کمک نکردن روسیه به ایران : نخواستن یا نتوانستن
ساعت 24 - با عمیقتر شدن روابط بین تهران و مسکو، محدودیتهای نفوذ و توانایی پوتین در محافظت از شرکایش کاملاً آشکار است. روسیه آنچه را ایران در یک درگیری بزرگ با اسرائیل و ایالات متحده بیش از همه میخواهد، در اختیار دارد: جنگندههای پیشرفته، سیستمهای دفاع هوایی و مهمات دقیق که روسیه به تعداد زیاد تولید میکند.
اما همه اینها داراییهایی هستند که روسیه برای جنگ خود در اوکراین به آنها نیاز دارد. حتی اگر مسکو میخواست این سیستمها را به ایران تحویل دهد، نمیتوانست بهاندازه کافی سریع این کار را انجام دهد. به عنوان مثال، آموزش اپراتورهای ایرانی سیستم دفاع هوایی S-400 به تنهایی حدود شش تا هشت ماه طول میکشد.
با توجه به اینکه ارتش روسیه درگیر جنگ اوکراین است و هیچ تمایلی برای ایجاد مانع در برابر حمله قاطع آمریکا و اسرائیل ندارد، مسکو فراتر از محکومیت دیپلماتیک و درخواست خویشتنداری، کمک قابل مشاهدهای به تهران ارائه نداده است. همچنین مذاکرات مداوم کرملین با دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ در اوکراین، مسکو را عقب نگه داشته است. رهبری روسیه امیدوار است از این فرایند نمایشی، حداقل از نظر محدود کردن حمایت ایالات متحده از اوکراین و کند کردن روند تحریمهای جدید علیه روسیه، بهرهمند شود. در این شرایط، کرملین نمیتواند حمایت قویتر و آشکارتری از ایران ارائه دهد. تعهد مسکو به تهران همچنین با نیازهای آن برای ایجاد تعادل در روابطش در منطقه تعدیل میشود. کشورهای خلیج فارس که اکنون با حملات ایران مواجه هستند، به خودی خود شرکای مهم روسیه هستند – بهویژه امارات متحده عربی که به عنوان یک مرکز لجستیکی و مالی برای منافع روسیه عمل میکند و عربستان سعودی که شریک اصلی کرملین در اوپک پلاس است.
مطمئناً، روسیه ممکن است کمکی ارائه دهد که مشاهده آن دشوارتر از ارسال سلاح باشد، مانند ارائه دسترسی به اطلاعات، نظارت و شناسایی مبتنی بر فضا که میتواند هدفگیری ایران را بهبود بخشد. چنین کمکی ردپای قابل مشاهده کمتری نسبت به انتقال هواپیما یا باتریهای موشکی به جا میگذارد که ردیابی آن را دشوارتر و انکار آن را آسانتر میکند، اما همچنان مهم است. همانطور که واشینگتن پست اخیراً گزارش داد، برخی از مقامات دولت ایالات متحده به این نتیجه رسیدهاند که مسکو مخفیانه در این فعالیتها مشارکت دارد. تخمین دقیق مقیاس و عمق این تلاش در حال حاضر دشوار است، اما مطمئناً تاثیر آن در مقایسه با برنامه کمک اطلاعاتی چند ساله به رهبری ایالات متحده که نیروهای مسلح اوکراین را قادر ساخت تا هزاران سرباز روسی را از زمان آغاز تهاجم تمام عیار در سال ۲۰۲۲ بکشند، رنگ میبازد.
حتی اگر مسکو از تهران حمایت نکند، روسیه از عواقب ناخواسته و اثرات ثانویه جنگ جاری در ایران سود خواهد برد. ایالات متحده در حال گسترش رهگیرهای دفاع هوایی و مهمات دقیق مورد نیاز اوکراین است. موشکهای پاتریوت و سلاحهای تهاجمی دوربرد محدود هستند و آنچه به اسرائیل و کشورهای خلیج فارس اختصاص داده میشود، برای کییف در دسترس نخواهد بود.
