بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، نشست تخصصی با عنوان «بررسی علل کم‌کاری و چالش‌های نظام رده‌بندی سنی در سینما و رسانه» به میزبانی فاطمه اسکندری‌یگانه، مدیر واحد ارزیابی کدومو و دبیر این نشست، همراه با حضور مجید اسماعیلی، پژوهشگر رسانه و تهیه‌کننده، و احسان رستگار، منتقد سینما و کارشناس فرهنگی برگزار شد. در این جلسه، حاضرین به تحلیل وضعیت رده‌بندی سنی در کشور و بررسی تجارب نظام‌های رسانه‌ای دیگر پرداختند و به زوایای مختلف این موضوع شامل نقص در ضمانت‌های اجرایی، وظایف نهادهای نظارتی، منافع اقتصادی تولیدکنندگان، حقوق مخاطبان و نقش خانواده‌ها توجه کردند.

نیاز به رعایت حقوق معنوی مخاطب در کنار حقوق مادی او

در آغاز این نشست، فاطمه اسکندری‌یگانه با تأکید بر اهمیت رده‌بندی سنی در حفاظت از نسل‌های آینده، این سؤال را مطرح کرد که چرا با وجود امکاناتی چون کدومو و قابلیت‌های نهادهای رسمی در اجرای نظام رده‌بندی سنی، هنوز هیچ سازوکاری برای تضمین پایبندی به آن ایجاد نشده است؟

احسان رستگار در پاسخ به این سؤال، رده‌بندی سنی را به عنوان یکی از مهم‌ترین حقوق معنوی مخاطب معرفی کرد. او بر این باور بود که افرادی که هزینه بلیت سینما یا اشتراک در پلتفرم‌های نمایش خانگی را پرداخت می‌کنند، فقط حق مادی ندارند بلکه حق معنوی هم دارند؛ مثلاً باید از ویژگی‌های محتوایی که با آن روبرو می‌شوند و گروه سنی مناسب آن مطلع باشند.

وی به طرح این موضوع در سال ۱۳۹۳ در برنامه تلویزیونی هفت اشاره کرد و گفت که جا انداختن مفهوم حقوق معنوی مخاطب و جلب مطالبه عمومی برای رده‌بندی سنی، فرآیندی زمان‌بر بوده و به آسانی و بدون تلاش مداوم و مقابله با مخالفت برخی ذی‌نفعان حاصل نشده است.

رستگار همچنین به سندی به نام «حقوق معنوی مخاطب» اشاره کرد که به گفته او در سال ۱۴۰۲ و به درخواست شورای عالی سینما تنظیم و ارائه شده بود؛ این سند قرار بود پس از تأیید شفاهی، مراحل تصویب کتبی و اجرایی شدن را طی کند، اما این فرایند به سرانجام نرسید.

نظام رده‌بندی سنی صرفاً به خشونت و صحنه‌های جنسی مربوط نمی‌شود

رستگار بر این عقیده است که کاهش مفهوم رده‌بندی سنی به وجود یا عدم وجود صحنه‌های جنسی، دیدگاهی ناقص از این نظام را به نمایش می‌گذارد. او تأکید کرد که شدت خشونت، فضای اجتماعی و روانی اثر، تصویرسازی از دنیای ویران‌شهری و دیستوپیایی، خودکشی، قتل، تجاوز و مضامین سیاسی و اجتماعی نیز می‌توانند در تعیین گروه سنی مناسب برای مخاطب نقش کلیدی ایفا کنند.

وی با اشاره به نمونه‌هایی از نظام رده‌بندی در کشورهای آمریکا و انگلستان، توضیح داد که گاهی اوقات فضای کلی یک اثر و جهان‌بینی غالب بر داستان، حتی بدون وجود صحنه‌های جنسی، می‌تواند آن را برای مخاطبان جوان نامناسب سازد.

مجید اسماعیلی نیز در ادامه بر لزوم توجه به تأثیرات فراتر از محتوای ظاهری آثار تأکید کرد. به نظر او، فیلم‌ها و سریال‌ها تنها مجموعه‌ای از تصاویر و داستان‌ها نیستند، بلکه می‌توانند در شکل‌گیری نگرش‌ها، سبک زندگی و الگوهای رفتاری مخاطبان تأثیرگذار باشند.

فاطمه اسکندری‌یگانه نیز با اشاره به تأثیر تدریجی و تکرارشونده محتوای رسانه‌ای، بر این نکته تأکید کرد که آثار رسانه‌ای نباید فقط بر اساس تأثیرات فوری و مستقیم هر صحنه ارزیابی شوند، زیرا برخی تأثیرات به مرور زمان و از طریق تکرار و عادی‌سازی شکل می‌گیرند.

نقش والدین در مدیریت مصرف رسانه‌ای فرزندان

اسماعیلی در ادامه بر این موضوع تأکید کرد که حتی اگر نظام نظارتی به خوبی عمل کند، خانواده همچنان نخستین مسئول مراقبت از فرزندان خود هستند. او خاطرنشان کرد که والدین باید در خصوص محتوایی که فرزندانشان مشاهده می‌کنند یا در بازی‌های رایانه‌ای تجربه می‌نمایند، حساسیت بیشتری به خرج دهند.

اسکندری نیز با اشاره به تفاوت بین تماشای فیلم و تجربه فعال بازی‌های ویدئویی، بر اهمیت توجه به اثرات تکرار رفتارها در دنیای بازی تأکید کرد. او بر این باور است که کودک در بازی فقط یک تماشاگر نیست، بلکه ممکن است بارها آن را به صورت یک تجربه تعاملی تجربه کند.

وی یادآوری کرد که تأثیر رسانه لزوماً به‌طور آنی در هنگام تماشا نمایان نمی‌شود و برخورد مکرر با محتوای خاص ممکن است به تدریج بر نگرش و رفتار هر دو کودک و نوجوان تأثیر بگذارد.

اسماعیلی اعلام کرد که تا زمانی که خانواده‌ها از اهمیت رده‌بندی سنی آگاه نباشند، حتی بهترین قوانین و مقررات نیز به تنهایی نمی‌توانند از کودکان محافظت نمایند. او همچنین بر نقش نخبگان دانشگاهی و فرهنگ‌سازان در تبیین علمی اهمیت این نظام تأکید کرد و افزود که خانواده‌ها باید دریابند که این رده‌بندی تنها یک محدودیت سلیقه‌ای نیست، بلکه ابزاری است که به آنها برای انتخابی هوشمندانه و متناسب با سن فرزندانشان کمک می‌کند.