کد خبر 100000006195
۱۴۰۵/۰۵/۱۷ ۱۰:۱۴

خبرنگاران؛ پیشگامان خط مقدم «جهاد تبیین» در میدان نبرد روایت‌ها

ساعت 24 - اصفهان (ایسنا) - یک مدرس سواد رسانه و فضای مجازی با محور قرار دادن اهمیت جایگاه خبرنگاران در روزهای جنگ ترکیبیِ ماه رمضان، تأکید کرد: خبرنگاران با ارائه روایت‌هایی دقیق، به‌هنگام و همراه با ارتقای سطح سواد رسانه‌ای در جامعه، می‌توانند در خنثی‌سازی عملیات روانی دشمن و همچنین کم‌رنگ کردن اثرگذاری خبرها و روایت‌های ساختگی، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کنند.
خبرنگاران؛ سربازان خط مقدم جهاد تبیین در جنگ روایت‌ها

روز خبرنگار، یادمانی است برای یادکرد از مجاهدت‌هایی که شاید دیده نشوند اما هرگز متوقف نمی‌شوند؛ تلاش‌هایی که قلم و دوربین را به ابزار روشنگری و پالایش حقیقت تبدیل کرده‌اند. مردان و زنانی که در رفت‌وآمد موج‌های پرشتاب رسانه‌ای و در راهروهای تاریک عملیات روانی، همچنان چراغ واقعیت را بر دوش می‌کشند. امروز، در دورانی که دشمنانِ جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر جنگ ترکیبی و نبردی که مرزهایش از میدان‌های فیزیکی عبور کرده و به ذهن‌ها و باورهای مردم رسیده، دیگر نمی‌توان نقش خبرنگار را صرفاً یک شغل حرفه‌ای دانست؛ این نقش حالا به تکلیفی راهبردی برای محافظت از افکار عمومی تبدیل شده است. جنگ رمضان، که یکی از جلوه‌های این یورش همه‌جانبه بود، به‌خوبی نشان داد چگونه طرف مقابل با دستکاری روایت‌ها—از وارونه‌سازی واقعیت گرفته تا برجسته‌سازی اختلاف‌ها، تزریق ناامیدی و تحریف برنامه‌مندِ داستان مقاومت—می‌کوشد بنیان‌های اعتماد ملی را سست کند. با وجود این، در چنین میدان نامتوازنی، خبرنگاران متعهد با اتکا به تعهد اخلاقی و دلبستگی عمیق به این سرزمین، با ارائه گزارش‌های مستند، تصاویر خالی از آرایش رسانه‌ای و تحلیل‌های روشن، به‌گونه‌ای مؤثر در برابر این سموم ایستادند و پادزهر عملیات روانی را به جامعه رساندند.

با این همه، چیزی که شأن این قشر را از یک جایگاه صرفاً رسانه‌ای فراتر می‌برد، شوق و محبتی است که آنان را در سخت‌ترین شرایط به سمت سوژه‌های دشوار سوق می‌دهد. عکاسان خبری که میان دود و خون، تصویری از پایداری را ثبت می‌کنند؛ خبرنگاران جنگ‌دیده‌ای که زیر فشار تهدید و توهین، همچنان حقیقت را فریاد می‌زنند؛ و گزارشگرانی که حتی برای لحظه‌ای حقیقت را گم نکنند، از آرامش و آسایش خود می‌گذرند. این‌ها تجلی‌گاه نوعی عشق آسمانی‌اند: عشق به ایران، عشق به انسانیت و عشقی به کلمه‌ای که می‌تواند تاریکی را بدراند. از همین رو، پای صحبت فاطمه قصابی، مدرس دانشگاه جامع علمی‌کاربردی اصفهان و عضو انجمن سوادرسانه‌ای ایران نشستیم تا شاید با طرح بخشی از نقش این جهادگران صادق در آگاهی‌رسانی به جامعه و مقابله با عملیات روانی دشمن در روزهای جنگ رمضان، بتوانیم گوشه‌ای از قدردانی از تلاش‌هایشان را به زبان آوریم:

