راه تازه غارت دلارهای مردم
ساعت 24 - هنگامی که آدمی یا سازمانی و نیز جامعهای عادت میکند زندگی غیرعادی داشته باشد دیگر نمیتواند برای دگرگونیهای امروز و فردایش چشماندازی از جنس زندگی عادی ترسیم کند. افتادن در دام زندگی غیرعادی آرامآرام خلق و خوی آدمیان و جامعهها را گونهای شکل میدهد که تصور میکند زندگی عادی همین زندگیای بوده که عقل و تجربه نشان میدهد این زندگی غیرعادی است.
حقیقت تلخ این است که جامعه ایرانی به آرامی و با دگرگونیهایی که به مرور در ساختارش رخ داد اکنون یک زندگی غیرعادی دارد. به این معنا که به هر دلیل با نیمی از دنیا که از سر تصادف به نفت و گاز ایران نیاز دارند نهتنها دادوستد ندارد بلکه میخواهد بنیانهای آنها را دگرگون کند. د
رست یا نادرست جمهوری اسلامی بهطور بنیادین با فرهنگ و تمدن و ساختار حکومتی و نیز زندگی غربیها در حال ستیز است. این غرب که جمهوری اسلامی میخواهد بنیادشان را بر باد دهد شامل آمریکا، سه غول اروپایی ، ژاپن،کرهجنوبی، کانادا و استرالیا و برخی دیگر از کشورها میشود که هرکدام اقتصادی بزرگ و در دنیای امروز اتحادی سخت در برابر دیگران از جمله جمهوری اسلامی دارند.
در چنین فضایی از دادوستد جمهوری اسلامی با غرب اما باید صادرات نفت انجام شود تا کلیت جامعه ایرانی سرپا بماند و نهادهای حاکمیتی دنبال تحقق هدفهایشان باشند که بهنظر میرسد برانداختن بنیادهای غربی در اولویت اول است. معلوم است که غرب به رهبری آمریکا برای اینکه جمهوری اسلامی را در راه رسیدن به براندازی غرب ناکارآمد کند مهمترین توانایی آن را نشانه میرود.
این نشانهروی دنبال این بوده و هست که راه صادرات نفت به شکل عادی را ببندد و نیز راه ورود دلارهای حاصل از صادرات نفت را تنگ و تاریک کند. در همین مسیر است که شرکتهای قانونی ایران مثل شرکت ملی نفت و دیگر شرکتهای تابعه از سوی غرب تحریم شدهاند.
جمهوری اسلامی اما به جای اینکه تحریم غرب را با استفاده از هر راهی برچیند راضی شده است نفت خود را به صورت غیرعادی و با تخفیفهای غیرعادی به یک انحصارگر خرید یعنی چین کمونیست صادر کند. این وضعیت راه ورود نهادها، گروهها و افرادی را برای صادرات نفت و برگرداندن منابع حاصل از صادرات نفت باز کرده که اصطلاح «تراستیها» برای این فروشندگان نفت مردم ایران بر آنها گذاشته شده است.
این تراستیها البته در دهه۸۰ نیز بودند که از درون آنها بابک زنجانی پدیدار شد که قصه او را ایرانیان علاقهمند به اقتصاد سیاسی از یاد نخواهند برد. تراستیهای تازهکار نیز پس از مدتی به هر دلیل آموختند که میتوانند به بهانههای گوناگون دلارهای صادرات نفت را بهنگام به شرکت نفت و بانک مرکزی ندهند.
این اتفاق که آرامآرام خود را نشان میداد تا همین چند هفته پیش از جلوی چشمهای شهروندان ایرانی دور نگه داشته شده بود. حالا معلوم میشود که این گروه تراستیها رقمی معادل ۷تا۸میلیارد دلار از دلارهای نفت صادراتی را پس نداده و حالا مجادله بر سر این است که آنها آیا به پیمان خود وفا دارند یا نه.
زندگی غیرعادی برای کلیت جامعه ایرانی بهویژه در صادرات نفتخام پیامدهای غیرعادی هم دارد که زاد و رشد تراستیها که هنوز رخ ننموده و پنهان ماندهاند یکی از این پیامدهاست.
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.