فاطمه ویسمهای، روانشناس در گفتوگویی با ایسنا، بیان داشت: بسیاری از اوقات آنچه که فراموش میکنیم، در واقع به دلیل عدم توجه درست در لحظه دریافت اطلاعات است. به عنوان مثال، کلید خود را در مکانی میگذاریم در حالی که ذهنمان به طور همزمان مشغول به پردازش چندین موضوع دیگر است؛ به همین دلیل بعداً نمیدانیم آن را کجا گذاشتهایم. این موضوع بیشتر یک مسالهٔ توجه است تا حافظه. اما در مواردی که فرد به طور واقعی با اختلال حافظه مواجه است، ممکن است نتواند اطلاعاتی را که پیشتر به خوبی آموخته است، به طور غیرمعمولی به خاطر بیاورد. به همین دلیل پیش از آنکه بگوییم حافظه فرد ضعیف شده، باید توجه کنیم که در لحظه دریافت اطلاعات ذهنمان کجا بوده است، چرا که ممکن است مشکل اصلی در نحوهٔ دریافت اطلاعات و ورودی آنها باشد.
وی در ادامه اینگونه توضیح داد که گاهی نامها یا واژهها از یاد میروند، اما سپس به طور ناگهانی به ذهن میآیند. او افزود: این اتفاق برای همهٔ ما کاملاً آشناست؛ ممکن است نام شخصی را بدانیم و حتی به آن مطمئن باشیم، اما در حین تفکر، به آن دسترسی پیدا نمیکنیم. پس از چند دقیقه و در خلال انجام کاری دیگر، ناگهان نام یادمان میآید. این پدیده به اصطلاح "نوکزبانی" نامیده میشود. بدین معنا که اطلاعات لزوماً از حافظه پاک نشده، بلکه دسترسی به آنها در آن لحظه دشوار شده است. عواملی همچون خستگی، استرس و افزایش سن ممکن است این تجربه را تشدید کنند، اما به خودی خود این اتفاق نشاندهندهٔ وجود بیماری نیست.
این روانشناس بیان کرد: تأثیر خواب ناکافی و خستگی بر حافظه این است که خواب کافی نه تنها برای احساس بهتر در صبح ضروریست، بلکه مغز در خواب فرصت پردازش و تثبیت اطلاعاتی را که در طول روز دریافت کرده، پیدا میکند. در صورت کمبود خواب یا خواب بیکیفیت، تمرکز کاهش مییابد، یادگیری دشوارتر میشود و به خاطر سپردن اطلاعات نیز سختتر خواهد بود. به همین دلیل ممکن است پس از چند شب بیخوابی احساس کنیم که حافظهمان ضعیف شده، در حالی که بخش عمدهای از این مشکل ناشی از خستگی و کاهش توجه است. اگر این بیخوابی ادامه داشته باشد، مسلماً تأثیر آن نیز بیشتر میشود.
ویسمهای در ارتباط با نقش اضطراب و استرس در فراموشکاری تصریح کرد: ذهن مضطرب معمولاً فضای خالی زیادی برای تمرکز ندارد. وقتی بخش عمدهای از توجه ما صرف نگرانی دربارهٔ این موضوعات میشود که اگر یک موقعیت خاص پیش آید چه اتفاقی خواهد افتاد، یا در مواجهه با مشکلات چه باید بکنیم، طبیعی است که اطلاعات بهخوبی در هنگام مطالعه، گفتگو یا انجام وظایف دیگر ثبت نشود. در نتیجه تصور میکنیم حافظهمان ضعیف شده است، در حالی که مشکل اصلی این است که ذهنمان بیش از حد درگیر اضطراب و نگرانی است، و این وضعیت خود به حافظه آسیب میزند؛ در واقع حافظه مختل نشده است. به همین دلیل تأکید میکنیم که کاهش استرس و بهبود شرایط روانی کمک شایانی به تمرکز و تقویت عملکرد حافظه میکند.
وی در رابطه با این موضوع که چه زمانی فراموشکاری به یک سن طبیعی مربوط میشود و چه زمان در سن فرد نگرانکننده تلقی میگردد، گفت: با افزایش سن برخی تغییرات شناختی طبیعی هستند. ممکن است فرد برای بخاطر آوردن نامی مدتی بیشتر مکث کند یا نتواند اطلاعات را همانند گذشته سریع ارزیابی کند. اما این امر با فراموش کردن مکرر رویدادهای مهم یا از دست دادن توانایی انجام کارهای آشنا متفاوت است، بنابراین نمیتوان سن خاصی را تعیین کرد که از آن به بعد فراموشکاری طبیعی محسوب شود. بلکه باید ببینیم این تغییر نسبت به گذشتهٔ فرد چقدر قابلملاحظه است و آیا بر روی زندگیاش تأثیر گذاشته است یا خیر.
نشانههای هشداردهنده در فراموشکاری
این روانشناس بیان کرد: نشانههایی که همزمان با فراموشکاری بروز میکنند، نیازمند مراجعه به پزشک هستند. اگر فراموشکاری به تدریج افزایش یابد یا در زمینهٔ انجام کارهای روزمره ایجاد مشکل کند، بهتر است مورد ارزیابی قرار گیرد. به عنوان مثال، فرد ممکن است به طور مکرر مسیرهای آشنا را گم کند، نتواند کارهایی را که سالها به خوبی انجام میداده، انجام دهد، متوجه فراموشی مکرر وقایع مهم شود یا در یافتن کلمات و در ادامهٔ گفتگو با مشکلات جدی روبهرو گردد. تغییرات مشهود در رفتار و قضاوت نیز دارای اهمیت هستند. اگر اختلال حافظه ناگهانی همراه با علائم دیگر مثل اختلال گفتاری، ضعف یا بیحسی باشد، دیگر نباید آن را به حواسپرتی نسبت داد و این وضعیت نیازمند بررسی فوری پزشکی است.
چرا هر فراموشکاری آلزایمر نیست؟
ویسمهای ادامه داد: یکی از اشتباهات شایع این است که به محض فوت کردن چند مورد فراموشکاری، فرد به احتمال آلزایمر دچار میشود، اما واقعاً اینگونه نیست. ممکن است عوامل بسیاری نظیر خواب ناکافی، استرس، افسردگی، برخی داروها، مشکلات جسمی و حتی مسائل مربوط به توجه این تجربه را به وجود آورند. در بیماریهایی مانند آلزایمر، تنها تعداد دفعات فراموش کردن اهمیت ندارد، بلکه نوع فراموشکاری، روند توسعه آن و تأثیر آن بر روی عملکرد روزانه فرد نیز بسیار با اهمیت است. از این رو نمیتوان تنها بر اساس چند مورد فراموشی عادی قضاوتی دربارهٔ وجود بیماریای نظیر آلزایمر انجام داد.
وی در پایان گفت: در نهایت، آگاهی از اینکه نوسانات حافظه لزوماً نشاندهندهٔ زوال عقل نیستند، به کاهش اضطراب عمومی کمک میکند؛ با این حال، تغییرات مداوم و ناگهانی نیازمند ارزیابی و بررسی دقیق تخصصی هستند.
انتهای پیام
نظرات کاربران