ایسنا- در جنگ اخیر، رسانه‌ها و خبرنگاران چگونه توانستند روایت‌های تحریف‌شده و عملیات روانی دشمن را تشخیص دهند و در چنین شرایطی، یک خبرنگار حرفه‌ای چه خصوصیت‌هایی باید داشته باشد؟

پیش از هر چیز لازم می‌بینم روز خبرنگار را به همه فعالان حوزه خبر، آگاهی‌بخشی و عرصه رسانه تبریک عرض کنم. بی‌تردید جنگ ترکیبی و شناختی‌ای که با آن روبه‌رو هستیم، جنگی است که دشمن با تمام ظرفیتش علیه ثبات و امنیت ملی ایران به میدان آورده است. در چنین موقعیتی، خبرنگاران می‌توانند به نقش‌آفرینان خط مقدم «جهاد تبیین» تبدیل شوند؛ نقشی که در همین مدت هم تا حد قابل توجهی درست و هدفمند ایفا شده است.

خبرنگارانی که در این فضا حضور داشتند، انسان‌های مسئولی بودند که می‌کوشیدند بر اساس روح جهاد تبیین و با اتکا به «زنده‌بینی میدانی» از اتکا به خرده‌روایت‌های ساختگیِ رسانه‌ای دشمن عبور کنند و به جای آن، سراغ منابع مطمئن و مسئولان محلی بروند. در همین چارچوب، وقتی گزارشگر به منطقه اعزام می‌شد، تلاش می‌کرد با انتشار ویدیوها و تصاویر مستند از بخش‌های مختلف کشور، فاصله میان روایت واقعی و روایتِ جعلی را به چشم مخاطب بیاورد. بنابراین، چیزی که دشمن نمایش می‌داد با آنچه واقعاً در زمین جریان داشت، از هم تفکیک می‌شد و مخاطب امکان قضاوت آگاهانه پیدا می‌کرد. شاید بتوان گفت در این شرایط، بصیرت و هوشیاری سیاسی از پایه‌ای‌ترین ویژگی‌هایی است که خبرنگار باید داشته باشد؛ چون فضای جنگ، دیگر شبیه زمان‌های عادی نیست و در آن، خبرنگار باید ماهیت و شیوه عملیات دشمن را درک کند.

یک ویژگی مهم دیگر، توانایی راستی‌آزمایی است؛ یعنی خبرنگار بتواند منابع، داده‌ها و مستندات را ردیابی کند و درباره صحت و سقم آن‌ها بررسی دقیق انجام دهد. علاوه بر این، چنین شخصی باید به اندازه کافی شجاع باشد و در عین حال پایبندی اخلاقی را از یاد نبرد. در نهایت، صحبت بر سر منافع ملی است و اگر خبرنگار رسالت حرفه‌ای خود را درست انجام دهد، اخبار سطحی، جنجالی و بی‌ریشه را پشت سر منافع ملی قرار می‌دهد.

از سوی دیگر، خبرنگار در این میدان باید میان «صبر» و «سرعت» توازن ایجاد کند؛ به گونه‌ای که عجله‌اش باعث لغزش و خطای احتمالی نشود و در مقابل، تأخیرش هم مانع از آن نشود که روایت درست از صحنه کنار گذاشته شود. اگر خبرنگار—علاوه بر ویژگی‌های عمومی—این چند نکته را همزمان مدنظر قرار دهد، می‌تواند در عرصه جنگ خبرنگاری موفق باشد.

دشمن در جنگ اخیر با چه ترفندهای رسانه‌ای تلاش کرد بر افکار عمومی اثر بگذارد و خبرنگاران چگونه می‌توانند این ترفندها را برای مردم روشن کنند؟

دشمن وارد یک جنگ تمام‌عیار شده است. شاید بتوان گفت او از یک پازل پیچیده رسانه‌ای بهره می‌گیرد و تقریباً همه ابزارها را در کنار هم می‌چیند؛ از شایعه‌سازی و تولید اخبار جعلی گرفته تا تقطیع محتوا. یکی از نمونه‌ها، طرح موضوعِ فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران بود. همچنین در برخی موارد شاهد استفاده از تصاویر جعلی، تصاویر قدیمی و حتی جابه‌جایی مکانی در محتوای تصویری بودیم. در مرحله تقطیع محتوا نیز، بخشی از جملات امیدآفرین یا بخش‌هایی که حامل پیام‌های سازنده بودند، از روایت حذف می‌شد و در مقابل، موضوعات حاشیه‌ای بزرگ‌نمایی می‌شدند.

نمونه دیگر، فضاسازی روانی از مسیر بزرگ‌نمایی است. برای مثال، اعتراض‌هایی که در اقلیت قرار داشتند، بزرگ جلوه داده می‌شدند تا به مخاطب القا شود که موج اصلی در جامعه چیز دیگری است. یا همان ناامیدی که برخی افراد تجربه می‌کردند، به شکلی گسترده‌تر و ساختگی‌تر نمایش داده می‌شد. در چنین شرایطی، خبرنگاری که نسبت به بازی‌های رسانه‌ای دشمن آگاهی داشته باشد و تکنیک‌هایش را بشناسد، می‌تواند از ابزارهای گوناگون برای مقابله استفاده کند.

یکی از این ابزارها «تحلیل محتوای معکوس» است؛ یعنی خبرنگار تناقض‌هایی را که دشمن می‌گوید یا در لایه‌های مختلف رسانه‌ای‌اش پنهان کرده، تشخیص دهد و درباره آن‌ها برای مردم اطلاع‌رسانی کند. راهکار دیگر هم می‌تواند استفاده از نرم‌افزارهای تشخیص تصاویر دستکاری‌شده باشد؛ همراه با آموزش اینکه مردم چطور از این ابزارها استفاده کنند و چطور خطای دیدِ ناشی از جعل را تشخیص دهند. در مقاطع دیگر هم، وقتی حواشی پررنگ می‌شدند، از همین رویکردها بهره برده‌ایم.

برگزاری میزگردهای تخصصی با کارشناسان امنیتی، راهکار دیگری است که می‌تواند بسیار اثرگذار باشد. کارشناسان در این نشست‌ها می‌توانند درباره فضا، نقشه‌ها و فعالیت‌هایی که در پشت صحنه جریان دارند توضیح دهند و همزمان، با اتکا به «سوادرسانه‌ای انتقادی»، به مردم نشان بدهند هر خبری که با منافع ملی همسو نیست، نیازمند توقف و بازبینی دقیق است. در این مسیر، خبرنگار می‌تواند سوادرسانه‌ای انتقادی را به شکل خبری برای مخاطبان گسترش دهد. در این رویکرد انتقادی، فقط قرار نیست نقد مطرح شود؛ بلکه لازم است کنار نکات منفی، فواید و جنبه‌های مثبت هم گفته شود تا مخاطب با جمع‌بندی واقع‌بینانه بتواند تصمیم درست بگیرد و به نتیجه برسد.

 با توجه به شتاب انتشار خبرها در شبکه‌های اجتماعی، چگونه می‌شود میان سرعتِ اطلاع‌رسانی و درستی خبر تعادل ایجاد کرد تا رسانه‌ها گرفتار عملیات روانی دشمن نشوند؟

چالش اصلی در عصر شبکه‌های اجتماعی، این است که گاهی «ویروس‌وار شدن» و قابلیت همه‌گیر شدنِ خبر، بر «صحت خبر» مقدم شمرده می‌شود. برای ایجاد این توازن، رسانه‌ها و خبرنگاران ما باید دو قاعده کلیدی را—که می‌شود آن‌ها را قوانین طلایی نامید—در عمل رعایت کنند. قانون نخست، تثبیت دو منبع مستقل است؛ به این معنا که اگر خبر از جنس موضوعات حساس باشد، لازم است پیش از انتشار، اعتبار آن از دو مرجع رسمی یا معتبر داخلی تأیید شود. اگر این مرحله انجام نشود، به مرور زمان ممکن است پایه‌های همان خبر سست شود. قانون دوم هم «برچسب‌زنی روی اخبار تأییدنشده» است. منظور این است که اگر خبری هنوز قطعیت ندارد، اما به دلیل اهمیت موضوع باید سریع منتشر شود، حتماً برچسب‌هایی مانند «در دست بررسی» یا «تأیید اولیه» در تیتر و لید درج گردد تا مخاطب بداند روایت هنوز به مرحله قطعیت نرسیده است.

