شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۴۷

ایرانیان در وضعیت نارضایتی و اعتراض

مدنی

ساعت 24 - واقعیت این است که اقتصادایران به دلایل گوناگون توانای تولید ثروت را از دست داده و با رشدهای منفی دوسال تازه سپری شده و نیز رشدهای منفی سالهای 1391 و 1392 به رشد فقر و نابرابری بیشتر منجر شده است .

شهروندان ایرانی از یک سو می شنوند ایران کشوری ثروتمند است و از طرف دیگر می بینند روز به روز و سال به سال فقیر تر می شوند. این تضادو تعارض برجامعه ایرانی به ویژه جوانان بیکار تحصیلکرده فشار عصبی وارد کرده و آنها را در موقعیت نارضایتی نزدیک به اعتراض قرار داده ست. سعی مدنی، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی نیز باور دارد معتقد است جامعه ایرانی در سال‌های اخیر در وضعیت جنبشی قرار داشته و به همین دلیل، هر نارضایتی به سرعت تبدیل به اعتراضی اجتماعی می‌شود. اودر پاسخ کتبی به پرسش های روزنامه اعتماد نوشته است : همان‌طور حکومت‌ها بخواهند یا نخواهند خیابان جزیی انکارناپذیر از اعتراض است. شبکه‌ ای شدن نه‌تنها مانع از خیابانی شدن نمی‌شود، بلکه تسهیل‌کننده حضور خیابانی است. تصمیم با دولت‌هاست یا باید امکان حضور قانونمند خیابانی را فراهم کنند یا منتظر باشند تا خیابان‌ها اشغال شوند. وقتی بحران سراسر ساختارهای موجود را فرا گرفته، وقتی فساد تا قله دماوند پیشروی کرده، وقتی فقر و نابرابری رنج و فلاکت را دوچندان کرده و کاهش ارزش پول ملی فقرا را فقیرتر و پولدارها را پولدارتر کرده، وقتی بوی مشمئزکننده تبعیض و رانت سراسر یک جامعه را دچار نفرت کرده، پیش‌بینی آینده چندان دشوار نیست.

رشد تکنولوژی در دنیای کنونی اجتناب‌ناپذیر است. حکومت‌ها ممکن است برابر این فرآیند مقاومت کنند یا تسلیم آن شوند اما نمی‌توانند مانع آن شوند. همه ما یادمان هست که در دوره‌ای دستگاه ویدیو قاچاق محسوب می‌شد و خرید و فروش آن جرم بود. همه به یاد داریم که سال‌ها تلاش شد تا مانع از نصب ماهواره شوند و حالا ناچار شده‌اند تسلیم شوند. این دولت یا دولت بعدی چه فرقی دارد؟ هر دولتی ناچار است به‌ دلیل ضرورت‌های حکمرانی تسلیم تکنولوژی شود حتی اگر طالبان باشد. حکومت‌ها وظیفه اداره جوامع را دارند و برای این کار ناچارند سراغ تکنولوژی بروند. بنابراین «کنشگری هشتگی» محصول لطف دولت اعتدال نیست؛ بلکه محصول اعتراض عمومی به سیاست‌ها یا تصمیمات نادرست و غلطی است که دولت به عنوان بخشی از قدرت مسلط در آن سهم داشته است.

جنبش‌ها محصول بحران در شرایط زندگی مردم هستند. شرایط غیر قابل تحمل است که مردم ناراضی را وادار به کنش اعتراضی می‌کند. در واقع بی‌اعتمادی به نهادهای مدیریت‌کننده جامعه عامل مهم اعتراض و کنش اعتراضی است. مردم برای تفریح و سرگرمی یا تفنن در کنش‌های اعتراضی درگیر نمی‌شوند، آنها ریسک اعتراض را می‌پذیرند تا برای ایجاد زندگی بهتر بجنگند. در جنبش‌های اعتراضی روابط و پیوند معترضان بسیار اهمیت دارد. شبکه‌های مجازی این پیوندها را به بهترین نحو ممکن فراهم می‌کنند. اما نه برای نیامدن به خیابان، بلکه برعکس برای آمدن به خیابان. هر کنشگری اعم از مجازی یا حقیقی تمرینی است برای ایجاد فضای خودمختار و آمادگی برای کنش جمعی و اشغال خیابان. مگر اعتراضات آبان‌ماه 98 را همین چندماه پیش ندیدید؟ با وجود تداوم بحران‌ها و ناتوانی نظام حکمرانی در کاهش و حل بحران‌های ساختاری کنونی کنشگری جمعی- چه مجازی و چه حقیقی- پایانی ندارد؛ همان‌طور که بارها گفته‌ام تا اطلاع ثانوی جامعه ایران در وضعیت جنبشی است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s