ایرانیان چه نمی خواهند
اداره کنندگان جمهوری اسلامی مقامهای امروز کاخ سفید حاکم برآمریکا در اوج تنشهایی که در خود را کلمهها و عبارت ها ونیز در موشک و بمب و جنگنده و پهپادها نمایش میدادند و پس از دورهای گفت وگوهای فشرده با میانجی گران پیدا و پنهان سرانجام از اوج به فرود رسیده و به آتش بس دوهفتهای تن دادند.
دلیل قبول کردن آتش بس کوتاه مدت از سوی اداره کنندگان جمهوری اسلامی هرچه بوده وهرچه هست کاری را انجام دادند که درروزهای تازه سپری شده بر زبان ودر نوشتههای شماری از چهرههای علمی- سیاسی جاری شده بود. گروه قابل اعتنایی از کسانی که به میدان آمده و گفتند و نوشتند از اداره کنندگان جنگ میخواستند به داشتههای امروز خود برای پذیرفتن آتش بسنده کرده و اگر احساس پیروزی دارند با همین حس به گفت وگو بنشینند. در حالی که این یک خواسته برپایه بهره بردن از خرد و نیز دورکردن ایران از تخریب بیشتر بود اما یک گروه تندرو چنین منطقی را به سازش کاری متهم کرده وحتی خواستار مجازات انها از سوی نهادهای قضایی شدند و تا آخرین ساعتهای پس از اینکه معلوم شد گفت وگوها به سوی آتش بس میرود خواستار سرسختی بیشتر بودند. واقعیت تلخ این است که حتی اگر یک درصد امکان اجرای برنامه تخریب ایران و نابودی ثروت تاریخی ایرانیان از سوی امریکا و اسراییل وجود داشت ،تصمیم اتخاذشده از سوی نظام سیاسی نشان میدهد ایران و ایرانیان از یک وضعیت دهشتناک رها شدهاند. حالا اما این تصمیم بزرگ برای پذیرفتن آتش بس کوتاه مدت دوهفتهای پذیرفته شده و قراربراین است دور تازه گفت وگوها برای اینکه صلح کل پدیدار شود ادامه یابد. چیزی که اکنون باید در کانون توجه است تن دادن به خواستهها و نخواستههای اکثریت شهروندان ایرانی است و نباید هیچ چیز دیگری از سوی هرنهادی و هرجریان سیاسی جایگزین خواسته اصلی ایرانیان در این روزها شود. پرسش اما این است که شهروندان ایرانی چه میخواهند؟ پاسخ دادن به این پرسش در دنیای امروز بسیار ساده است. تاسیس یک نهاد مورد اعتماد عموم مردم برای تعیین همه پرسی از شهروندان که نوعی رفراندوم استمی تواند چاره کار باشد. این نهاد تازه باید ترکیبی از همه اقشار و همه گروههای اجتماعی ونیز نهادهای مدنی باشد و یک پرسش دقیق طرح شود. در این صورت هرچه شهروندان بگویند همان شود به شرط اینکه رسانههای کشور در راهنمایی کردن شهروندان آزاد باشند و همه نیروهای اجتماعی سیاسی بتوانند بدون لکنت زبان حرفشان را بزنند. اما اگر روزگار اجازه نمیدهد این همه پرسی انجام شود با یک بررسی کارشناسانه میتوان فهمید مردم دست کم چه چیزی نمی خواهند ومی توان همان را پرسش اصلی قرارداد. آنچه خرد و احساس و آینده نگری نشان میدهد این است که ایرانیان دیگر نمی خواهند کشورشان درگیر جنگ تازهای شود هرچند که بدانند جنگجویان ایرانی نیرومندند. ایرانیها نمی خواهند کشور دردریایی از خشونت داخلی و خارجی فرورود که پایان آن با توجه به نتیجه جنگ 39روزه نابودی بخشی از ثروت تاریخی کشور ونیز نابودی تاسیساتی است که هرریال ان از سفره شهروندان کاسته شده است.ایرانیان نمی خواهند در جایی بایستند که مجبور شوند 40 روز بدون اینترنت بمانند. باید حقیقت را قبول کر د. یک نتیجه جنگ نزد اکثریت شهروندان ایرانی احساس ناکامی در شکست دادن قطعی دشمنان و ترس از این است که به هربهانهای دوباره برگردند. نتیجه دیگر تنهایی بیشتر کشور در دنیایی است که کشورها بدون ارتباط با آن سرنوشتی همچون کره شمالی خواهند داشت. ایرانیان دیگر جنگ نمی خواهند و آرزو دارند همانند دیگر شهروندان دیگر کشورهای جهان زندگی عادی داشته باشند
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.