نیلی:وقتی قدرت دارید مذاکره کنیدو امتیاز بگیرید
ساعت ۲۴ - اگر جنگ را از دو منظر مورد بررسی قرار دهیم که یکی خساراتی است که میبینیم و دومی، خساراتی که به طرف مقابل وارد میکنیم، پیام منظر اول، میتواند این باشد که اصل بر صلح است و جنگ باید رفتنی باشد. اما پیام منظر دوم اشاره به «زمان مناسب» برای خاتمه جنگ دارد.
وقتی شما در موقعیتی قرار گرفتهاید که از قدرت چانهزنی مناسبی برای خاتمه جنگ برخوردارید، نباید آن زمان را از دست بدهید. وقتی دشمن شما با ادبیات زشت خود اعلام میکند که درصدد تغییر میدان جنگ از عرصههای بهکار گرفته شده تا این مرحله، به عرصههای زیربنایی، صنعتی و علمی است، در واقع به زبان دیگری، اعلام میکند که پذیرفته در عرصه قبلی، با ناکامی مواجه شده است.
برای او، ورود به عرصه زیربناها، هزینههای بالایی دارد و برای ما هم به طریق اولی چنین است. پس حال که او در چنین موضعی قرار گرفته و خود او در حال اعلام ناکامی در میدان قبلی است، نباید درنگ کرد و با گرفتن حداکثر امتیازات ممکن، به نوسازی امید و بازسازی تخریبها پرداخت.
درس دیگر برای امروز و فردای دو گروه است که هرچند به شدت در مقابل یکدیگر قرار دارند؛ اما در مورد استقبال از این جنگ، اشتراک رویکرد دارند. حکایتشان به استادیومی میماند که هر گروه در یکسوی آن نشسته و تیم مورد علاقه خودش را تشویق میکند؛ اما هردو، مدتها بوده که انتظار برگزاری این مسابقه را میکشیدهاند و هرکدام نیز، به چیزی جز یک پیروزی قطعی پر گل رضایت نمیدهند.
گروهی به این جنگ بهعنوان میانبُری برای تحولات سیاسی داخلی دلبستهاند و تصورشان این است که دستاورد مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل میتواند دموکراسی و آزادی بهعنوان هدیهای از سوی آنان برای مردم ایران باشد. آنان تخریبهای صورتگرفته در ظرفیتهای مهم زیربنایی، صنعتی و علمی کشور در روزهای اخیر را نمیتوانند در توضیحشان جا دهند، از این نظر که، همانی که نیازهای اولیه حیاتی مانند انرژی و راه و بندر و پل و اسکله و تجارت را تخریب میکند، چطور خواهد توانست سایر نیازها مانند آزادی و دموکراسی را هدیه دهد.
اما به هرحال، همچنان، به جنگ و ادامه آن تا پایان آرزومندانه خود، دلبستهاند. این گروه، توجه ندارند که آزادی و دموکراسی، هرچند در «سطح مفهومی»، بسیار فراگیر و جهانشمول است، اما در بُعد اجرایی، هدیه گرفتنی نیست و برعکس، بهشدت بومی بوده و به عبارت روشنتر، صرفا «ساخت داخل» آن، ماندگار و پایدار است. هیچ چارهای جز طی یک فرآیند تدریجی درونی و همراه با یادگیریهای مرحلهای نیست.
گروه دوم که آنان نیز این جنگ را موهبتی بزرگ ارزیابی کرده و از تداوم و گسترش ابعاد آن، بهشدت استقبال میکنند، کسانی هستند که اساسا نگاهشان به چالشهای داخلی و خارجی، نگاه تقابل حق و باطل است و شرایط بهوجودآمده را بهعنوان فرصت موعود ارزیابی میکنند و لذا هرگونه اقدام مصلحتاندیشانه در جهت توقف جنگ را به منزله از دست دادن فرصتی تاریخی برای نابودی دشمنانی میبینند که مدتهای طولانی در انتظارش بودهاند. این گروه، تمایلی به محاسبهگری در جنگ ندارند و قرار داشتن در جبهه حق را کافی میبینند.
در واقع، گروه اول، در این جنگ به پیامدهای خسارتهایی که وارد میشود امید بستهاند و گروه دوم، به اثرات خسارتهایی که به هر طریق، به طرف مقابل وارد میآید.
میبینیم که هیچیک، تمایلی به دیدن «تصویر بزرگ» جنگ ندارند و هر دو از اینکه پس از این روزها، چه از اقتصاد ایران باقی خواهد ماند، با سادگی عبور میکنند. در این میان، نظام حکمرانی، تنها نهادی است که در تلاقیِ همه اطلاعات قرار دارد و تنها اوست که اگر بخواهد، میتواند تصویر بزرگ را با وضوح بالا، مشاهده کند.
فاصله گرفتن از واقع بینی در موقعیت حاضر، بسیار پر ریسک و خطرناک است. امید آنکه با مبنا قرار دادنِ خردورزی، در ساعات و روزهای پیش رو، به سرانجامی نیکو و همراه با سربلندی برای مردم کشورمان دست پیدا کنیم.
ایران عزیز با تنی زخمی و قلبی پر درد، نه تنها برآمده از ایام اخیر، بلکه شکل گرفته طی قرنهای متمادی، صبورانه به ما مینگرد و با سوز دل، از اینکه چطور از زخمهای دردناکی که طی تاریخ، بر پیکر این مادر پیر وارد آمده، درس نگرفته و چرخه معیوب تکرار را ادامه میدهیم، رنج میکشد.
اما او میداند، فردایی خواهد رسید که مردم این سرزمین، زنان، مردان، جوانان و کودکان آن، با خندههای برآمده از امید درون، کشورشان را خواهند ساخت و بر آبادیهای برآمده از آن، جشنها خواهند گرفت. این مادر مهربان، تا آن روز، صبری بسیار دارد.
بخشی از سرمقاله مسعود نیلی در دنیای اقتصاد
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.