افزایش هزینه انرژی، مزیت بزرگتری برای روسیه است. قیمت نفت در سال ۲۰۲۵ به دلیل تصمیم اوپک پلاس برای افزایش تولید کاهش یافت. روسیه ظرفیت اضافی زیادی برای گسترش تولید نفت خود نداشت، بنابراین نتوانست از حجم تولید، آنچه را از دست داده بود، به دست آورد. این تصمیم، مازادی در بازار و جایگزینهایی برای نفت روسیه برای خریداران ایجاد کرد که همراه با افزایش فشار تحریمها از سوی ایالات متحده، تخفیفهای زیادی را برای نفت روسیه به همراه داشت. اکنون کمبود ایجاد شده توسط بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت را افزایش میدهد و به روسیه و بودجه دولتی آسیبدیدهاش، افزایش درآمد میدهد. هفته گذشته، به منظور کاهش فشار بر بازارها، وزارت خزانهداری ایالات متحده حتی مجوز ۳۰ روزه برای فروش نفت خام روسیه به هند که قبلاً تحریم شده بود، صادر کرد. خلیج فارس همچنین تامینکننده اصلی گاز طبیعی مایع است. کاهش چشمگیر صادرات از این منطقه به روسیه کمک میکند تا گاز طبیعی مایع خود را، به ویژه در آسیا، بفروشد.
چند هفته اختلال در تامین انرژی خلیج فارس ممکن است به نفع روسیه باشد، اما نه خیلی زیاد؛ به ازای هر ۱۰ دلار افزایش قیمت هر بشکه نفت، روسیه روزانه حدود ۹۵ میلیون دلار درآمد کسب میکند که در کوتاهمدت مبلغ قابل توجهی نیست. اما اگر جنگ خسارات سنگین و پایداری به زیرساختهای نفت و گاز منطقه وارد کند، میتواند قیمتها را برای مدت قابل توجهی افزایش دهد و به پر کردن خزانه کرملین کمک کند. تاکنون، ایالات متحده و اسرائیل از آسیب رساندن به پتانسیل صادرات نفت ایران و بمباران میادین و پایانههای نفتی ایران خودداری کردهاند، اما این وضعیت میتواند در جریان درگیری تغییر کند. اگر ایران ناامید به دنبال ایجاد درد و رنج هرچه بیشتر برای همسایگان خود و اقتصاد جهانی باشد، اثرات آن بر منابع نفت و گاز جهان ممکن است پایدارتر باشد.
خسارت قابل توجه و پایدار به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، همراه با یک دوره بالقوه طولانی بیثباتی در خاورمیانه، میتواند سرانجام چین را متقاعد کند که خطوط لوله جدید نفت و گاز زمینی را از روسیه راهاندازی کند. این چیزی است که پوتین در دهه گذشته، به ویژه از سال ۲۰۲۲، زمانی که اروپا شروع به کاهش وابستگی انرژی خود به روسیه کرد، سعی در متقاعد کردن شی جین پینگ، رئیس جمهوری چین، برای انجام آن داشته است.
قیمتهای بالاتر انرژی، نفت و گاز روسیه را نیز ضروری خواهد کرد. در این صورت، سیاستگذاران اروپایی و آمریکایی با یک انتخاب دشوار روبهرو خواهند شد: ادامه تشدید فشار تحریمها بر روسیه با هزینههای اقتصادی فزاینده یا نرمتر کردن موضع خود.
انتخابهای خود روسیه پیچیدگی کمتری دارد. شکستهای اخیر کرملین در کمک به شرکایش – در سوریه، ونزوئلا و ایران – محدودیتهای دسترسی آن را به عنوان یک قدرت جهانی آشکار کرده است. مسکو با توجه به منابع محدودش در اوکراین، نمیتواند کمک مادی چندانی به دوستان اقتدارگرای خود کند. آنچه باقی میماند، یک هدف محدودتر است: بهرهبرداری از پیامدهای ناخواسته مداخلهگرایی ایالات متحده.
دیپلماسی ایرانی
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.