اصل ۸۸ ؛ تریبونی برای شرح «واقعیتها»
اوضاع کشور آنقدر پرنوسان شده که سیاست داخلی و خارجی، مثل دو ریلِ موازی، مدام روی هم سایه میاندازند؛ از فشارهای اقتصادی و شوکهای ارزی تا سنگینی تحریمها و تهدیدهای بیرونی.در چنین فضایی، کوچکترین سیگنال سیاسی میتواند به موج روانی در بازار و جامعه تبدیل شود.
درست در همین نقطه است که مجلس دوازدهم، پیش از آنکه دولت مسعود پزشکیان به نیمه راه برسد، وارد فاز تازهای از مواجهه با قوه مجریه شده؛ مواجههای که حالا با کلید خوردن طرح سوال از رئیسجمهور، از یک «نظارت قانونی» به «تنش سیاسی» نزدیکتر میشود؛ آنهم در شرایطی که خود بسیاری از نمایندگان هم میدانند این مسیر، نه الزاماً به پرسشگریِ موثر میرسد، نه لزوماً به گرهگشایی از اقتصاد.
«عدم کفایت» در حاشیه، «سوال» در متن
اما طرح سوال از رئیسجمهور، ناگهان از آسمان نیفتاده است. در ماههای گذشته، همین مجلس دوازدهم صحنه زمزمههایی بود که از «عدم کفایت» سخن میگفت؛ زمزمههایی که هرچند گفته میشد اکثریت مجلس با آن همراه نیست، اما بهعنوان «علامت» در فضای سیاسی باقی ماند. احمد آریایینژاد، نماینده ملایر، صریح گفته بود: «از روزی که آقای رئیسجمهور رای آورده این مسائل مطرح بوده شاید الان پررنگتر شده است».
احمد بیگدلی، نماینده خدابنده، نیز روایتی دیگری ارائه داده و ماجرا را بیشتر به «بغض انتخاباتی» نزدیک دانست و درباره پزشکیان گفت: «رئیسجمهور آدمی نیست که با مطرح کردن این موضوعات به کسی امتیاز بدهد. .. اهل بدهبستان نیست.»
در نهایت محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با جملهای که بار سیاسی سنگینی داشت، تلاش کرد آن پروژه را مهار کند: «هم کسانی که حرف از عدم کفایت رئیسجمهور میزنند. .. در زمین دشمن بازی میکنند. »
اما کنار رفتنِ پرچم «عدم کفایت» به معنای پایان یافتنِ فشارها نبود؛ فقط شکل فشار عوض شد. حالا به جای شعارهای تند و پرهزینه، ابزارهای رسمیتر مثل «استیضاح» و «سوال» روی میز آمدهاند؛ ابزارهایی که اگرچه قانونیاند، اما میتوانند در عمل تبدیل به سازوکار فرسایشی شوند.
طرح سوال از رئیسجمهور روی کاغذماجرای سوال از رئیسجمهور، با یک دوگانگی عجیب همراه بوده است. علیرضا سلیمی، نماینده تهران و عضو هیاترئیسه مجلس، ۳۰ آذر گفته بود: «اصلاً سوال از رئیسجمهور در مجلس مطرح نیست»، اما کمی بعد مجتبی ذوالنور، نماینده قم، خبر داد گروهی از نمایندگان در حال جمعآوری امضا هستند و محور را «وضعیت اقتصادی کشور» گذاشتهاند.
ذوالنور از «استقبال خوب» گفته و تصریح کرده تلاش میکنند امضاها «بیش از ۷۳» باشد تا اگر برخی امضایشان را پس گرفتند، حد نصاب از دست نرود. نکته آنجاست که در روایت دیگری، ذوالنور حتی ادعا کرده این سوال «تاکنون به امضای ۱۷۰ نماینده رسیده» و قرار است در مقطعی مشخص تحویل رئیس مجلس شود. چه عدد ۷۳ مبنا باشد و چه عدد ۱۷۰ درست از آب دربیاید، یک پیام روشن وجود دارد: بخشی از مجلس میخواهد یک پرونده علنی در سطح رئیسجمهور باز کند؛ پروندهای که اگر به صحن برسد، فقط یک جلسه پرسش و پاسخ نیست، بلکه یک رخداد سیاسی-رسانهای
بزرگ است.
اح
سهم سیاست خارجی و تصمیمهای کلان کجاست؟اما در این میان یکی از گرههای اصلی بحث این است که منتقدان دولت، همه چیز را به «عملکرد دولت» وصل میکنند، اما بسیاری از ناظران سیاسی میگویند ریشه بخش مهمی از بحران، در تصمیمهای کلان و بهویژه سیاست خارجی است؛ جایی که دولت به تنهایی تصمیمگیر نیست، اما باید هزینهها را در میدان اقتصاد پس بدهد.
همین دوگانه باعث شده سوال از رئیسجمهور، حتی اگر با نیت معیشت آغاز شود، بهسرعت رنگ سیاسی بگیرد؛ چون پرسش از اقتصاد در ایران، بدون ورود به سیاست خارجی و تحریم و ساختار تصمیمگیری، ناقص میماند.
تصویر امروز بهارستان نیز این است که هم استیضاح وزرا در صف است، هم بحث سوال از رئیسجمهور روی میز. احمد نادری از «تعیین تکلیف» استیضاحهای ارجاع شده میگوید و ذوالنور از «تکمیل امضاها» برای سوال.
این همزمانی، در نگاه افکار عمومی، میتواند به یک معنا ترجمه شود: مجلس به جای همراهی با دولت برای عبور از بحران، در حال ساختن یک میدان پرفشار نظارتی است.در پاسخ به این نگرانی، نمایندگانی مثل محمدرضا صباغیان، نماینده مهریز و بافق، میگویند: «سوال حق نمایندگان است» و وقتی نماینده به حوزه انتخابیه میرود و مطالبات مردم را از نزدیک میبیند، طبیعی است که فشار را «با تمام وجود» حس کند. از نگاه او، سوال میتواند توجه مسئولان اجرایی را بیشتر جلب کند و حساسیتها را بالا ببرد.
اما در مقابل، منتقدان میپرسند اگر هدف، راهحل اقتصادی است، چرا خروجی این فشارها «اصلاح قانون»، «بازنگری برنامهها»، «توافق برای سیاستهای ضدتورمی» و «همراستاسازی تصمیمها» نیست؟ چرا بیشتر شبیه به مسابقهای است که هر بار یک وزیر یا حتی رئیسجمهور را به نقطه دفاع میبرد؟
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.