آقای پزشکیان اول بگو مشکل چیست بعد…
یکم- مسعود پزشکیان در روزهای پس از ۱۸دی به هر دلیل کمتر سخن میگفت اما حالا احساس میکند وضعیت عادی شده و برنامه پیشین خود که سخنرانی کردن در زیرمجموعههای دولتی بوده را شروع کرده است.
خب، این رفتار وی چه تنگنایی دارد و چرا نباید هر روز در دو یا سه جا صحبت کند؟ اصولا رییس دولت میتواند و باید در نهاد ریاستجمهوری مستقر شود و به شنیدن دیدگاهها و راهکارها عادت کند و هر چند روز هم یک تصمیم عادی یا مهم برای برطرف کردن مشکلات کشور بگیرد.
دوم- اتفاقا رییسجمهور در سخنرانی در آئین اختتامیه شانزدهمین جشنواره بینالمللی فارابی ویژه علوم انسانی و اسلامی با تاکید بر اینکه برای مشکلات امروز جامعه باید خودمان را نقد کنیم و به جای نقد و سرزنش دیگران، خودمان را اصلاح کنیم، گفت: «ما آمدهایم و هستیم که مشکل مردم را حل کنیم نه اینکه خودمان مشکل باشیم و باری بر دوش مردم بگذاریم.»
سوم- این حرفها،حرفهای بسیار خوبی است که پزشکیان بر زبان آورده حالا پرسش این نوشته چیست؟ پرسش این نوشته از خود رییسجمهور است. از وی میپرسیم به نظرش مهمترین و اولویتدارترین مشکل مردم در این روزها و روزهایی که در پیش است چیست؟
او به صورت صریح و روشن باید آنها را با مردم در میان بگذارد و سپس اطمینان پیدا کند که مردم حرف او را قبول دارند یا نه؟ اگر مردم گفتند بله این مشکل اول ماست سپس به مردم بگوید آیا توانایی کارشناسی، امکان و قدرت سیاسی آن را دارد که مشکل را حل کند؟
واقعیت این است که ندانستن مشکل اصلی مردم درد بزرگ کشور است و رییسجمهور نیز در این تنگنا قرار دارد که نمیتواند مشکل را حل کند. بهطور مثال اگر مردم بگویند تحریمها مهمترین مشکل است آیا رییس دولت میتواند آن را حل کند؟
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.