بر اساس گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از ستاد خبری نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، فرزاد موتمن، کارگردان سینما، در سخنانی به بررسی تفاوتهای سینمای کلاسیک و مدرن پرداخته و به قابلیتهای سینمای مدرن در موضوع جنگ اشاره کرد. او همچنین آثار ژانلوک گدار در مورد فلسطین را نمونه برجستهای از سینمای ضدجنگ به حساب آورد.
این کارگردان در چارچوب نشستی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات، تفاوتهای اساسی سینمای کلاسیک و مدرن را بررسی کرد و اظهار داشت: در سینمای کلاسیک، روایت داستان به ترتیب مشخص، شامل آغاز، میانه و پایان است و گرههایی که در جریان داستان ایجاد میشود، پس از آن حل خواهند شد. در مقابل، سینمای مدرن با آغاز به شکستن توالی ضمنی روایت و عدم تمرکز بر داستان، اشکال گوناگونی را درمینوردد.
وی اضافه کرد: زیربنای سینما ترکیب تصویر و صداست که با یکدیگر جو سینمایی را ایجاد میکنند. داستانگویی و بازیگری به سینما وارد شدهاند، ولی هویت اصلی سینما در ایجاد جو و فضا از طریق تصویر و صدا نهفته است. اثر «مردی با دوربین فیلمبرداری» ساخته ژیگاورتوف در سال ۱۹۲۷، با گذشت نزدیک به یک قرن، یکی از مدرنترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینما به شمار میرود که بر این اصل تأکید دارد که بدون فیلمنامه و بازیگر تولید شده است و بر این پایه به رهایی سینما از ادبیات و تئاتر میپردازد.
مؤتمن با اشاره به اینکه سینمای مدرن برخلاف سینمای کلاسیک از ابهام و ایهام بهره میبرد، افزود: در سینمای کلاسیک، تمامی جزئیات برای تماشاگر به روشنی تشریح میشود، در حالی که سینمای مدرن برخی مسائل را عمداً معماگونه باقی میگذارد تا مخاطب پس از مشاهده فیلم درباره آن به تفکر بپردازد. این شیوه سبب میشود بیننده منفعل نباشد و همچون کسی که به یک اثر کوبیستی نگاه میکند، اجزاء روایت را در ذهن خود کنار هم چیده و دوباره بازسازی کند.
این کارگردان به فاصلهگذاری در سینمای مدرن اشاره کرد و بیان داشت: مخاطب در سینمای کلاسیک با شخصیتها همذاتپنداری کرده و احساسات آنان را تجربه میکند، ولی سینمای مدرن بر آن است که فاصلهای میان بیننده و اثر ایجاد کند. این رویکرد به مخاطبشان این فرصت را میدهد که به جای واکنش عاطفی، پیوند عقلانی با اثر برقرار کنند. به همین دلیل، تأثیر یک فیلم مدرن ممکن است سالها بعد از تماشا همچنان ادامه داشته باشد.
این کارگردان و استاد سینما درباره تأثیرات گدار در سینمای مدرن و رویکرد او به مسائل سیاسی و اجتماعی توضیحاتی ارائه داد و خاطرنشان کرد: گدار در آثارش، از جمله فیلمهایی که درباره فلسطین ساخته، به موضوعاتی پرداخته که سینمای جریان اصلی کمتر به آنها توجه کرده است. او باور داشت که سینما در برهههای حساس تاریخی به وظیفهاش به نحو مطلوب عمل نکرده و در مواجهه با رویدادهایی چون جنگ جهانی دوم، ویتنام و موضوع فلسطین، واکنش مؤثری نداشته است. گدار کوشش کرده تا با دوربین خود به این موارد اشاراتی داشته باشد و موضعگیری کند.
مؤتمن تصریح کرد که سینمای جنگ الزاما نباید به تبلیغات وابسته باشد و به نمونه فیلم «قایق نجات» اثر آلفرد هیچکاک اشاره کرد و گفت: این فیلم در میانه جنگ جهانی دوم ساخته شده و هیچکاک به دلیل نمایش انسانی از یک شخصیت آلمانی که به طرفداری از نازیها متهم شد، با انتقاد مواجه گردید. این رویداد نشان میدهد که سینمای جنگ تا چه اندازه میتواند تحت تأثیر دیدگاههای تبلیغاتی قرار گیرد.
این پژوهشگر در عرصههای مختلف سینما در ادامه به آثاری چون «وضعیت بشری» به کارگردانی ماساکی کوبایاشی، «قطار» از جان فرانکنهایمر، «جهنم در اقیانوس آرام» و «لکلکها پرواز میکنند» بهعنوان نمونههای ارزشمند سینمای جنگ اشاره کرده و تأکید کرد که با وجود ممکن بودن جنبههای تبلیغاتی در برخی از این آثار، به سبب ساختار سینمایی و شیوه روایت، هنوز هم ارزشمند و جالب توجه هستند.
وی همچنین به دلایل شکلگیری سینمای مدرن پرداخته و اظهار کرد: جنگ جهانی دوم به عنوان نقطه عطفی در تاریخ سینما مطرح است. پس از این جنگ، جامعه و دیدگاه بشر نسبت به جهان دستخوش تغییرات شد و دیگر نمیشد تناقضات را با داستانهای با پایانهای مشخص و خوش روایت کرد. سینما نیز ناگزیر با این تحولات سازگار شد و به خلق داستانهای غیرخطی، شخصیتپردازیهای گوناگون، پایانهای باز و ساختارهای پیچیدهتر روی آورد.
موتمن در پاسخ به سؤالی درباره چرایی عدم ساخت فیلمی درباره فلسطین توضیح داد: تولید چنین آثاری معمولاً از طرف نهادهای دولتی و سازمانها عبور میکند و من جزو فیلمسازانی نیستم که این نهادها شایستگی اعتماد به آنها را داشته باشند. از سویی دیگر، اگر بخواهم درباره غزه فیلم بسازم، مایلم به عنوان یک فیلمساز مستقل به آنجا سفر کرده و از نزدیک شرایط را مشاهده کنم و پس از پژوهش لازم، به ساخت فیلم بپردازم.
در خاتمه، این کارگردان با اشاره به جنبش جهانی حمایت از فلسطین اظهار داشت: به عنوان فردی که به عنوان فیلمساز در اینجا زندگی میکنم، زبان حامی مردم فلسطین هستم و از جنبش جهانی پشتیبانی میکنم. بعد از سالها غفلت نسبت به وضعیت فلسطینیها، امروز در کشورهای اروپا، آمریکا، آمریکای لاتین و ژاپن، مردم با در دست داشتن پرچم فلسطین به میدان آمده و این پدیده دارای اهمیت ویژهای است.
نظرات کاربران