در رسانه‌های داخلی می‌توان دبیرخانه‌ای با عنوان «دبیرخانه فوری راستی‌آزمایی» راه‌اندازی کرد تا بر اساس آن، تحریریه‌ها در چارچوب شرایط و فضای خاص عملیات روانی دشمن، در نهایت درباره میزان اعتبار لازم خبر برای انتشار تصمیم بگیرند.

جنگ اخیر چه آموخته‌هایی برای ارتقای سواد رسانه‌ای خبرنگاران و تقویت نقش رسانه‌ها در جنگ‌های شناختی آینده داشت و چه اقداماتی باید در اولویت قرار گیرد؟

شاید بتوان به صورت کلی سه درس بنیادین از تجربه جنگ رمضان برداشت کرد. درس نخست، راه‌اندازی گروه‌های واکنش سریع رسانه‌ای است؛ گروه‌هایی که مأموریت دارند در زمانی کمتر از ۱۰ دقیقه، به بررسی و پاسخ به شبهاتی که ریشه‌شان در دروغ است بپردازند و درباره صحت یا رد آن‌ها توضیح لازم را ارائه کنند. درس دوم، تقویت «سوادرسانه‌ای عمودی» از سطح دانشگاه تا فضای مجازی است. یعنی خبرنگاران فقط به دانش روزنامه‌نگاری کلاسیک اکتفا نکنند، بلکه با علوم شناختی، روان‌شناسی، حوزه ارتباطات و ابزارهای هوش مصنوعی هم آشنا شوند و بتوانند این آموخته‌ها را نیز انتقال دهند. سومین درس، مردمی‌سازی جهاد تبیین است؛ بدین معنا که خبرنگاران تنها نباید صرفاً موضوعات را مطرح کنند؛ بلکه باید از میان نخبگان و گروه‌های مختلف جامعه، «خبرنگاران افتخاری» داشته باشیم تا شبکه اعتماد اجتماعی گسترده‌تر شود و اثرگذاری این کار در جامعه ملموس گردد. در این راستا، اقداماتی لازم است؛ از جمله تدوین منشور جنگ شناختی برای رسانه‌ها، شکل‌دهی قرارگاه‌های دائمی در سازمان‌های گوناگون برای مقابله با اخبار جعلی، سرمایه‌گذاری روی سکوهای بومی و همچنین از بین بردن فضایی که باعث انحصار خبر در دست دشمن می‌شود.

یک نکته حیاتی و بسیار مهم هم هست که لازم می‌دانم با تأکید ویژه به آن اشاره کنم: رسالت امیدآفرینی و آرامش‌بخشی خبرنگاران. در میانه انبوه اطلاعاتِ پراکنده و گاهی آشفته، خبرنگار دیگر تنها انتقال‌دهنده داده خام نیست؛ بلکه باید مفسر امنیت و ترسیم‌کننده افق روشن باشد. در جنگ روانی‌ای که دشمن در پی بزرگ‌نمایی مشکلات روزمره و تبدیل آن‌ها به بحرانی برای نظام است، خبرنگار می‌تواند—و باید—واقع‌بینانه معایب و نقدهای سازنده را منعکس کند، در کنار آن دستاوردهای بزرگ مقاومت، وحدت ملی و اقتدار دفاعی کشور را هم برجسته سازد و همه این‌ها را در کنار هم روایت کند؛ تا مخاطب بداند ایران‌زمین قدرتمندتر از آن است که با چند شایعه، ثباتش دچار خدشه شود. خبرنگاران امروز، چشمان بیدار یک ملت‌اند و بیش از هر زمان دیگری به خبرنگارانی بصیر، متخصص و در عین حال امیدآفرین نیاز داریم تا در نبرد روایت‌ها، بتوانیم پرچم ایران را برافراشته نگه داریم.

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.