رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 663578

هراس از بن‌بست پرهزینه در هرمز

ساعت 24 - در حالی که امواج متلاطم خلیج فارس این روزها بیش از آنکه میزبان کشتی‌های غول‌پیکر تجاری باشد، شاهد جولان شناورهای نظامی و تبادل آتش میان تهران و واشنگتن است، یک پرسش حیاتی در فضای سیاسی کشور طنین‌انداز شده است: آیا کارت بازی تنگه هرمز همچنان قدرت چانه‌زنی سابق خود را دارد؟

هراس از بن‌بست پرهزینه در هرمز

نگاهی به نقشه تحولات میدانی و واکنش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که ما با یک پارادوکس پیچیده روبرو هستیم. از یک سو، بستن این آبراه راهبردی به عنوان یک حق حاکمیتی و ابزار بازدارنده در برابر تجاوزات آمریکا مطرح می‌شود و از سوی دیگر، فرسایشی شدن این وضعیت و عادی شدن اخبار درگیری برای بازارهای جهانی، در حال بی‌اثر کردن این سلاح استراتژیک است.

واقعیت این است که «زمان» در معادلات بین‌المللی کالایی گران‌بهاست و اگر ایران نتواند از ظرفیت تنگه هرمز در لحظه طلایی دیپلماسی استفاده کند، ممکن است این فرصت به تهدیدی علیه جایگاه ژئوپلیتیک کشور تبدیل شود. امروز در حالی که ترافیک دریایی در این منطقه به پایین‌ترین حد خود در دهه‌های اخیر رسیده، ضرورت بازگشت به میز مذاکره نه از روی ضعف، بلکه به عنوان یک ضرورت برای تثبیت حاکمیت ملی برجسته شده است.

تفسیرهای مخدوش از تفاهم خاتمه جنگ

تحولات اخیر نشان داد که اختلاف بر سر تفسیر بند پنجم تفاهم خاتمه جنگ دیگر صرفاً در سطح مواضع سیاسی و حقوقی باقی نمانده و به رویارویی مستقیم بر سر مرجعیت تنظیم مسیرها و ترتیبات امنیتی تنگه هرمز کشیده شده است.

موضع‌گیری‌ها و اقدامات آمریکا، بیش از آنکه شرحی واقعی از تفاهم خاتمه جنگ باشد، به روشنی از سناریوی کاخ سفید برای تحمیل روایتی مخدوش و گزینشی پرده برمی‌دارد. آمریکا می‌کوشد به بهانه حوادث پیرامون چند شناور متخلف در تنگه هرمز، بند پنجم تفاهم خاتمه جنگ را که متضمن نقش مشروع و حقوق حاکمیتی ایران در ترتیبات امنیتی این آبراه است، کمرنگ کند.

در روایت واشنگتن فقط این گزاره برجسته می‌شود که کشتی‌ها باید عبور کنند، اما بخش اصلی ماجرا که همان بستر حقوقی و عملیاتی عبور ایمن است، عامدانه حذف می‌شود.

در شرایطی که قدرت‌های فرامنطقه‌ای به دنبال ایجاد مسیرهای جایگزین برای دور زدن مرجعیت ایران هستند، بازگشت سریع به میز مذاکره نه یک عقب‌نشینی، بلکه ضرورتی برای تثبیت حقوق حاکمیتی در قالب یک توافق پایدار است؛ چراکه تثبیت اقتدار در هرمز بیش از آنکه در گرو بستن فیزیکی آبراه باشد، نیازمند یک دیپلماسی هوشمندانه برای جلوگیری از اجماع جهانی علیه منافع ملی است

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در تروث‌سوشال مدعی شد که «ایران خواستار ادامه گفت‌وگوها شده و واشنگتن پذیرفته است، اما آتش‌بس تمام شده است.» این در حالی است که جی‌دی ونس، معاون او، با لحنی تهدیدآمیز می‌گوید که «توافق انجام‌شده بسیار ساده بود؛ اگر ایران شلیک به کشتی‌ها را متوقف کند، آمریکا محاصره را برمی‌دارد اما اگر شلیک ادامه یابد، پاسخ واشنگتن متقابل و شدیدتر از هر زمان دیگری خواهد بود. »

این سخنان نشان‌دهنده آن است که واشنگتن می‌خواهد از تفاهم خاتمه جنگ فقط نتیجه مطلوب خود یعنی عبور کشتی‌ها بدون هزینه را مطالبه کند اما سازوکار پیش‌بینی‌شده در همان تفاهم یعنی ترتیبات ایرانی، هماهنگی با دولت‌های ساحلی و گفت‌وگوی ایران و عمان درباره اداره آینده تنگه را نادیده بگیرد.

این همان الگوی آشنایی است که پیش‌تر در خوانش غرب از حقوق دریاها نیز دیده شد. کشورهای غربی با تکیه بر تفسیر گزینشی از کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها کوشیدند مفهوم عبور ترانزیتی را به‌عنوان قاعده‌ای الزام‌آور بر ایران تحمیل کنند؛ در حالی که ایران عضو این کنوانسیون نیست و از منظر تهران، رژیم حقوقی حاکم بر تنگه هرمز را نمی‌توان با قرائت یکجانبه غرب تعریف کرد.

توسعه ایرانی 

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها