از رنجی که مردم میکشند
ساعت 24 - ایرانیان مانده در سرزمین مادری این روزها با رنجها و زخمهای سه پدیده زندگی میکنند و چشم به راه رسیدن روزهای بهتر هستند. نخستین رنج بزرگ ایرانیان رخداد ترسناک و بهتبرانگیز روزهای ۱۸و۱۹دیماه تازهسپریشده است. ایرانیان توانایی ندارند ریشه و ژرفای چگونگی درد بزرگ کشته شدن هزاران هموطن خود را در ذهن و دل خویش جای دهند و از این درد جانکاه رنج میبرند.
درد بزرگ دیگری که شبح آن بالای سر ایرانیان بهویژه گروههای کمدرآمد و مزد و حقوقبگیر بوده شتاب بالای نرخ تورم است. ایرانیان چند سال است بهچشم میبینند با حکمرانی ناکارآمد درآمد بهدست آمده آنها که از جانشان سرچشمه گرفته از دست میرود و زندگی بخور و نمیر هم برایشان آرزو میشود.
آمارهای رسمی ارائه شده از سوی مرکز آمار رسیدن نرخ تورم به ۶۰درصد را دور نمیداند. این نرخ تورم در برابر افزایش حقوق کارمندان بهطور میانگین ۳۰درصد برای سال۱۴۰۵ را همچون طوفان درو میکند و چیزی باقی نمیماند.
رنج بزرگ دیگر اما شرایط بلاتکلیفی است که بر زندگی مردم سایهانداخته و آنها را در دریایی از ابهام فرو برده و هیچ شهروندی از فردا و هفتههای بعد خود خبر ندارد. ایرانیان مانده در میهن میخوانند و میشنوند که جمهوری اسلامی در روی صحنه و شاید هم در پشت صحنه هیچ نرمشی در برابر آمریکا و غرب نشان نمیدهد.
مقامهای گفتوگوکننده و نیز دیگر مقامهای امنیتی سیاسی و سرداران و امیران سپاه و ارتش پافشاری دارند تنها در صورتی حاضرند با آمریکا در یک سطح قرار گیرند که گفتوگوها پیشرونده باشد. این چیزی بوده که غرب نمیپذیرد و ماموریت آمریکا این است که به نمایندگی از غرب بر جمهوری اسلامی فشار آورد. این درد بزرگ بلاتکلیفی شاید بیشتر از دردهای دیگر است و شهروندان را به رفتارهای ناشناس میکشاند.
کارشناسان و اقتصاددانان و نیز فعالان سیاسی باور دارند و نیز شهروندان ایرانی هم شاید در تنهایی خویش به این نتیجه رسیدهاند که ادامه نبرد با آمریکا که برخی میگویند تا ابد ادامه دارد روزگار را بدتر میکند و بهتر است برای جلوگیری از بیتاب شدن مردم با آمریکا به توافقی دست یافت.
این توافق اگر زودتر انجام میشد شاید گرههای بازگشایی هزینههای فزاینده نداشت و اگر همین امروز هم گرهها باز نشود بر ابعاد هزینهها اضافه میشود. نهادهای ادارهکننده جمهوری اسلامی آیا باور دارند رنجهای سهگانه افتاده بر دوش و ذهن مردم واقعیتهایی انکارناپذیرند؟
اگر باور دارند که باید راههایی که به اینجا رسیده را ببندند و راه را برای مردم باز کنند تا از همه دانایی و توانایی خود برای رسیدن به روزگار بهتر را بهکار گیرند. اگر اما باور این نیست و برداشتها از خواست اکثریت شهروندان چیز دیگری بوده و رفتارها براساس برداشتهای دیگر است میتوان از نظرسنجیهای کارشناسانه و آزاد استفاده کرد. آیا راه دیگری برای اینکه دانسته شود مردم امروز ایران چه میخواهند وجود دارد؟
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.