آخوندی: اکنون نظام جای ملت نشسته است
ساعت 24 - عباس آخوندی در مراسم بزرگداشت مرحوم هاشمی فسنجانی در منزل او در قم که به سرای فرهنگ و قران تبدیل شده است، در تاریخ ۱۷ دیماه ۱۴۰۴، در نقد اندیشه آیت اللههاشمی رفسنجانی پرداخت و گفت: در نقد مرحوم هاشمی و نقاط قوت و کاستی ایشان، میتوان اولین تعارض با دولت مدرن را در جایگزینی مصلحت به جای قانون دید.
وی به عقلانیت ابزاری و عملگرایی در درون یکحکومت ایدئولوژیک اعتقاد داشت که امروزه میبینیم، این نگاه پس از او شکست خورده است.
مرحوم هاشمی به رویکرد هویتمحور و ایدئولوژیک در سیاست خارجی اعتقاد نداشت و راهبرد اصلیش حفظ منافع ملی بود. دولت مدرن، بر دو نهاد سرزمین و ملت بنیاد گذاشته میشود. ولی در دولت ایدئولوژیک، سرزمین بی معنی است. برای مارکسیستها و برای داعش، سرزمین اصالت ندارد، ولی، برایهاشمی سرزمین اولویت داشت. وی بلافاصله پس از شروع جنگ در مهرماه ۱۳۵۹ گفت ما برای خاک میجنگیم. اما بهنظر میرسد که در حوزههای علمیه سرزمین مطمح نظر نباشد. البته آقایهاشمی به اراده ملت توجه کافی نداشت بیشتر بر مفهوم «دولت کارآمد و قدرتمند» متمرکز بود و ایران شهروندی خیلی برای ایشان مساله نبود، البته مخالفش هم نبود. ایشان ایران را ابزار بقا میداند نه سوژه حاکمیت، ملت را پشتوانه دولت میداند و نه تشکیلدهندهی آن و خودش را مدیر بحران. فهم تفاوتهای سه مفهوم کلیدی مصلحت، خیر عمومی و منافع ملی برای فهم و نقد اندیشههاشمی بسیار مهم است.
مصلحت، یک مفهوم سیال و سلیقهای است که بستکی به تشخیص افراد دارد. مشکل مصلحت این است که قانون را تعلیق میکند، چون مصلحت موقت است، پس نمی توان از مصلحت نهاد استخراج کرد، چرا که مصلحت مانع شکل گیری قانون و ثبات قانونی است. خیر عمومی، ماهیتی همگرایانه دارد و قانون ابزار تحقق آن است، مانند رفاه عمومی، سواد یا سلامت، که برای رسیدن به آن قانون تصویب میشود، خیر عمومی هنجاری و فرادولتی و بلند مدت است. منافع ملی، در برابر قوای خارجی مطرح است و هدفش حفظ تمامیت ارضی و ثبات یککشور است. مشکل در تفکر مرحوم هاشمی این است که مصلحت بالاتر از قانون است، البته ایشان با نیت گرهگشایی و بر مبنای عملگرایی از این رویکرد تبعیت میکرد اما بعد از ایشان چه شد؟ الان مجمع تشخیص مصلحت با خیر عمومی چه نسبتی دارد؟
ایشان تا مصلحت برای عبور از انسداد ایدئولوژیک جلو رفت ولی باید تا قانون جلو میرفت. مصلحت تیغ دو دم بود و هست. امروز وضعیت بهگونهای است که مجلس و شورای نگهبان قانونی را تصویب میکند اما مجمع تشخیص بر مبنای مصلحت آن را متوقف میکند. و نهاد قانون را در ایران متزلزل میسازد. اکنون مصلحت جای منافع ملی نشسته، نظام جای ملت و اطاعت بجای مشارکت قرار گرفته است. نقد دیگر به مرحوم هاشمی، قرار دادن عمران بهجای توسعه بود. در رویکرد عمرانمحور، فعالیتهای فیزیکی محور هستند و در جامعه نهادسازی صورت نمی گیرد. توسعه مجموع عمران، نهادسازی، توسعهی انسانی و جامعه مدنی و حاکمیت قانون مطرح است، و شاخص هایش پایداری نهادها چون حاکمیت حقوق از جمله حقوق مالکیت است. در تاریخ ایران در برابر پادشاهان، شرع ضامن حقوق مالکیت بود اما مصادرهها در انقلاب حقوق مالکیت را نقض کرد، حقوق ملت در فروش تراکم و اراضی منابع طبیعی و آسمان و زمین نقض میشود. و هنوز پس از ۴۷ سال از انقلاب مصادره اموال جریان دارد. اما حوزه اعتراض نمی کند. انتقاد دیگر بهاندیشههاشمی این است که به مهار قدرت کم توجه است. نکته آخر: هاشمی یک پل ناتمام بین دولت ایدئولوژیک و دولت مدرن بود و به توسعه از بالا اعتقاد داشت، هاشمی به آستانه توسعه رسید اما از آن عبور نکرد.
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.