای همسر در مقایسه با افراد مطلقه، به دلیل بهرهمندی از آرامش و حمایت روانی و خانوادگی، نیاز کمتری به اقامتهای طولانیمدت در مراکز بیمارستانی داشتهاند.
این یافتههای ارزشمند نشان میدهند که بیمه سلامت ابزاری بسیار فراتر از یک سازوکار مالی ساده است و به عنوان اهرمی کلیدی برای دسترسی برابر به درمان، حفظ کرامت بیماران و جلوگیری از تاخیر در مداوای بیماریها عمل میکند. تقویت بودجه بیمههای درمانی، گسترش زیرساختها در مناطق روستایی و آموزشهای بهداشتی میتواند کارایی نظام مراقبتهای بستری را به شکلی چشمگیر بهبود بخشد.
نتایج این پژوهش علمی و کاربردی در فصلنامه «راهبردهای مدیریت در نظام سلامت» که از نشریات علمی متعلق به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی یزد است، به چاپ رسیده و در اختیار جامعه دانشگاهی و سیاستگذاران سلامت قرار گرفته است.
انتهای پیام
نظرات کاربران