انتخابات اخیر کنگره و سنای ایالات متحده به وضوح نمایانگر آن بود که جنگ تحمیلی آمریکا علیه ملت ایران نه تنها یک عامل، بلکه یک عامل کلیدی در ناکامی جمهوری‌خواهان به شمار می‌رود. تنها دو سال پیش، جمهوری‌خواهان بدون هیچ مانع عمده‌ای در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شدند، اما ناآگاهی ترامپ از قدرت واقعی جمهوری اسلامی و تأثیر قابل توجه لابی صهیونیست‌ها موجب وقوع جنگی شد که عواقب آن به خوبی گریبان‌گیر جمهوری‌خواهان گشت.

مدیریت بر تنگه هرمز اثرات قابل توجهی بر اقتصاد کشورهای غربی، به ویژه ایالات متحده، گذاشت که نمود آن در اقتصاد آمریکا به وضوح دیده شد. افزایش قیمت بنزین، بهترین شاهد این تأثیر به حساب می‌آید.

اکنون، با این شکست سنگین، جمهوری‌خواهان باید با احتیاط به انتخابات آتی بنگرند. به ویژه که دو سال آینده به سرعت همانند دو سال پیشین به اتمام خواهد رسید. در این شرایط اگر ترامپ تصمیم بگیرد برای جبران ناکامی خود به ایران حمله کند و با استفاده از چنین حمله‌ای بر شکست انتخاباتی‌اش پوششی بگذارد، باری دیگر با واکنشی قوی از سوی ایران مواجه خواهد شد که حداقل نتیجه آن، ناکامی دوباره‌اش در انتخابات ریاست جمهوری سال 2028 خواهد بود. همچنان‌که حمله نهم اسفند سال گذشته و جنگ چهل روزه و پیامدهایش، از جمله دلایل اصلی ناکامی جمهوری‌خواهان در انتخابات کنگره و سنا به شمار می‌رفت.

از قدیم چنین گفته‌اند؛ چرا فردی عاقل عملی کند که پس از آن پشیمانی به بار آورد؟ به نظر می‌رسد که ترامپ به نادانی و جهل دچارشده و عقلانیت را به فراموشی سپرده و آرزوهای بی‌پایه خود را بر هر حقیقتی مقدم می‌دارد.

آیا اظهارات اخیر ونس، معاون ترامپ، نشانگر دوراندیشی برخی از جمهوری‌خواهان برای آینده است؟ آیا او قادر خواهد بود خود را از ترامپ جدا کند و راهی برای نجات جمهوری‌خواهان بیابد؟ یا اینکه ترامپ با جهل خود باعث فرو رفتن جمهوری‌خواهان به دره‌ای عمیق خواهد شد؟

ایران به وضوح به عنوان مهم‌ترین عامل تغییرات سیاسی در آمریکا در حال حاضر شناخته می‌شود. باید منتظر تحولات روزهای آتی باشیم.

*تحلیلگر سیاسی